مدیر جدید P14
_طبق این قرارداد من مدیر این شرکت و کمپانی ام
دوتا بادیگاردا رفتن کنار و معذرت خواهی کردن
رفتم داخل ، فضای دفتر برام تازگی نداشت چون دیروز ساعت ها توی این اتاق بودم ، نشستم روی صندلی و به این فکر کردم که چطور یه روزی اینجا جای عاقای پارک و یئون هوا و حالا هم جای منه
یاد وصیت یئون هوا افتادم سریع بازش کردم دور و برش خیلی پاره پوره بود و روش پر از لکه اشک
داخلش نوشته بود :
سلام دوست قدیمی من ، ماریا، من الان میدونم که دیگه زنده نمیمونم ، پس بخاطر همین وصیتم رو فقط و فقط برای تنها داراییم توی این دنیا مینویسم ، تو...
اول حرفی که هیچوقت بهت نزدم و میزنم ، من متأسفم
که توی دوران مدرسه چشمم به مال و اموال بابات بود
ولی حالا دیگه دیر شده ، من دارم میرم
ازت میخوام تمام ثروت منو برداری ولی این لطف رو در حقم بکن و تمام تلاشمو بکن که شرکت و کمپانی پابرجا بمونه
باید اینم بهت بگم ، لطفا لطفا حواست به کیم تهیونگ باشه اون توی یه حادثه تمام خونوادشو از دست داد و افسردگی گرفت، اون پسر خونده بابام یا بهتره بگم برادر ناتنیم بود ، بهش عشق بورز و مواظبش باش اون توی تنهاییش به خودش آسیب میزنه ، اون به تو نیاز داره
برای همیشه خداحافظ
پارک یئون هوا. تابستان ۲۰۲۳
دوباره بغض کردم من داشتم تاوان چه اشتباهی رو پس میدادم؟
همون لحظه به خودم قول دادم به تک تک حرفای یئون هوا عمل کنم
یهو یکی در زد سریع اشکامو پاک کردم
_ بفرمایید
در باز شد
یه دختر تقریبا ۱۹ ساله که پیرهن گلبهی آستین توری و دامن بلند آبی پوشیده بود با یه تبلت بزرگ اومد داخل
وقتی سرشو گرفت بالا تعجب کرد
دختره : معذرت میخوام خانم پارک کجان؟
معلوم بود آگهی های توی شرکتو اصلا ندیده بود
_ علیک سلام
دختره : ای وای ببخــشیــد سلام
_ شما آگهی های توی شرکتو ندیدین ؟ نمیدونین خانم پارک فوت شدن؟
دختره: واقعا؟
_ بله واقعا و بنده هم ازین به بعد به جای ایشون اینجا رو مدیریت میکنم
.......
بعد از سال ها🥲😂
حمایت؟
لایک؟
فالو؟
دوتا بادیگاردا رفتن کنار و معذرت خواهی کردن
رفتم داخل ، فضای دفتر برام تازگی نداشت چون دیروز ساعت ها توی این اتاق بودم ، نشستم روی صندلی و به این فکر کردم که چطور یه روزی اینجا جای عاقای پارک و یئون هوا و حالا هم جای منه
یاد وصیت یئون هوا افتادم سریع بازش کردم دور و برش خیلی پاره پوره بود و روش پر از لکه اشک
داخلش نوشته بود :
سلام دوست قدیمی من ، ماریا، من الان میدونم که دیگه زنده نمیمونم ، پس بخاطر همین وصیتم رو فقط و فقط برای تنها داراییم توی این دنیا مینویسم ، تو...
اول حرفی که هیچوقت بهت نزدم و میزنم ، من متأسفم
که توی دوران مدرسه چشمم به مال و اموال بابات بود
ولی حالا دیگه دیر شده ، من دارم میرم
ازت میخوام تمام ثروت منو برداری ولی این لطف رو در حقم بکن و تمام تلاشمو بکن که شرکت و کمپانی پابرجا بمونه
باید اینم بهت بگم ، لطفا لطفا حواست به کیم تهیونگ باشه اون توی یه حادثه تمام خونوادشو از دست داد و افسردگی گرفت، اون پسر خونده بابام یا بهتره بگم برادر ناتنیم بود ، بهش عشق بورز و مواظبش باش اون توی تنهاییش به خودش آسیب میزنه ، اون به تو نیاز داره
برای همیشه خداحافظ
پارک یئون هوا. تابستان ۲۰۲۳
دوباره بغض کردم من داشتم تاوان چه اشتباهی رو پس میدادم؟
همون لحظه به خودم قول دادم به تک تک حرفای یئون هوا عمل کنم
یهو یکی در زد سریع اشکامو پاک کردم
_ بفرمایید
در باز شد
یه دختر تقریبا ۱۹ ساله که پیرهن گلبهی آستین توری و دامن بلند آبی پوشیده بود با یه تبلت بزرگ اومد داخل
وقتی سرشو گرفت بالا تعجب کرد
دختره : معذرت میخوام خانم پارک کجان؟
معلوم بود آگهی های توی شرکتو اصلا ندیده بود
_ علیک سلام
دختره : ای وای ببخــشیــد سلام
_ شما آگهی های توی شرکتو ندیدین ؟ نمیدونین خانم پارک فوت شدن؟
دختره: واقعا؟
_ بله واقعا و بنده هم ازین به بعد به جای ایشون اینجا رو مدیریت میکنم
.......
بعد از سال ها🥲😂
حمایت؟
لایک؟
فالو؟
۳.۳k
۲۳ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.