پسر دایی پارک
پارت۷
که دیدم ا/ت روی مبل نشسته و سرش توی گوشیه رفتم سمتش
_ا/ت
+موچیییی(ذوق)
_یاااا دلم برات تنگ شده بود (بغلش کرد)
کوک:اهممممم
_امم چیز سلام من جیمین هستم
کوک:منم جونگکوکم
_خوشبختم
پ.ا:اوووو آقای پارک چه پسری دارید
پ.ج:مرسی پسر شما هم جذابه
+من این وسط شلغمم؟
_نه تو موچی کوچولوی خودمی
+عه من کوچولو نیستم
_هستی
پ.ا:بسه دیگه بیاید بریم
«ا/ت ویو»
پدرم رفت روی سن و زد روی لیوان
پ.ا:خب من امشب این مهمونیو تشکیل دادم تا دخترم که خیلی وقته ازم دور بوده رو بهتون معرفی کنم ،دخترم ؟
رفتم پیش پدرم ،میتونستم صدای پچ پچاشونو بشنوم
بهشون تعظیم کردم
پ.ا:معرفی میکنم دخترم ا/ت
همه دست زدن
«بعد مهمونی »
رفتم پیش پدرم ،در زدم
+میتونم بیام؟
پ.ا:بیا دخترم
رفتم داخل دیدم کوک هم اونجاست
+پدر میشه من برم خونه ؟
پ.ا:اینجا راحت نیستی ؟
+راحت هستم ولی دلم برای مامان تنگ شده
پ.ا:باشه میگم ماشین آماده کنن
+مرسی
رفتم سوار ماشین شدم رفتم خونه در زدم
م.ج:کیه؟
+زن دایی منم
م.ج:عه ا/ت تویی بیا تو
+اومدم
رفتم توی حال دیدم جیمین مامانم و دایی نشستن
+من اومدممممممم
م.ا:عه دخترم ،بیا بشین
پ.ج: بچه ها فردا روز اول مدرستونه لباس های فرمتونو گذاشتم توی اتاقاتون فردا ساعت۶بلند شید
+چشم ،من برم بخوابم خیلی خستم
م.ا:باشه دخترم برو
_______________
دیروز نبودم الان گذاشتم
همایت کنید❤
شرایط:
۷لایک
۷کامنت
که دیدم ا/ت روی مبل نشسته و سرش توی گوشیه رفتم سمتش
_ا/ت
+موچیییی(ذوق)
_یاااا دلم برات تنگ شده بود (بغلش کرد)
کوک:اهممممم
_امم چیز سلام من جیمین هستم
کوک:منم جونگکوکم
_خوشبختم
پ.ا:اوووو آقای پارک چه پسری دارید
پ.ج:مرسی پسر شما هم جذابه
+من این وسط شلغمم؟
_نه تو موچی کوچولوی خودمی
+عه من کوچولو نیستم
_هستی
پ.ا:بسه دیگه بیاید بریم
«ا/ت ویو»
پدرم رفت روی سن و زد روی لیوان
پ.ا:خب من امشب این مهمونیو تشکیل دادم تا دخترم که خیلی وقته ازم دور بوده رو بهتون معرفی کنم ،دخترم ؟
رفتم پیش پدرم ،میتونستم صدای پچ پچاشونو بشنوم
بهشون تعظیم کردم
پ.ا:معرفی میکنم دخترم ا/ت
همه دست زدن
«بعد مهمونی »
رفتم پیش پدرم ،در زدم
+میتونم بیام؟
پ.ا:بیا دخترم
رفتم داخل دیدم کوک هم اونجاست
+پدر میشه من برم خونه ؟
پ.ا:اینجا راحت نیستی ؟
+راحت هستم ولی دلم برای مامان تنگ شده
پ.ا:باشه میگم ماشین آماده کنن
+مرسی
رفتم سوار ماشین شدم رفتم خونه در زدم
م.ج:کیه؟
+زن دایی منم
م.ج:عه ا/ت تویی بیا تو
+اومدم
رفتم توی حال دیدم جیمین مامانم و دایی نشستن
+من اومدممممممم
م.ا:عه دخترم ،بیا بشین
پ.ج: بچه ها فردا روز اول مدرستونه لباس های فرمتونو گذاشتم توی اتاقاتون فردا ساعت۶بلند شید
+چشم ،من برم بخوابم خیلی خستم
م.ا:باشه دخترم برو
_______________
دیروز نبودم الان گذاشتم
همایت کنید❤
شرایط:
۷لایک
۷کامنت
۱۳.۳k
۲۵ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۷)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.