فیک ته ته فصل ① پارت ³ ♡ نفرت تا عشق♡
آنچه گذشت:
بدون اینکه فکر کنم سر کشیدم تا اخر..
............................................................
لیزلی: یهو دیدم یکی اومد تو حالش خیلی بعد بود
کسی بهش نگاه نمیکرد حتا والیر چرا من نگاهش میکردم؟ یهو اومد سمت میز ما! یه ویسکی مونده بود در ویسکی رو باز کرد سر کشید چند دقیقه نگام میکرد و یهو اومد جلو خیلی اومد جلو فاصله صورتمون خیلی کم بود
ته ته: از دست پدرم خیلی عصبی بودم داشتم با بغض میدویم که یه بار دیدم رفتم سمتش شاید اگه یکم مست بشم بهتر بشم رفتم تو کیف پولمو نیاورده بودم یه بطری ویسکی روی یه میز بود رفتم جلو که بردارم یه دختر خیلی خوشگل جلوم بود یکم بهش زل زدم و چشمم دوباره افتاد به ویسکی برش داشتم بدون اینکه فکر کنم اگه زیاد بخورم کی منو میبره خونه سر کشیدم یهو..
هی بدنم داشت سُست میشد تلو تلو میخوریم که چشمم افتاد به لب اون دختر خیلی رنگ لبش خوش رنگ بود حتما مزه خوبیم داره خودمو بردم سمت صورتش خیلی نزدیکش شدم جوری که میتونستم تند تند نفس زدنش رو بفهمم لبم خورد به لبش واقعا نرم بود خودمو بیشتر چسبوندم بهش اونم خیلی مست بود
لیزلی: یهو لبش خورد به لبم خیلی نرم بود یهو خودم نمیدونم چیکار کردم بلند شدم دستمو دور کردنش حلقه کردم....
ته ته: دستشو حلقه کرد دور گردنم منم بوسیدمش که یهو..
برای پارت های بیشتر...
۱۰لایک💜
۵کامنت🐾
۲فالور🦋
بدون اینکه فکر کنم سر کشیدم تا اخر..
............................................................
لیزلی: یهو دیدم یکی اومد تو حالش خیلی بعد بود
کسی بهش نگاه نمیکرد حتا والیر چرا من نگاهش میکردم؟ یهو اومد سمت میز ما! یه ویسکی مونده بود در ویسکی رو باز کرد سر کشید چند دقیقه نگام میکرد و یهو اومد جلو خیلی اومد جلو فاصله صورتمون خیلی کم بود
ته ته: از دست پدرم خیلی عصبی بودم داشتم با بغض میدویم که یه بار دیدم رفتم سمتش شاید اگه یکم مست بشم بهتر بشم رفتم تو کیف پولمو نیاورده بودم یه بطری ویسکی روی یه میز بود رفتم جلو که بردارم یه دختر خیلی خوشگل جلوم بود یکم بهش زل زدم و چشمم دوباره افتاد به ویسکی برش داشتم بدون اینکه فکر کنم اگه زیاد بخورم کی منو میبره خونه سر کشیدم یهو..
هی بدنم داشت سُست میشد تلو تلو میخوریم که چشمم افتاد به لب اون دختر خیلی رنگ لبش خوش رنگ بود حتما مزه خوبیم داره خودمو بردم سمت صورتش خیلی نزدیکش شدم جوری که میتونستم تند تند نفس زدنش رو بفهمم لبم خورد به لبش واقعا نرم بود خودمو بیشتر چسبوندم بهش اونم خیلی مست بود
لیزلی: یهو لبش خورد به لبم خیلی نرم بود یهو خودم نمیدونم چیکار کردم بلند شدم دستمو دور کردنش حلقه کردم....
ته ته: دستشو حلقه کرد دور گردنم منم بوسیدمش که یهو..
برای پارت های بیشتر...
۱۰لایک💜
۵کامنت🐾
۲فالور🦋
۵۷.۱k
۱۶ آذر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۷)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.