black flower(p,199)
black flower(p,199)
#خونه جونگکوک
**
جونگکوک:تهیونگ...
امگا ناله ی بلندی کرد جونگ کوک بینیش رو به گردن سفیدش کشید و رایحه ی توت فرنگی و گل کیهان شکلاتش رو نفس کشید.
خدایا....
خیلی خوب بود.....
نه بالاتر از خوب عالی بود و به خاطر هیتش قوی و شدیدتر شده بود.
تو عمارت هان خودشو خیلی کنترل کرده بود اما دیگه نمی تونست دیکش درد میکرد و مثل سنگ سخت شده بود.
یه بار دیگه فرمونای تهیونگ که رو تخت دراز کشیده بود و با چشمای خمار آب رنگش نگاش میکرد رو با یه نفس عمیق وارد ریه هاش کرد و زبونش رو روی لباش کشید.
جونگکوک: خیلی ....
جونگ کوک از تهیونگ تعریف کرد و تهیونگ با یه لبخند
مغرورانه جوابش رو داد.
تهیونگ: می دونم جئون....
جونگ کوک آهی کشید.
جونگکوک: میشه اسمم رو صدا کنی.....
لباش رو به گردن تهیونگ چسبوند.
جونگکوک: حتی می تونی ددی صدام.....
با ضربه ی نسبتا اروم پسر مو نقره ای به بالزهاش خفه شد.
تهیونگ: ددی؟ نگو که یه کینکیه بدبختی....
تهیونگ با وجود حال بدش روی تخت نشست و با شک به آلفا نگاه کرد.
جونگکوک: هر چی دلت بخواد میتونی صدام کنی... اما تهیونگ مطمئنی توی هیتی؟
#خونه جونگکوک
**
جونگکوک:تهیونگ...
امگا ناله ی بلندی کرد جونگ کوک بینیش رو به گردن سفیدش کشید و رایحه ی توت فرنگی و گل کیهان شکلاتش رو نفس کشید.
خدایا....
خیلی خوب بود.....
نه بالاتر از خوب عالی بود و به خاطر هیتش قوی و شدیدتر شده بود.
تو عمارت هان خودشو خیلی کنترل کرده بود اما دیگه نمی تونست دیکش درد میکرد و مثل سنگ سخت شده بود.
یه بار دیگه فرمونای تهیونگ که رو تخت دراز کشیده بود و با چشمای خمار آب رنگش نگاش میکرد رو با یه نفس عمیق وارد ریه هاش کرد و زبونش رو روی لباش کشید.
جونگکوک: خیلی ....
جونگ کوک از تهیونگ تعریف کرد و تهیونگ با یه لبخند
مغرورانه جوابش رو داد.
تهیونگ: می دونم جئون....
جونگ کوک آهی کشید.
جونگکوک: میشه اسمم رو صدا کنی.....
لباش رو به گردن تهیونگ چسبوند.
جونگکوک: حتی می تونی ددی صدام.....
با ضربه ی نسبتا اروم پسر مو نقره ای به بالزهاش خفه شد.
تهیونگ: ددی؟ نگو که یه کینکیه بدبختی....
تهیونگ با وجود حال بدش روی تخت نشست و با شک به آلفا نگاه کرد.
جونگکوک: هر چی دلت بخواد میتونی صدام کنی... اما تهیونگ مطمئنی توی هیتی؟
- ۲۴.۱k
- ۱۷ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط