تو راه برگشت یک دختر دیدم که عاشقش شدم بعد از چند دقیقه ف
تو راه برگشت یک دختر دیدم که عاشقش شدم بعد از چند دقیقه فکر کردن به اون دخترا ی خدمت کاری رو دیدم که می خندیدن گفتم می خندین انگار از جونتون سیر شدید ببرید تا میخرن بزنینشون بعد از رسید به قصر فهمیدم قراره با امپراتور ازدواج کنم و اموزش ببینم و من عصاب ندیمم رو بهم ریختم تا روز عروسی رسید من همه کارا رو برعکس انجام می دادم مثل: تعریم که من۱بار انجامش دادم که باید ۳با میکردم وچای خردن کا من حرت کشیدم و صدا یملج مولوج از خودم در می اورد...
#دخترونه #عاشقانه #عشق #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
#دخترونه #عاشقانه #عشق #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
۱.۸k
۲۹ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.