پارت دو
پارت دو
و چون تالار و به سرش برداشته بود مجبور شدم برم پیشش و وقتی رفتم سئو گفت: جونگین این خواهرمه اسمش ا/ت هست جونگین گفت: عه سلام ا/ت خوبی؟ و من گفتم: سلام مرسی سئو که شوکه شده بود کفت: شما همدیگه رو میشناسین و من گفتم: اره امروز با اعضای استری کیدز موزیک ویدیو داشتیم از اون جا میشناسم
که سئو یه لبخند شیطانی زد و گفت: اوکی پس من شمارو تنها بزارم که بعد از اینکه سئو رفت جونگین گفت: میشه بامن بیای حیاط تالار منم گفتم: باشه منو برد حیاط تالار از استرس رنگم پریده بود که یهو لبمو بوسید و گفت: من خیلی عاشقتم میشه مال من شی؟ منم با تعجب و ذوق داشتم نگاه میکردم گفتم: منم همینطور چرا که نهکه جونگین و من از تالار فرار کردیم و رفتیم ساحل که جونگین منو و پرت کرد تو آب و خودش هم کنارم دراز کشید و گفد چشمامو ببندم منم بستم و دوباره بوسه ای رو لبم زد و گفت به آسمون نگاه کن نگاه کردم و گفت دوبرابر این ستاره ها دوست دارم (توجه اونجا ستاره ها خیلی زیاد بود تو آسمون مثل ایران دوتا نبود😑) من گفتم منم همینطور و منو تو بغلش گرفت و برد خونش و برد اتاق (دلم خواست کرو بریزم روش) و رو تخت پرتم کرد و بوسه ای عمیق رو لبم گذاشت که در همون لحضه لباسامم در آورد و همینطور لباسای خودشم در آورد و شروع کرد ب بوسیدن بدنم 😑که بعد از مدتی گفت: دیگه طاقت ندارم و واردم کرد و با بوسه اش جیغمو خفه کرد و محکم شروع کرد به ضربه زدن اون قدری محکم میزد که اشکم جمع شد از شدت درد گریه کردم و بعد ازم کشید بیرون و کنارم با خستگی دراز کشید و بغل هم خوابیدیم و سه هفته بعد ا/ت حالش بعد شد و تو کنسرت غش کرد که از بیمارستان به جونگین زنگ.زدن و اونم اومد پیشم و گفتم که ا/ت حاملست (افرین جونگین🤣) و بعد از اینکه ا/ت حالش جا اومد جونگین گفت عملیاتو خوب انجام داده و قرار شد که اونها فردا ازدواج کنن و این داستان به خوبی و خوشی تموم شد
ببخشید خیلی بد شد اصلا عاشقانه نشد ولی قول میدم دفعه دیگه عاشقانه کنم چون الان فردا چهارتا امتحان دارم الان مغزم ارور کرده مال لینو هم فردا میذارم اگه تونستم امروز میزارم
و چون تالار و به سرش برداشته بود مجبور شدم برم پیشش و وقتی رفتم سئو گفت: جونگین این خواهرمه اسمش ا/ت هست جونگین گفت: عه سلام ا/ت خوبی؟ و من گفتم: سلام مرسی سئو که شوکه شده بود کفت: شما همدیگه رو میشناسین و من گفتم: اره امروز با اعضای استری کیدز موزیک ویدیو داشتیم از اون جا میشناسم
که سئو یه لبخند شیطانی زد و گفت: اوکی پس من شمارو تنها بزارم که بعد از اینکه سئو رفت جونگین گفت: میشه بامن بیای حیاط تالار منم گفتم: باشه منو برد حیاط تالار از استرس رنگم پریده بود که یهو لبمو بوسید و گفت: من خیلی عاشقتم میشه مال من شی؟ منم با تعجب و ذوق داشتم نگاه میکردم گفتم: منم همینطور چرا که نهکه جونگین و من از تالار فرار کردیم و رفتیم ساحل که جونگین منو و پرت کرد تو آب و خودش هم کنارم دراز کشید و گفد چشمامو ببندم منم بستم و دوباره بوسه ای رو لبم زد و گفت به آسمون نگاه کن نگاه کردم و گفت دوبرابر این ستاره ها دوست دارم (توجه اونجا ستاره ها خیلی زیاد بود تو آسمون مثل ایران دوتا نبود😑) من گفتم منم همینطور و منو تو بغلش گرفت و برد خونش و برد اتاق (دلم خواست کرو بریزم روش) و رو تخت پرتم کرد و بوسه ای عمیق رو لبم گذاشت که در همون لحضه لباسامم در آورد و همینطور لباسای خودشم در آورد و شروع کرد ب بوسیدن بدنم 😑که بعد از مدتی گفت: دیگه طاقت ندارم و واردم کرد و با بوسه اش جیغمو خفه کرد و محکم شروع کرد به ضربه زدن اون قدری محکم میزد که اشکم جمع شد از شدت درد گریه کردم و بعد ازم کشید بیرون و کنارم با خستگی دراز کشید و بغل هم خوابیدیم و سه هفته بعد ا/ت حالش بعد شد و تو کنسرت غش کرد که از بیمارستان به جونگین زنگ.زدن و اونم اومد پیشم و گفتم که ا/ت حاملست (افرین جونگین🤣) و بعد از اینکه ا/ت حالش جا اومد جونگین گفت عملیاتو خوب انجام داده و قرار شد که اونها فردا ازدواج کنن و این داستان به خوبی و خوشی تموم شد
ببخشید خیلی بد شد اصلا عاشقانه نشد ولی قول میدم دفعه دیگه عاشقانه کنم چون الان فردا چهارتا امتحان دارم الان مغزم ارور کرده مال لینو هم فردا میذارم اگه تونستم امروز میزارم
- ۵۲۷
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط