وقتی مافیاست ....۲
وقتی مافیاست ....۲
هیون : کجا بودی
صدا از پشت سرت میومد سرت رو برگردوند با هیونجینی که چشمهاش از اعصبانیت قرمز شده بود و رگ های سرش از اعصبانیت برجسته شده بود روبه رو شدی
ات:هیون ...م...من
هیون : من من کردناتو رو تموم کن کجا بودی
ات : بار
هیون : اوکی ....جدا خوشت میاد با اعصبانیت من بازی کنی نه ؟
ات:هیون ....ببین
هیون : نمیخوام ببینم .... میخوام عملیش کنم
هیون تورو سریع به دیوار کبوند سرش رو کنار گوشت آورد.
و نفس های داغش رو تو گردنت خالی کرد
هیون : بهت نشون میدم که با اعصبانیت من بازی کردن چه عواقبی داره .
(هریون)
هیون : کجا بودی
صدا از پشت سرت میومد سرت رو برگردوند با هیونجینی که چشمهاش از اعصبانیت قرمز شده بود و رگ های سرش از اعصبانیت برجسته شده بود روبه رو شدی
ات:هیون ...م...من
هیون : من من کردناتو رو تموم کن کجا بودی
ات : بار
هیون : اوکی ....جدا خوشت میاد با اعصبانیت من بازی کنی نه ؟
ات:هیون ....ببین
هیون : نمیخوام ببینم .... میخوام عملیش کنم
هیون تورو سریع به دیوار کبوند سرش رو کنار گوشت آورد.
و نفس های داغش رو تو گردنت خالی کرد
هیون : بهت نشون میدم که با اعصبانیت من بازی کردن چه عواقبی داره .
(هریون)
- ۸.۵k
- ۲۹ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط