{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان بلولاک

رمان بلولاک
پارت ۶
با لگد شیدو سر هیکاری محکم خورد به تیرک دروازه و همزمان نیمه ی اول تموم شد و هیکاری افتاد زمین.(به حالت ۴ دست و پا)دست چپش رو هم گذاشته بود گوشه ی سمت چپ پیشونیش روی زخمش.دستش خونی شده بود.ناگی دوید اومد سمت هیکاری زانو زد دستشو گذاشت روی شونه ی هیکاری.ناگی:هیکاری تو خوبی؟هیکاری سرش رو آورد بالا و خیلی کیوت به ناگی نگاه کرد.هیکاری:من خوبم ناگی برین رختکن.و پاشد رفت ناگی هم پشت سرش میومد.هیکاری یه نگاهی که از صد تا فحش بدتر بود به شیدو کرد در حالی که ستاره ی توی چشماش سیاه شده بود.شیدو هم یه پوزخند احنقانه بهش زد.داور به شیدو کارت زرد داد.خوب همه رفتن توی رختکن برای استراحت بین دونیمه.آنیا و بکی نگران به سمت هیکاری اومدن و نشستن کنارش.آنیا:هیکاری تود خوبی؟سرت بد جوری داره خونریزی میکنه.هیکاری:من خوبم.میخوام هموزم بازی کنم.بکی:ولی هیکاری تو مصدوم شدی.هیکاری:پام که مصدوم نشده که نتونم بازی کنم.همون لحظه ایگو و آنری وارد رختکن شدن.آنری:هیکاری چان تو مصدوم شدی نمیتونی این نیمه رو بازی کنی.هیکاری:من خوبم خانم آنری فقط باید زخمم رو ببندم.و بعدش هم زخمش رو بست .هیکاری:ایندفعه به اون مو صورتی احمق نشون میدم که اینجا چه خبره.خوب خلاصه نیمه ی دوم شروع شد.هیکاری داشت میرفت سمت زمین حرف که کاراسو جلوی راهش سبز شد.کاراسو:خانوم کوچولو از هر کسی رد بشی از من نمیتونی رد بشی.هیکاری:عهههه آقا کلاغه ی بزرگگگگ.ولی من ازت رد میشم مهم نیست کی باشی. و ازش رد شد.کاراسو:مثل اینکه واقعا کارش خوبه.حالا اوتویا جلوی هیکاری سبز شد.اوتویا:عهههه دوباره همو دیدیم ایندفعه دیگه افتخار دارم توپ رو ازت بگیرم؟هیکاری:عه آقا نینجاهه ی بزرگم که اینجاست دوباره.کارت توی مخ زدن خوبه ولی من یکی دیگرو دوست دارم😉پس فعلااا.بازم از اوتویا رد شد و گل چهارم رو زد.هیکاری:گلللل😍آنیا و بیک دوباره پریدن روی هیکاری:آفرینننننننن😅هیکاری:بازم که پریدین روم.ناگی:بچه ها همینجوری نپرین روش هیکاری الان مصدومه.آنیا و بکی:باشهههه🤭بکی توی ذهنش:وایی انگار ناگی نگران هیکاریه🤭هیکاری توی ذهنش:این چی میگه برای خودش😐آنیا توی ذهنش:نمیدونم😑خوب گل بعدی رو ناگی زد و هیکاری دوید و سر ناگی رو ناز کرد.هیکاری:آفرین ناگی کارت درستههههه😁ناگی:🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅رئو:اینا چر ااینجورین خوب یکیتون اعتراف کنه دیگه این کارا چیه😐بکی:دقیقا خیلی خنگن باید یه نقشه ای بکشیم که اینا رو به هم برسونیم.😆رئو:آره فکر خوبیه🤭
ادامه دارههههه
دیدگاه ها (۰)

رمان بلولاکپارت ۷خوب خلاصه بازی تموم شد و کلاس یازدهم ب برد ...

رمان بلولاکپارت ۵سوت شروع بازی خورد توپ دست ناگی بود از همه ...

رمان بلولاکپارت ۴خلاصه بکی اومد دنبال هیکاری و باهم رفتن برا...

رمان بلولاک پارت ۶با لگد شیدو سر هیکاری محکم خورد به تیرک در...

رمان بلولاکپارت ۵سوت شروع بازی خورد توپ دست ناگی بود از همه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط