گفت از قلبت چه خبر ؟ گفتم بسیار از تو یاد می کند.
گفت از قلبت چهخبر ؟ گفتم بسیار از تو یاد میکند.
داستان قلب جئون کوچک. ما
قلبش فقط برای یک نفر میتپد
برای یک نفر زنده است
و برای یک نفر زندگی میکند
و برای یک نفر جان خود را فدا میکند
از زبان جونگکوک
یور رو دیدم زیبا تر شده بود پوست سفید تر گلوله هایی مشکی که انگار جای چشم رو گرفته اند انکار شهاب هایی مشکی که به قلب من فرستاده شده بودند
من مهربونی و صافی دل یور رو دوست داشتم اما بازم اما هرجایی یک اما و اگر وجود دارد
اما من برعکس اون ام دل من سیاه و اون سفید
مثل یک رز سفید نایاب داخل شیشه
من شاهزاده کوچولو و اون رز
من دیو و اون دلبرم
ولی حیف که اون نمیخواد رز و دلبرم باشد
و این داستان نحس عشق من هست خواهد بود
ــــــــــــــــــــــــ.................. ـــ......
داستان قلب جئون کوچک. ما
قلبش فقط برای یک نفر میتپد
برای یک نفر زنده است
و برای یک نفر زندگی میکند
و برای یک نفر جان خود را فدا میکند
از زبان جونگکوک
یور رو دیدم زیبا تر شده بود پوست سفید تر گلوله هایی مشکی که انگار جای چشم رو گرفته اند انکار شهاب هایی مشکی که به قلب من فرستاده شده بودند
من مهربونی و صافی دل یور رو دوست داشتم اما بازم اما هرجایی یک اما و اگر وجود دارد
اما من برعکس اون ام دل من سیاه و اون سفید
مثل یک رز سفید نایاب داخل شیشه
من شاهزاده کوچولو و اون رز
من دیو و اون دلبرم
ولی حیف که اون نمیخواد رز و دلبرم باشد
و این داستان نحس عشق من هست خواهد بود
ــــــــــــــــــــــــ.................. ـــ......
۳.۸k
۱۴ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.