پارت ۴۴
وارد.فا.ک . کیه این موقع شب ؟
حتما پسران دیگه .
در رو باز کردم که دیدم اره خودشون . پریدم سریع ا.ت رو بغل کردم و گفتم : نکبت گاوووووم . کجا بودی عنتر ها؟ چت شد یهو؟
خوبی؟ طوریت نی؟ کونت.....نه نه ....ام....چیزه ... یعنی دلت ...اره اره دلت درد نمیکنه؟
ا.ت: خیلی تشکررر از مهربانی زیدت ای شتر وفادارم .
دخترا: ( جر خوردن از خنده این بندگان خدا)
جین: خب خواهران اگر این لاو ترکوندنتون تموم شد اجازه ورود میدین؟
ا.ت و لیا با هم : ورود؟😳😈
جین: تی مغز خرابا منظورم اتاقه اتاااااق . 🤦
ا.ت و لیا : آها ....
لیا : ببخشید بیاین تو .
خلاصه بنگتن آمدن داخل خونه و دیدن بند و بساط فیلم پهن کردن واسه خودشون .
هوپی: نچ نچ نچ واقعا که .
جیمین: حالا ما هم میریم اتاق کوک و ا.ت با هم فیلم میبینیم .
کوک: عه عه هیونگ از خودت مایه بذار .
شوگا : حالا چی میخواین ببینین؟
لرا : اممم...نه این فیلمه خوب نیستش ...عوضش میکنم .
شوگا: ( دست لرا رو میگیره و برمیگردونه سمت خودش و کمرشو میگیره) نه بیب تو سلیقه خوبی داری بذار ببینم چی گذاشتی.
جنی: اهم ...لرا ....عوضش کن....
جیمین: چرا چاگیا؟
نامجون: مگه چی میخواستین ببینید که نمیخواین ما بفهمیم ؟
لیا : نه مشکلی نیست برین لباساتو عوض کنین بیاین .
خلاصه پسرا رفتن لباس عوض کردن و آمدن کنار دخترا نشستن .
ا.ت ویو: لرا فیلم و پلی کرد .اوایلش خیلی خوب و باحال بود و خیلی عادی داشت پیش میرفت .تا اینکه یهو فیلم مبارکه صحنه دار شد . ولی این دفعه مثل دفعه قبل حتی یک ذره مقاومت هم نتونستیم بکنیم .
یهو شوگا گفت: پس فیلمه اینطوری بود که نمیخواستین ما ببینیم ها؟
لرا: .....ن.....نه.....نه نه .....
که یهو همه پسرا خیلی هم زمان مثل اینکه انگار هماهنگ کرده بودن برگشتن سمت ما دخترا و یکی یکی آمدن دخترا رو برآید استایل بغل کردن و....عه عه من چرا تو هوام؟
استقفرالله بغل مستر جئونم ......
دیگه خلاصه همه با پارتنر هاشون برگشتن اتاق خودشون و..........
....................................
خب بچه ها بگین میخواین پارت بعدی رو اسمات بنویسم یا نه .
خودم دوست دارم ولی امکان داره هم پیجم مسدود بشه هم ویس پاکش کنه .
پس نتیجه میگیریم نمینویسم 😂😅
هر کی خواست بگه پی وی براش میفرستم 😈🤦😂
حتما پسران دیگه .
در رو باز کردم که دیدم اره خودشون . پریدم سریع ا.ت رو بغل کردم و گفتم : نکبت گاوووووم . کجا بودی عنتر ها؟ چت شد یهو؟
خوبی؟ طوریت نی؟ کونت.....نه نه ....ام....چیزه ... یعنی دلت ...اره اره دلت درد نمیکنه؟
ا.ت: خیلی تشکررر از مهربانی زیدت ای شتر وفادارم .
دخترا: ( جر خوردن از خنده این بندگان خدا)
جین: خب خواهران اگر این لاو ترکوندنتون تموم شد اجازه ورود میدین؟
ا.ت و لیا با هم : ورود؟😳😈
جین: تی مغز خرابا منظورم اتاقه اتاااااق . 🤦
ا.ت و لیا : آها ....
لیا : ببخشید بیاین تو .
خلاصه بنگتن آمدن داخل خونه و دیدن بند و بساط فیلم پهن کردن واسه خودشون .
هوپی: نچ نچ نچ واقعا که .
جیمین: حالا ما هم میریم اتاق کوک و ا.ت با هم فیلم میبینیم .
کوک: عه عه هیونگ از خودت مایه بذار .
شوگا : حالا چی میخواین ببینین؟
لرا : اممم...نه این فیلمه خوب نیستش ...عوضش میکنم .
شوگا: ( دست لرا رو میگیره و برمیگردونه سمت خودش و کمرشو میگیره) نه بیب تو سلیقه خوبی داری بذار ببینم چی گذاشتی.
جنی: اهم ...لرا ....عوضش کن....
جیمین: چرا چاگیا؟
نامجون: مگه چی میخواستین ببینید که نمیخواین ما بفهمیم ؟
لیا : نه مشکلی نیست برین لباساتو عوض کنین بیاین .
خلاصه پسرا رفتن لباس عوض کردن و آمدن کنار دخترا نشستن .
ا.ت ویو: لرا فیلم و پلی کرد .اوایلش خیلی خوب و باحال بود و خیلی عادی داشت پیش میرفت .تا اینکه یهو فیلم مبارکه صحنه دار شد . ولی این دفعه مثل دفعه قبل حتی یک ذره مقاومت هم نتونستیم بکنیم .
یهو شوگا گفت: پس فیلمه اینطوری بود که نمیخواستین ما ببینیم ها؟
لرا: .....ن.....نه.....نه نه .....
که یهو همه پسرا خیلی هم زمان مثل اینکه انگار هماهنگ کرده بودن برگشتن سمت ما دخترا و یکی یکی آمدن دخترا رو برآید استایل بغل کردن و....عه عه من چرا تو هوام؟
استقفرالله بغل مستر جئونم ......
دیگه خلاصه همه با پارتنر هاشون برگشتن اتاق خودشون و..........
....................................
خب بچه ها بگین میخواین پارت بعدی رو اسمات بنویسم یا نه .
خودم دوست دارم ولی امکان داره هم پیجم مسدود بشه هم ویس پاکش کنه .
پس نتیجه میگیریم نمینویسم 😂😅
هر کی خواست بگه پی وی براش میفرستم 😈🤦😂
۶.۰k
۲۶ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.