فیک(فقط سه ماه)
فیک(فقط سه ماه)
پارت اول.
الو، سلام، شما اقای سوکجین هستید؟.....
جین: الو.... بله خودم هستم، شما؟
ما از بیمارستان زنگ میزنیم..... همسرتون چنددقیقه پیش اوردن اینجا.... ایشون تصادف کردن....
جین: چ چ چی...... ل لطفا اسم بیمارستان رو بگید الان خودمو زود میرسونم....... ببخشید الان حال همسرم چطوره؟....
اصلا خوب نیستن...... زودتر بیاید.....
جین: بچه ها من باید برم بیمارستان الیس تصادف کرده......
اعضا: باشه جین زودتر برو.... هرخبری شد بهمون بگو.... میخوای ماهم باهات بیایم؟
جین: نه نمیخواد....... خداکنه حالش خوب بشه........
زود سوار ماشین شدمو با سرعت زیاد خودمو رسوندم بیمارستان........
جین: ببخشید مریض ما کجاس... الیس.... همون مریض تصادفی....
اها فهمیدم منظورتون کدوم مریض هست...... ایشون فعلا تو اتاق عمل هستن....
جین: چ چی..... حا حال حالش چطوره؟
وقتی اوردنش اصلا خوب نبود..... حتی امکان زنده موندنش هم زیاد نبود..... فعلا تو اتاق عمله... دعا کنید......
جین: چ چی هق هق هق هق...... الیس..... ن نههههه.... الیس........... خیلی تند راه میرفتم و ضربان قلبم خیلی تند بود.......... همش نگاهم به اون در لعنتی اتاق عمل بود.......... الیس.... الیس لطفاااا...... زودتر برگردددد.... خواهشت میکنم.... لعنت به من... لعنت به من که حواسم بهت نبوده.... هق هق هق...... تروخداااا..... خواهش میکنم........ الیس و دختر قشنگم.... هردوتاتون باید سالم از اون در لعنتی بیایید بیرون هق هق هق.............
نامجون: الو جین چی شد.....
جین: هق هق هق هق نامجون.... میترسممممم، خیلی میترسم... الیس تو اتاق عمله. میترسمم..... هق هق....
نامجون: اروم باش رفیق..... الان من میام....... مطمئن بود زود خوب میشن.......
جین: فکرم کار نمیکرد.....مغزم هیچ دستوری نمیداد..... فقط فقط الیس.... الیس لطفا التماست میکنم...... بیا دیگه........ الیس زودتر برگرد، هق هق ما ما باید به دخترمون باهم یه اسم انتخاب کنیم...... هق هق...... ک کوچولو کوچلو توعم باید سالم از اون در لعنتی بیای بیرون.............
پارت اول.
الو، سلام، شما اقای سوکجین هستید؟.....
جین: الو.... بله خودم هستم، شما؟
ما از بیمارستان زنگ میزنیم..... همسرتون چنددقیقه پیش اوردن اینجا.... ایشون تصادف کردن....
جین: چ چ چی...... ل لطفا اسم بیمارستان رو بگید الان خودمو زود میرسونم....... ببخشید الان حال همسرم چطوره؟....
اصلا خوب نیستن...... زودتر بیاید.....
جین: بچه ها من باید برم بیمارستان الیس تصادف کرده......
اعضا: باشه جین زودتر برو.... هرخبری شد بهمون بگو.... میخوای ماهم باهات بیایم؟
جین: نه نمیخواد....... خداکنه حالش خوب بشه........
زود سوار ماشین شدمو با سرعت زیاد خودمو رسوندم بیمارستان........
جین: ببخشید مریض ما کجاس... الیس.... همون مریض تصادفی....
اها فهمیدم منظورتون کدوم مریض هست...... ایشون فعلا تو اتاق عمل هستن....
جین: چ چی..... حا حال حالش چطوره؟
وقتی اوردنش اصلا خوب نبود..... حتی امکان زنده موندنش هم زیاد نبود..... فعلا تو اتاق عمله... دعا کنید......
جین: چ چی هق هق هق هق...... الیس..... ن نههههه.... الیس........... خیلی تند راه میرفتم و ضربان قلبم خیلی تند بود.......... همش نگاهم به اون در لعنتی اتاق عمل بود.......... الیس.... الیس لطفاااا...... زودتر برگردددد.... خواهشت میکنم.... لعنت به من... لعنت به من که حواسم بهت نبوده.... هق هق هق...... تروخداااا..... خواهش میکنم........ الیس و دختر قشنگم.... هردوتاتون باید سالم از اون در لعنتی بیایید بیرون هق هق هق.............
نامجون: الو جین چی شد.....
جین: هق هق هق هق نامجون.... میترسممممم، خیلی میترسم... الیس تو اتاق عمله. میترسمم..... هق هق....
نامجون: اروم باش رفیق..... الان من میام....... مطمئن بود زود خوب میشن.......
جین: فکرم کار نمیکرد.....مغزم هیچ دستوری نمیداد..... فقط فقط الیس.... الیس لطفا التماست میکنم...... بیا دیگه........ الیس زودتر برگرد، هق هق ما ما باید به دخترمون باهم یه اسم انتخاب کنیم...... هق هق...... ک کوچولو کوچلو توعم باید سالم از اون در لعنتی بیای بیرون.............
۳۲.۷k
۲۹ خرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.