خلاصه رفتن بیمارستان و دکتر بعد از خیلی حرف زدن گف بایو ب
خلاصه رفتن بیمارستان و دکتر بعد از خیلی حرف زدن گف بایو بیشتر مراقب باشی و سه چهار تا قرص دیگه داد
دایون از این بابت ناراحت بود
نامجون هم پیشیمون بود که چرا با زن باردارش اینطوری حرف زده
دایون و نامجون هم زمان گفتن: میخواستم بگم....
نامجون: گوش میدم بگو
دایون: نه اول تو حرفتو بگو لطفا
نامجون: میخواستم بگم متاسفم برای همه چیز
دایون: عیب نداره
نامجون: چرا به این راحتی میبخشی
دایون: چون تو همسرمی....خب دعوا هم همیشه بین یه زن و مرد اتفاق میوفته پس نیازی نیست کشش بدم
نامجون دایون رو بوسید
نامجون: بریم بستنی بخوریم
دایون: من دلم
دایون از این بابت ناراحت بود
نامجون هم پیشیمون بود که چرا با زن باردارش اینطوری حرف زده
دایون و نامجون هم زمان گفتن: میخواستم بگم....
نامجون: گوش میدم بگو
دایون: نه اول تو حرفتو بگو لطفا
نامجون: میخواستم بگم متاسفم برای همه چیز
دایون: عیب نداره
نامجون: چرا به این راحتی میبخشی
دایون: چون تو همسرمی....خب دعوا هم همیشه بین یه زن و مرد اتفاق میوفته پس نیازی نیست کشش بدم
نامجون دایون رو بوسید
نامجون: بریم بستنی بخوریم
دایون: من دلم
- ۹.۵k
- ۰۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط