پژمان_نصیریان (۳۴ تصویر)

...🗣 میدونی غم باد چیه؟ یه حس طاقت فرسا و زجر آورِ.. احساس میکنی یه چیزی گوله شده بیخ گلوت.. هرچقدر هم که پزشک معاینه کنه، چیزی معلوم نمیشه.. فقط و فقط خودت حسش میکنی.. ...

...🗣 میدونی غم باد چیه؟ یه حس طاقت فرسا و زجر آورِ.. احساس میکنی یه چیزی گوله شده بیخ گلوت.. هرچقدر هم که پزشک معاینه کنه، چیزی معلوم نمیشه.. فقط و فقط خودت حسش میکنی.. دکترا میگن منقبض شدن ماهیچه‌ای و.. هزار تا دلیل به قول خودشون علمیِ دیگه.. اما ...

میدونی غم باد چیه؟ یه حس طاقت فرسا و زجر آورِ.. احساس میکنی یه چیزی گوله شده بیخ گلوت.. هرچقدر هم که پزشک معاینه کنه، چیزی معلوم نمیشه.. فقط و فقط خودت حسش میکنی.. دکترا ...

میدونی غم باد چیه؟ یه حس طاقت فرسا و زجر آورِ.. احساس میکنی یه چیزی گوله شده بیخ گلوت.. هرچقدر هم که پزشک معاینه کنه، چیزی معلوم نمیشه.. فقط و فقط خودت حسش میکنی.. دکترا میگن منقبض شدن ماهیچه‌ای و.. هزار تا دلیل به قول خودشون علمیِ دیگه.. اما من ...

دوستی میگفت؛ خوش بحالِ نقاش‌ها، هروقت دلگیر و دل شکسته شدند، با نقاشی کردن سعی میکنند دردهای خودشان را فراموش کنند.. اما، من میگویم؛ هرچقدر هم که خوب باشند، حرفه‌ای باشند، دقیق باشند، و بتوانند ...

دوستی میگفت؛ خوش بحالِ نقاش‌ها، هروقت دلگیر و دل شکسته شدند، با نقاشی کردن سعی میکنند دردهای خودشان را فراموش کنند.. اما، من میگویم؛ هرچقدر هم که خوب باشند، حرفه‌ای باشند، دقیق باشند، و بتوانند تمام حس‌های سوژه را به خوبی نقاشی کنند، آخر نمیتوانند حس و حالِ یک آدم ...

♥ ️🍃 درست همون جایی مُردیم، که موندیم حرف دلمون رو بهش بگیم یا نگیم و دیر شد.. رفت..! #پژمان_نصیریان

♥ ️🍃 درست همون جایی مُردیم، که موندیم حرف دلمون رو بهش بگیم یا نگیم و دیر شد.. رفت..! #پژمان_نصیریان

😍 😍 😍 😍 اما من میگویم جمعه‌ها بیخیال استراحت شوید بجایش خودرا مشغول بافتن موهای یار کنید نمیدانید که، عجیب میچسبد.. خیره شوید به چشمهایش آن‌وقت می‌فهمید که تمام خستگی‌هایتان یکجا بیرون رفته است.. ...

😍 😍 😍 😍 اما من میگویم جمعه‌ها بیخیال استراحت شوید بجایش خودرا مشغول بافتن موهای یار کنید نمیدانید که، عجیب میچسبد.. خیره شوید به چشمهایش آن‌وقت می‌فهمید که تمام خستگی‌هایتان یکجا بیرون رفته است.. لبانش را ببوسید تا خوشی تمامِ روزتان را فرا بگیرد.. و آرامش را از بوی ...

بعضی وقت‌ها حال و هوای نوشتن میاد سراغم، ولی چیزی به ذهنم نمیرسه.. کلمات و قافیه‌ها برام گنگ میشن.. به تو فکر میکنم، فقط تویی که میتونی گره از مشکلم باز کنی.. موهای فر و ...

بعضی وقت‌ها حال و هوای نوشتن میاد سراغم، ولی چیزی به ذهنم نمیرسه.. کلمات و قافیه‌ها برام گنگ میشن.. به تو فکر میکنم، فقط تویی که میتونی گره از مشکلم باز کنی.. موهای فر و چال لپ و خالِ لب و چشم خمارت، اینها که در نظرم گذر میکنه، دیگه ...

#پژمان_نصیریان

#پژمان_نصیریان

مجازی هم، جوابگوی این همه تنهایی، نیست... #پژمان_نصیریان @pezhman_nasirian 🖋 تلگرام pezhman.nasirian اینستاگرام

مجازی هم، جوابگوی این همه تنهایی، نیست... #پژمان_نصیریان @pezhman_nasirian 🖋 تلگرام pezhman.nasirian اینستاگرام

دیگر بلد شده‌ام، خودم هوای خودم را نگه دارم.. هرچند، نمی‌شود تنها به تمام نیاز‌ها رسید، اما سعی میکنم به کم قانع باشم.. لااقل عزت نفسم را نگه داشته‌ام و بدهکار کسی هم نیستم تا ...

دیگر بلد شده‌ام، خودم هوای خودم را نگه دارم.. هرچند، نمی‌شود تنها به تمام نیاز‌ها رسید، اما سعی میکنم به کم قانع باشم.. لااقل عزت نفسم را نگه داشته‌ام و بدهکار کسی هم نیستم تا مجبور شوم تاوانش را بپردازم... من فقط خودم را در آینه زندگی میبینم، و برای ...

🍁 🍃 پاییز از راه رسید.. برای بعضی‌ها یک بغل حس خوب آورد، برای بعضی‌ها هم یک دنیا حسرت.. پاییز، میشود دستت در دست عشق جان باشد و قدم بگذاری روی برگ‌های زرد ریخته شده، ...

🍁 🍃 پاییز از راه رسید.. برای بعضی‌ها یک بغل حس خوب آورد، برای بعضی‌ها هم یک دنیا حسرت.. پاییز، میشود دستت در دست عشق جان باشد و قدم بگذاری روی برگ‌های زرد ریخته شده، و با آهنگ خش خشِ آن در اوج آرامش، استشمام کنی عطر دل انگیز عشق ...

مثل همیشه اتاقش پُر بود از #سکوت ، نشسته بود کنار #پنجره رو به #حیاط ، روبرویش بوم #نقاشی قرار داشت، خیره به حیاط خانه، مشغول کشیدن پرستوهای عاشقی که بی بال بودند.. نزدیکش که ...

مثل همیشه اتاقش پُر بود از #سکوت ، نشسته بود کنار #پنجره رو به #حیاط ، روبرویش بوم #نقاشی قرار داشت، خیره به حیاط خانه، مشغول کشیدن پرستوهای عاشقی که بی بال بودند.. نزدیکش که شدم، سنگینی بغض‌هایش را حس کردم، نزدیکتر شدم، و دستم را گذاشتم روی شانه‌اش، به ...

#پژمان_نصیریان

#پژمان_نصیریان

نَقل ما، نَقل اون سازِ توی کافه شلوغه، که هرکسی خواست، می‌تونه بزنه، ماهم نامردی نکردیم و سازِ همیشه کوک شدیم، هر‌ کس و ناکسی هم از راه رسید زد.. انقدر زدن که تار و ...

نَقل ما، نَقل اون سازِ توی کافه شلوغه، که هرکسی خواست، می‌تونه بزنه، ماهم نامردی نکردیم و سازِ همیشه کوک شدیم، هر‌ کس و ناکسی هم از راه رسید زد.. انقدر زدن که تار و پودمون پاره شد... بعد انداختن‌مون یه گوشه و انگ بی‌کیفیتی بهمون زدن.. هیچ کسی‌ هم ...

#پژمان_نصیریان

#پژمان_نصیریان

یه شب اومدم پشت پنجره آسایشگاه، پیش اون میله‌های عاشق.. نشستم و دست انداختم بینشون، یهو بغضم ترکید، زار زار گریه کردم، دلم برا خودم سوخت، با خودم گفتم نکنه واقعا دیوونه شدم، نکنه حرفای ...

یه شب اومدم پشت پنجره آسایشگاه، پیش اون میله‌های عاشق.. نشستم و دست انداختم بینشون، یهو بغضم ترکید، زار زار گریه کردم، دلم برا خودم سوخت، با خودم گفتم نکنه واقعا دیوونه شدم، نکنه حرفای اون پرستارِ درست باشه که میگفت تو یه روانی تمام عیاری، تو یه دیوونه‌ای که ...

. بعضی وقت‌ها حال و هوای نوشتن میاد سراغم، ولی چیزی به ذهنم نمیرسه.. کلمات و قافیه‌ها برام گنگ میشن.. به تو فکر میکنم، فقط تویی که میتونی گره از مشکلم باز کنی.. موهای فر ...

. بعضی وقت‌ها حال و هوای نوشتن میاد سراغم، ولی چیزی به ذهنم نمیرسه.. کلمات و قافیه‌ها برام گنگ میشن.. به تو فکر میکنم، فقط تویی که میتونی گره از مشکلم باز کنی.. موهای فر و چال لپ و خالِ لب و چشم خمارت، اینها که در نظرم گذر میکنه، ...

خیلی وقت است که از رفتنت میگذرد، و من هنوز پا به کوچه و خیابان نگذاشته‌ام!! حقیقتا میترسم، و تمام ترسم این است، اگر‌ روزی تو را با عشقت و دستانی گره خورده، در زیر ...

خیلی وقت است که از رفتنت میگذرد، و من هنوز پا به کوچه و خیابان نگذاشته‌ام!! حقیقتا میترسم، و تمام ترسم این است، اگر‌ روزی تو را با عشقت و دستانی گره خورده، در زیر باران قدم زنان دیدم، چه کنم؟!!! اشک غم بریزم برای این که رفته‌ای؟!! اشک شوق ...