my childhood firend p5
_شوگا و نامجون رسیدند_
شوگا:اح....بریم؟
نامجون:هوم...بریم.
_رفتند تو_
سه می ویو:با مانا و جین هیه نشسته بودیم که یهو همون پسر خوشتیپ رو دیدم...اینجا چیکار میکنه.؟
سه می:هی....مانا...این اینجا چیکار میکنع؟
مانا: من از کجا بدونم😑
سه می:باید بدوننیی
جین هیه:هی...بچه ها چی میخورین؟
مانا:ن..نمیدونم.
سه می:خوب...
جین هیه:هی...نظرتون چیه ویسکی؟
سه می :اوکی
مانا:هوم...باشه!
_ویسکی رو اوردن_
سه می:یاا پشمای پی دی نیم...!
مانا:خوب....
جین هیه:زود باشیت به سلامتی!
مانا:به سلامتی
سه می:به سلامتی
_رفتن بالا_
شوگا:نامجون هیونگ
نامجون:هوم؟
شوگا:اون دخترا رو نگا کن..
نامجون:خوب..؟
شوگا:اون که سمت چپه!
نامجون:اوهوم...خوشگله!
شوگا:تو دبیرستان ماست....حس میکنم میشناسمش....چهرش اشناس...رفتارشم اشناس....!
نامجون:جدی....؟
شوگا:ارع....یکی از دوستام....اینم رفتارش مث اون عین منگلاس!
نامجون:عااا....خوب.....!
شوگا:اوهوم....اخخخخخخخخخخ....سرم درد میکنع
نامجون:وا...میخوای پاشو بریم!
شوگا:نه...نمیخواد...!
مانا:هیی...سه می..😏
سه می:هان...؟🫥
مانا:اون پسره دارع نگات میکنع!
سه می:فاخخخخ.....جعررررررررر!
جین هیه:جیغغغغع....
سه می:چی شدددد؟؟؟
جین:اوهومممم......بچه ها من کراشمو دیدممممم!
مانا:کووووو؟؟؟
جین هیه:ایناهاش!!
مانا و سه می:😐
جین هیه:هوممم..!؟
مانا:این سوسکه کراشته؟
جین هیه:نهههه....اونجاااا👈🏻👈🏻
اون پسره بغل شوگا! نامجون!
مانا:اوهوممم....کراشههه!
سه می:واییی....من بازم ویسکی میخوامممم!!
مانا:بسته....۲ تا لیوان خوردی!
سه می:بازم میخواممم
مانا:اصن به من چه...بیا!
سه می:ممنونننمممممم......!
_بعد از خوردن ۱۲ لیوان_
...........
شوگا:اح....بریم؟
نامجون:هوم...بریم.
_رفتند تو_
سه می ویو:با مانا و جین هیه نشسته بودیم که یهو همون پسر خوشتیپ رو دیدم...اینجا چیکار میکنه.؟
سه می:هی....مانا...این اینجا چیکار میکنع؟
مانا: من از کجا بدونم😑
سه می:باید بدوننیی
جین هیه:هی...بچه ها چی میخورین؟
مانا:ن..نمیدونم.
سه می:خوب...
جین هیه:هی...نظرتون چیه ویسکی؟
سه می :اوکی
مانا:هوم...باشه!
_ویسکی رو اوردن_
سه می:یاا پشمای پی دی نیم...!
مانا:خوب....
جین هیه:زود باشیت به سلامتی!
مانا:به سلامتی
سه می:به سلامتی
_رفتن بالا_
شوگا:نامجون هیونگ
نامجون:هوم؟
شوگا:اون دخترا رو نگا کن..
نامجون:خوب..؟
شوگا:اون که سمت چپه!
نامجون:اوهوم...خوشگله!
شوگا:تو دبیرستان ماست....حس میکنم میشناسمش....چهرش اشناس...رفتارشم اشناس....!
نامجون:جدی....؟
شوگا:ارع....یکی از دوستام....اینم رفتارش مث اون عین منگلاس!
نامجون:عااا....خوب.....!
شوگا:اوهوم....اخخخخخخخخخخ....سرم درد میکنع
نامجون:وا...میخوای پاشو بریم!
شوگا:نه...نمیخواد...!
مانا:هیی...سه می..😏
سه می:هان...؟🫥
مانا:اون پسره دارع نگات میکنع!
سه می:فاخخخخ.....جعررررررررر!
جین هیه:جیغغغغع....
سه می:چی شدددد؟؟؟
جین:اوهومممم......بچه ها من کراشمو دیدممممم!
مانا:کووووو؟؟؟
جین هیه:ایناهاش!!
مانا و سه می:😐
جین هیه:هوممم..!؟
مانا:این سوسکه کراشته؟
جین هیه:نهههه....اونجاااا👈🏻👈🏻
اون پسره بغل شوگا! نامجون!
مانا:اوهوممم....کراشههه!
سه می:واییی....من بازم ویسکی میخوامممم!!
مانا:بسته....۲ تا لیوان خوردی!
سه می:بازم میخواممم
مانا:اصن به من چه...بیا!
سه می:ممنونننمممممم......!
_بعد از خوردن ۱۲ لیوان_
...........
۴.۲k
۰۴ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.