دوپارتی . وقتی که ...۲
دوپارتی . وقتی که ...۲
هان:ات بلند شو چرا داری گریه میکنی
چشمات رو باز کردی دیدی هان بالا سرت با حالت نگران وایساده
ات:یعنی همش خواب بود
بلند شروع کردی به گریه کردن از گردن هان گرفتی و بغلش کردی
ات: مرتیکه ی عوضی هیچ وقت حق نداری ترکم کنی
فهمیدی هیچ وقت
هان : اوه اوه چیزی نیست فقط یک خواب بود خب دیگه تموم شد
ات : قول میدی ترکم نکنی
هان:معلومه که نمیکنم خودت میدونی که چقدر دوستت دارم
ات: من بیشتر دوستت دارم
هان : نخیرم
ات : چرا خیرم
*خنده*
هان :بیا بغل هم بخوابیم ساعت پنجه صبحه تازشم باید صبح برم سرکار میخوام از خوابم لذت ببرم
ات : باشه
محکم بغلت کرد و توی بغل هم خوابیدین
(هریون )
هان:ات بلند شو چرا داری گریه میکنی
چشمات رو باز کردی دیدی هان بالا سرت با حالت نگران وایساده
ات:یعنی همش خواب بود
بلند شروع کردی به گریه کردن از گردن هان گرفتی و بغلش کردی
ات: مرتیکه ی عوضی هیچ وقت حق نداری ترکم کنی
فهمیدی هیچ وقت
هان : اوه اوه چیزی نیست فقط یک خواب بود خب دیگه تموم شد
ات : قول میدی ترکم نکنی
هان:معلومه که نمیکنم خودت میدونی که چقدر دوستت دارم
ات: من بیشتر دوستت دارم
هان : نخیرم
ات : چرا خیرم
*خنده*
هان :بیا بغل هم بخوابیم ساعت پنجه صبحه تازشم باید صبح برم سرکار میخوام از خوابم لذت ببرم
ات : باشه
محکم بغلت کرد و توی بغل هم خوابیدین
(هریون )
- ۸.۴k
- ۲۲ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط