پارت 10📜
ات ویو
الان 3 روزه که اومدم خونه میا و ته واقعا باهام مهربونن اون روز هم که ته قول داد برام کلی خوراکی بگیره نگرفت 😐 انگار یادش رفت میا تصمیم گرفته که بره پیش مامانش زندگی کنه واقعا نمیدونم چرا ته هم صبح زود میره شب دیر وقت بر میگرده نمیدوننم چرا برام مهمه ولی خب بیخال امروز میخوام یه کاری کنم که ته ت.ح.ر ی. ک بشه کرم درونیم فعال شده واسه همین ...
امروز قراره ته برای نهار بیاد خونه و بنده توی غذاش ت. ح.ر.ی.ک کننده ریختم واقعا نمیدونم چرا ولی بعدش فرار میکنم 😐
(تنش میخاره دیگه 🍔 )
تق تق تق
-سلام کوچولو
+سلام 🥱
-تازه بیدار شدی!؟
+ها نه. چیز اره
-خب میزاریم بیام تو..؟
+نه... اره
-😐 باشه
ته ویو
رفتم لباسام رو عوض کردم اومدم رو صندلی نشستم و شروع کردیم به خوردم ....... وسطای غذا احساس کردم گرممه...
الان 3 روزه که اومدم خونه میا و ته واقعا باهام مهربونن اون روز هم که ته قول داد برام کلی خوراکی بگیره نگرفت 😐 انگار یادش رفت میا تصمیم گرفته که بره پیش مامانش زندگی کنه واقعا نمیدونم چرا ته هم صبح زود میره شب دیر وقت بر میگرده نمیدوننم چرا برام مهمه ولی خب بیخال امروز میخوام یه کاری کنم که ته ت.ح.ر ی. ک بشه کرم درونیم فعال شده واسه همین ...
امروز قراره ته برای نهار بیاد خونه و بنده توی غذاش ت. ح.ر.ی.ک کننده ریختم واقعا نمیدونم چرا ولی بعدش فرار میکنم 😐
(تنش میخاره دیگه 🍔 )
تق تق تق
-سلام کوچولو
+سلام 🥱
-تازه بیدار شدی!؟
+ها نه. چیز اره
-خب میزاریم بیام تو..؟
+نه... اره
-😐 باشه
ته ویو
رفتم لباسام رو عوض کردم اومدم رو صندلی نشستم و شروع کردیم به خوردم ....... وسطای غذا احساس کردم گرممه...
۶.۲k
۲۴ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۵)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.