پارت ۲
پارت ۲
فرشته ی من
= ات ...ا..اصلا اینجوری که فکر میکنی نیست من........
+ میدونم میدونم داشتی کمک میکردی که سس کنار لباش رو پاک کنی یا داشتی کمک میکردی لباسش رو درست کنه کدوم !؟ کور نیستم دیدم بوسیدیش ! الان هم خودت هم اون هرزه کناریت از خونم گمگمشین بیرون !
= ا..ات...خاهش م.....
+ بسه ووبین سرم درد میکنه تو دیگه نه گمشو بیرون . ( داد )
ووبین دست دختره کناریش رو گرفت و از خونه ات رفتن بیرون .
همون لحظه به گوشی ات پیام اومد ات سمت گوشیش رفت و اونو باز کرد .
برای ات محاصبه از شرکت کت بیک ( چیزی به زنم نرسید اینو نوشتم 😂😄 ) اومده بود و قرار بود یکی از اونارو منشی شخصی مدیر شرکت باشه .
ات یه لحظه از خوشحالی چشماش برق زد .
و شب شده بود و با خوشحالی رفت سمته اتاقش و خوابید.
( ویو صبح )
ات باخشحالی آماده شو یه شلوار جین قهوه ای رنگ و کت همرنگ شلوارش رو پوشید و رفت سمته شرکت وقتی رسید رفت داخل دید کلی آدم برای محاصبه اومدن . ) ات تو فکر بود یهو با داد یه نفر به خودش اومد )
_ مگه من بهت دوهفته وقت ندادم خانم لی گفتم تو دو هفته پروژه ناقص رو کامل کن نگفتم یه پروژه از اول بساز گفتم یه پروژه ناقص رو تو دو هفته کامل کن الان تو اومدی به من میگی انجامش ندادی تمومش نکردی !؟ (داد)
= ق..قر..قربان..من..من معذرت م....
_ ساکت شو از جلو چشمام گمشو تو اخراجی من بهت پول نمیدم که فقط حظور فیزیکی داشته باشی !
= قربان لطفا من....
گفتم برو بیرون ( داد خیلی بلند )
( ات به دره اتاق نگاه می کرد که یهو در باز شد و دختری با گریه از اتاق خارج شود )
( و بعد ات رفت داخل )
.......... ادامه دارد
امیدوارم خوشتون اومده باشه خشگلام 🦋🐰
فرشته ی من
= ات ...ا..اصلا اینجوری که فکر میکنی نیست من........
+ میدونم میدونم داشتی کمک میکردی که سس کنار لباش رو پاک کنی یا داشتی کمک میکردی لباسش رو درست کنه کدوم !؟ کور نیستم دیدم بوسیدیش ! الان هم خودت هم اون هرزه کناریت از خونم گمگمشین بیرون !
= ا..ات...خاهش م.....
+ بسه ووبین سرم درد میکنه تو دیگه نه گمشو بیرون . ( داد )
ووبین دست دختره کناریش رو گرفت و از خونه ات رفتن بیرون .
همون لحظه به گوشی ات پیام اومد ات سمت گوشیش رفت و اونو باز کرد .
برای ات محاصبه از شرکت کت بیک ( چیزی به زنم نرسید اینو نوشتم 😂😄 ) اومده بود و قرار بود یکی از اونارو منشی شخصی مدیر شرکت باشه .
ات یه لحظه از خوشحالی چشماش برق زد .
و شب شده بود و با خوشحالی رفت سمته اتاقش و خوابید.
( ویو صبح )
ات باخشحالی آماده شو یه شلوار جین قهوه ای رنگ و کت همرنگ شلوارش رو پوشید و رفت سمته شرکت وقتی رسید رفت داخل دید کلی آدم برای محاصبه اومدن . ) ات تو فکر بود یهو با داد یه نفر به خودش اومد )
_ مگه من بهت دوهفته وقت ندادم خانم لی گفتم تو دو هفته پروژه ناقص رو کامل کن نگفتم یه پروژه از اول بساز گفتم یه پروژه ناقص رو تو دو هفته کامل کن الان تو اومدی به من میگی انجامش ندادی تمومش نکردی !؟ (داد)
= ق..قر..قربان..من..من معذرت م....
_ ساکت شو از جلو چشمام گمشو تو اخراجی من بهت پول نمیدم که فقط حظور فیزیکی داشته باشی !
= قربان لطفا من....
گفتم برو بیرون ( داد خیلی بلند )
( ات به دره اتاق نگاه می کرد که یهو در باز شد و دختری با گریه از اتاق خارج شود )
( و بعد ات رفت داخل )
.......... ادامه دارد
امیدوارم خوشتون اومده باشه خشگلام 🦋🐰
- ۱.۸k
- ۲۴ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط