My little gem 💎🤏#11
My little gem 💎🤏#11
Teh:خیلی روراست بهش میگی ازش خوشت اومده تمام
Jk: همین ؟ خب اینو عمه ی منم بلده!
یه چیز متفاوت میخوام که اگه دوستم نداشته باشه عاشقم بشه
Teh:خب چرا از جیمینی کمک نمیگیری
Jk :از لاس خوشش نمیاد
Teh:خب اینو که خودت خوب بلدی
Jk:یعنی اون کارو کنم؟
Teh:اره ، ولی جونگکوک... اون خیلی کوچیکه! بعدم با این قوانین کمپانی ها!چجوری ؟اینکه غیر ممکنه
Jk:بعضی موقع ها غیر ممکناهم ممکن میشن(درست گفتم دیگه ؟)
خب ته ممنونم که اومدی دیگه به سلاااااممممتتتتتتتتتتتتتتت
Teh:خب بزار شبم بمونم دی...
Jk:نه دیگهههه بای بای
(حولش میده بیرون درم میبنده)
Jk:خب... بیب منتظرم باش به زودی به دستت میارم...
(ادامه دارد)
آخرم شرطا نرسیده بود ولی خودم هم داشتم اذیت میشدم
Teh:خیلی روراست بهش میگی ازش خوشت اومده تمام
Jk: همین ؟ خب اینو عمه ی منم بلده!
یه چیز متفاوت میخوام که اگه دوستم نداشته باشه عاشقم بشه
Teh:خب چرا از جیمینی کمک نمیگیری
Jk :از لاس خوشش نمیاد
Teh:خب اینو که خودت خوب بلدی
Jk:یعنی اون کارو کنم؟
Teh:اره ، ولی جونگکوک... اون خیلی کوچیکه! بعدم با این قوانین کمپانی ها!چجوری ؟اینکه غیر ممکنه
Jk:بعضی موقع ها غیر ممکناهم ممکن میشن(درست گفتم دیگه ؟)
خب ته ممنونم که اومدی دیگه به سلاااااممممتتتتتتتتتتتتتتت
Teh:خب بزار شبم بمونم دی...
Jk:نه دیگهههه بای بای
(حولش میده بیرون درم میبنده)
Jk:خب... بیب منتظرم باش به زودی به دستت میارم...
(ادامه دارد)
آخرم شرطا نرسیده بود ولی خودم هم داشتم اذیت میشدم
- ۳۴۴
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط