تک پارتی
چند وقت بود که بهش بی محلی میکردی
سرت گرم کار کردن بود که رئیست
قول داد بزاره اخر هفته رو استراحت کنی
تا اومدی خونه یادت افتاد که می سونگ تو کلوپ منتظرته
_وایی شوگا کجاس اوفف ولش کن بهتره آماده شم
رسیدی کلوپو با دوستت خوردیدو عشقو حال کردید
که ....اون ...با چهره عصبانی داشت بهت نگاه میکرد
چشماتو مالیدیو فکر کردی ک خوابه
ولی بعد اومد نزدیک ترو به لباس بازت نگاه کردو نیشخند زد
+تو منو چی فرض کردی؟اصلن منی وجود داره؟
_من ..متاسفم
حسابی مست بودی ولی هوشیاریتو داشتی
کتشو تنت کرد و مچ دستتو محکم گرفت و بردت تو ماشین تمام راهه خونه رو حرفی نزدو با قیافه عصبانی و ناراحت به روبه رو زل زده بود
با دوتا دستش فرمونو گرفته بود و هر حرفی میزدی جوابی نمیشنیدی
_من اشتباا کردم میخواستم بهت زنگ بزنم ولی خب یادم رفت
بازم چیزی نگفت
رسیدید خونه عو سوییچ ماشینو پرت کرد رو میز ، پیرهنشو دراورد و رو کاناپه لم داد
کتشو روی کاناپه گذاشتی و رفتی روبروش روی زمین نشستی
دستاشو گرفتی و بغض کردی
_من ..من ..درگیر کارم بودم واقعن ...ببخشید
چشماشو باز کرد و
نگاهه ریزی کرد
سرشو انداخت پایین و
بلند شد و رفت تو اتاقتون
_خب حالا مگه چی شده خودش یادش نمیاد موقع کامبکا اصلن خونه نیومد
چن مین بعد
خیلی گرمت بود و حوصله نداشتی لباسات رو در بیاری پس با همون لباسا رفتی تو استخر و چشماتو بستی
رفتی زیره آب ، که یدفعه صدای قدم های کسی رو شنیدی از آب که بالا اومدی شوگا رو دیدی
_تو اینجا چی میخوای؟
+هعی ...من العان باید بگم ببخشید یا تو؟
_خب .....ببخشید
خندید و اومد تو آب و یواش یواش نزدیکت شد و بوسه ی خیسی رو شروع کرد
بعد از اینکه از هم جدا شدید با حالت خماری تو گوشت گفت
+خب شاید بتونی جبرانش کنی ...
از آب بیرون اوردتت و حولتو دورت پیچید تا سرما نخوری
بردت اتاقو پرتت کرد رو تخت
روت خیمه زد و نگات کرد
+اوم خوشمزه به نظر میرسی بیب
بعد از اهم اهم
+امروز آسون گرفتم دفعه بعد قرار نیست راه بری هااا
من زیاد اسمات نمینویسم اما اگر این قسمتو خواستید بیاید پی وی (:
لایک و فالو هم فراموش نکنید ❤️
حمایت کنید تا بیشتر بزارم . 💜
سرت گرم کار کردن بود که رئیست
قول داد بزاره اخر هفته رو استراحت کنی
تا اومدی خونه یادت افتاد که می سونگ تو کلوپ منتظرته
_وایی شوگا کجاس اوفف ولش کن بهتره آماده شم
رسیدی کلوپو با دوستت خوردیدو عشقو حال کردید
که ....اون ...با چهره عصبانی داشت بهت نگاه میکرد
چشماتو مالیدیو فکر کردی ک خوابه
ولی بعد اومد نزدیک ترو به لباس بازت نگاه کردو نیشخند زد
+تو منو چی فرض کردی؟اصلن منی وجود داره؟
_من ..متاسفم
حسابی مست بودی ولی هوشیاریتو داشتی
کتشو تنت کرد و مچ دستتو محکم گرفت و بردت تو ماشین تمام راهه خونه رو حرفی نزدو با قیافه عصبانی و ناراحت به روبه رو زل زده بود
با دوتا دستش فرمونو گرفته بود و هر حرفی میزدی جوابی نمیشنیدی
_من اشتباا کردم میخواستم بهت زنگ بزنم ولی خب یادم رفت
بازم چیزی نگفت
رسیدید خونه عو سوییچ ماشینو پرت کرد رو میز ، پیرهنشو دراورد و رو کاناپه لم داد
کتشو روی کاناپه گذاشتی و رفتی روبروش روی زمین نشستی
دستاشو گرفتی و بغض کردی
_من ..من ..درگیر کارم بودم واقعن ...ببخشید
چشماشو باز کرد و
نگاهه ریزی کرد
سرشو انداخت پایین و
بلند شد و رفت تو اتاقتون
_خب حالا مگه چی شده خودش یادش نمیاد موقع کامبکا اصلن خونه نیومد
چن مین بعد
خیلی گرمت بود و حوصله نداشتی لباسات رو در بیاری پس با همون لباسا رفتی تو استخر و چشماتو بستی
رفتی زیره آب ، که یدفعه صدای قدم های کسی رو شنیدی از آب که بالا اومدی شوگا رو دیدی
_تو اینجا چی میخوای؟
+هعی ...من العان باید بگم ببخشید یا تو؟
_خب .....ببخشید
خندید و اومد تو آب و یواش یواش نزدیکت شد و بوسه ی خیسی رو شروع کرد
بعد از اینکه از هم جدا شدید با حالت خماری تو گوشت گفت
+خب شاید بتونی جبرانش کنی ...
از آب بیرون اوردتت و حولتو دورت پیچید تا سرما نخوری
بردت اتاقو پرتت کرد رو تخت
روت خیمه زد و نگات کرد
+اوم خوشمزه به نظر میرسی بیب
بعد از اهم اهم
+امروز آسون گرفتم دفعه بعد قرار نیست راه بری هااا
من زیاد اسمات نمینویسم اما اگر این قسمتو خواستید بیاید پی وی (:
لایک و فالو هم فراموش نکنید ❤️
حمایت کنید تا بیشتر بزارم . 💜
۱۱.۶k
۲۴ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۰)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.