{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آلفای عاشق من

آلفای عاشق من
پارت ۱۱
یونگی: حالا میبینیم(نیشخند)
جیمین: میبینیم(عصبی)
یونگی رفت آشپز خونه تا غذا درست کنه
جیمین داد زد و گفت....
جیمین: برایه من غذا درست نکن(داد)
یونگی: بهم اعتماد نداری واقعا(داد)
جیمین رفت داخل آشپز خونه و گفت....
جیمین: معلومه که بهت اعتماد ندارم(ناراحت)
یونگی: من برات غذا رو درست میکنم میخوای بخور میخوای نخور من درست میکنم چون میدونم باز گشنت میشه(جدی)
جیمین: من گشنم نمیشه میخوای خودتو خسته کن بیخودی(ناراحت)
یونگی توجهی به حرف هایه جیمین نکرد و کارشو انجام داد جیمین هم رفت طبقه بالا و دفتر نقاشیش رو درآورد و شروع کرد به نقاشی کشیدن و یونگی امد طبقه ی بالا
یونگی: داری چیکار میکنی؟
جیمین: دارم نقاشی میکنم نمیبینی واقعا؟
یونگی: چرا دارم نیبینم
جیمین: پس نپرس حوصله ندارم(جدی)
یونگی: یه کار کردیم باهات اعصاب نداری اههه(عصبی)
جیمین: ولمون کن حالم خوب نیست(جدی)
یونگی: میخوای گیم بزنیم که حالت خوب شه؟ آخه خیلی گیم دوست داریا(لبخند)
جیمین: باشه بیا بریم(لبخند)
یونگی و جیمین رفتن پایین و باهم یه گیم زدن و جیمین برد
جیمین: هوراااا من بردممم(خوشحال)
یونگی: آفرین جوجه کوچولو(لبخند)

امیدوارم خوشتون بیاد و دوستش داشته باشیدد✨
دیدگاه ها (۱۲)

کامی با حساب گوگلش بوده و الان تلاش میکنه برگرده به حساب اصل...

عاشق قلدرم شدمپارت ۳کانگ هو: برن تا از کارت پشیمون بشی(داد خ...

رفیق نیستت که فرشتست ولاااااا

آلفای عاشق منپارت چهارراوی یونگی جیمین رو چسبوند به خودش و ص...

آلفای عاشقپارت ۱۰جیمین تو بغل یونگی خوابید و یونگی بعد دوساع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط