تاریخ بدون سانسور

parvizpayedar

پیج2: @tarikhejahan خویشفرمائیگرائی: کلیک روی نشانهء 7
زبان: «پارسی ناب»


دربارهء خویشفرمائیگرائی

الف- تاریخچهء پیدایش خویشفرمائیگرائی
_________________________________________
در پیرامون (در حدود) سال 11000 پ.{پیشازادروز}(قبل میلاد) ، همگاه (همزمان) با پدید آمدن فرآوریشیوه (شیوهء تولید) «برده دارسالاری» در جائیکه امروزه مرز مصر و سودان است ؛ فرآوریشیوه (شیوهء تولید) «خویشفرمائیگرائی» نیز در "تپه آسیاب" (1) ، جایداشته در جائیکه امروزه پدفراز (جنوب) شهر کرمانشاه است ، پدید آمد . در گسترده گوئی (در توضیح) این رویداد باید گفت که «خویشفرمائیگرائی» ، بخشی از "فن شناسی نوسنگی" بوده است . "تپه آسیابی ها" ، برای نخستین بار در جهان ، به "فن شناسی" (فناوری) «نوسنگی» (2) دست یافتند . همهء باستانشناسان ، آغاز "فن شناسی" «نوسنگی» را " تنددگرش نوسنگی" (انقلاب نوسنگی) نامیده اند (3) (4) (5) (6) (7) ، چون با آغاز این "فن شناسی" ، شمار زیادی از نوآوری های زیرساختی (زیربنائی) و روساختی (روبنائی) نیز ، پدید آمدند . این نوآوری ها برابرند با :


1- آغاز کشاورزی
2- آغاز رامسازی جانورانی مانند بز ، گوسفند ، و گاو
3- دستیابی به "فن شناسی" ساخت خانه های سنگی و آغاز یکجانشینی (8) ، و پدید آمدن نخستین روستاهای جهان
4- آغاز پدید آمدن «دارایش خودین» (ماکیت خصوصی) «افزارهای فرآوری» (وسایل تولید) و بواژگانی دیگر آغاز «دارایش خودین سرمایه» (مالکیت خصوصی سرمایه)
5- آغاز فرآوریشیوهء (شیوهءتولید) «خویشفرمائیگرائی»
6- آغاز ساخته شدن ابزارهائی برای "شناسه مند کردن (ثبت کردن) دارائی ها" و "شمارش"
7- آغاز بافته شدن پارچه
8- ساخته شدن ابزار شخم زدن
9- افزایش شتابان سرشمارهء (جمعیت) مردم


همانجور که می بینید ، آغاز شدن فرآوریشیوهء (شیوهءتولید) «خویشفرمائیگرائی» ، یکی از نوآوری های «تنددگرش نوسنگی» (انقلاب نوسنگی) است . فرآوریشیوهء (شیوهءتولید) «خویشفرمائی گرائی» ، دارای سه ویژگی زیر بوده است :


1- «دارایش ابزارهای فرآوری» (مالکیت ابزارهای تولید) ، «کسین» (شخصی) است . بواژگانی دیگر ، همهء مردم دارای «ابزارهای فرآوری کسین» (ابزارهای تولید شخصی) خود بوده اند . رونهیدهء (منظور) من از «همهء مردم» ، «همهء کنشگران سودآورشی» (همهء فعالان اقتصادی) است . همانجور که میدانید ، در فرآوریشیوهء پیش از «خویشفرمائیگرائی» ، که میتوان آنرا «برابری گرائی» نامید ، دارایش (مالکیت) «ابزارهای فرآوری» (ابزارهای تولید) ، همگانی بوده است {1}.


2- فرآوری (تولید) ، با همیاری (تعاون) همهء «کنشگران سودآورشی» (فعالان اقتصادی) انجام می گیرد ؛ همانجور که میدانید ، در فرآوریشیوهء «برابری گرائی» نیز ، فرآوری (تولید) ، با همیاری همهء «کنشگران سودآورشی» (فعالان اقتصادی) انجام می گرفته است.


3- ناهمانند با هنگامهء برپائی «برابری گرائی» ، که در آن هر کس باندازهء نیازش ، از «کارآورد» (محصول کار) رسه (سهم) می برد ؛ در هنگامهء برپائی فرآوریشیوهء (شیوهءتولید) «خویشفرمائی گرائی» ؛ هر«کنشگر سودآورشی» (فعال اقتصادی) ، درخور (متناسب) با کارکردش (نقشش) در روند فرآوری (تولید) ، از «کارآورد» (محصول کار) رسه (سهم) می برده است ؛ ولی این ناهمگونی بهره مندی از کارآوردها ، رونهیدنی (قابل توجه) نبوده است . به سرنام نمونه (بعنوان مثال) ، آنهائی که در روند فرآوری ، کارکرد (نقش) رهبری را داشتند ، کمی بیشتر از دیگران از «کارآوردها» (محصولات کار) ، برخوردار می شده اند . بااینچگونی (با اینحال) باید گفت که در فرآوریشیوهء «خویشفرمائی گرائی» ، پدیده هائی همچون «مزدبگیری کردن» {مانند «کارگری یا کارمندی کردن» امروزه روز} ، «بردگی کردن» ، و «رعیتی کردن» ، یافت نمی شد .
برای دیدن پژوهشپایه های (منابع) این نوشتاره (مقاله) ، نشانی زیر را باز کنید:
http://wisgoon.com/pin/25078046/


ب- خویشفرمائیگرائی امروزین
_______________________________________
خویشفرمائی گرائی ، فرآوریشیوه ای (یک شیوهء تولیدی) است که در آن ، همهء مردم (بجز کودکان و نوجوانان) ، دارای سرمایه هستند ، و هرکس برای خودش «ارزش آفرینی» می کند ؛ و بهره کشی انسان از انسان را نمی توان در این فرآوریشیوه یافت . بواژگانی دیگر ، در این فرآوریشیوه ، «مزدبگیر» (کارگر یا کارمند) ، «برده» ، و یا «رعیت» را نمی توان یافت . خویشفرماها ، به دو شیوه میتوانند «کنش سودآورشی» (فعالیت اقتصادی) خود را انجام بدهند :

1- به تنهائی
مانند کسی که یک فروشگاه بیست متری برپا می کند و خودش بتنهائی در فروشگاهش ، به فروش کالاهایش می پردازد

2- با همیاری خویشفرمایان دیگر
چند خویشفرما می توانند سرمایه های خودشان را روی هم بگذارند ، و با همیاری (تعاون) هم ، یک بنگاه (موسسهء) فرآوری کالاها یا یاری ها (خدمات) را برپا (تاسیس) کنند ، و در آن سرگرم فرآوری (تولید) شوند . این بنگاه می تواند یک کارخانه ، یک کارگاه ، یک «رسه مندی» (شرکت) اندازگری (مهندسی) و .... باشد.


یک خواربارفروش که سرمایهء خود را برای خرید «فروشگاه و کالاهای فروشگاهش» هزینه می کند ، و خود به تنهائی به فروش کالاهایش می پردازد ، یک خویشفرماست . اگر بجای یک نفر ، دو یا چند نفر با هم ، چنین فروشگاهی را باز کنند و خودشان به فروش کالاهایشان بپردازند ، آنها یک «رسه داری همیاریانه (شرکت تعاونی) خویشفرمائی» را پدید آورده اند . ولی اگر آن خویشفرما ، و یا آن چند خویشفرما ، یک یا چند مزدبگیر را بکار بگیرند (استخدام کنند) ، به مزدبگیردارانی {سرمایه دارانی} کوچک دگرش خواهند یافت (تبدیل خواهند شد).

خویشفرمایانی هم هستند که «یاری های» (خدمات) خود را می فروشند ؛ نمونه ای از این گونه خویشفرمایان ، تاکسی داران گرامی هستند که هم دارای تاکسی خودشان هستند ، و هم خود با این تاکسی به جابجا کردن شهروندان می پردازند . همچنین ، یک پزشک که در درمانکدهء (مطب) خودش ، بتنهائی به کار پزشکی می پردازد ، و همچنین یک «اندزه دان» (مهندس) ، یا یک دادشناس (وکیل) که بتنهائی در کارکدهء (دفتر) خود کار می کنند نیز ، از خویشفرمایان هستند . اکنون بخوبی آشکار می شود که هریک از ما در درازای (طول) روز ، از خویشفرمایان فراوانی ، کالاها یا «یاری های» (خدمات) بارهء (مورد) نیاز خودمان را خریداری می کنیم.


««خویشفرمائی گرائی» ، از پیرامون سال 11000 پ. {پیشازادروز} (قبل میلاد) ، همگاه با دستیابی انسان به فناوری «نوسنگی» در «تپه آسیاب» { در پدفراز (جنوب) شهر امروزی کرمانشاه } پدید آمد . فناوری «نوسنگی» ، هنگامی پدید آمد که انسان به فناوری های «کشاورزی» ، «دامپروری» و «ساخت خانه های سنگی یا خشتی و آجری» دست یافت ؛ و از گردآوری دانه های خودروئیدهء گندم و جو و ... ، و شکار کردن جانوران کوهستان ، و کوچ های بهاره و پائیزه رهائی یافت . با پیشرفت فناوری و پدید آمدن هنگامه های (دوره های) «مس – سنگی» ، «برنز» ، و «آهن» ، «خویشفرمائی گرائی» همچنان پایدار ماند ، ولی با تازش های «سامی تبارها» ، «یونانی تبارها» ، «ترک ها» و «عرب های حجاز» به «ایران» ، سرانجام «خویشفرمائی گرائی» که تنها در ایران هنوز برپا مانده بود ، از سال 650 به زور شمشیر از ایران برچیده شد ، و بجای آن «برده دار سالاری» برپاشد . سپس در سال 301 زادروزی (میلادی) ، دیوکلتین (امپراتور روم) با پدید آوردن دگرش هائی (تغییراتی) کوچک در «برده دار سالاری» ، «رعیت دار سالاری» را پدید آورد ؛ و سرانجام «مزدبگیردارسالاری» {سرمایه داری} که در سال 1300 زادروزی (میلادی) در فلورانس ایتالیا جوانه زده بود ، رفته رفته (بتدریج) ، به دیگر جاهای دنیا نیز رخنه کرد.

آنچه که در هر سه فرآوریشیوهء (شیوهء تولید) بالا ، بی دگرش (بی تغییر) مانده است ؛ بی سرمایه ماندن مردم است ، که از آغاز برپا شدن «برده دارسالاری» به زور شمشیر ، پدید آمده است . آنچه که آشکار است ، فرآوریشیوهء سپسین (بعدی) جهان ، باید «خویشفرمائی گرائی» باشد . بدین مینو (معنی) که سرمایه های به زور گرفته شده از نیاکان ما مردم جهان ، به ما فرزندان آنها پس داده شود . یادآوری می کنم که همهء نابسامانیهای جهان امروز ، از نبود ترازش (تعادل) در پخشبندی (توزیع) سرمایه ها میان مردم پدید آمده است . برپایهء آمار سازمان جهانی آکسفام ، 82 درصد ثروت جهان ، در اختیار تنها یک درصد از جمعیت کره زمین است.

من بر این باورم که تنها راه شدنی (ممکن) برای برونرفت از آشوبی که جهان امروز را فراگرفته است ، اینستکه فرآوریشیوهء «مزدبگیرداری» {سرمایه داری} را از جهان بزدائیم ، و فرآوریشیوهء «خویشفرمائی گرائی» را در آن برپا سازیم . بواژگانی دیگر ، ما مزدبگیران و بیکاران امروز جهان ، باید سرمایه های زورگیری (غصب) شدهء نیاکان باستانی خودمان را ، دوباره بدست آوریم . برای به انجام رساندن این کار ، گام های زیر باید برداشته شوند :

1
سرمایهء نهادهای سودآورشی (اقتصادی) ، مانند کارخانه ها ، کشتزارها ، رسه داری ها (شرکت ها) ، دبستان ها ، دبیرستان ها ، دانشگاه ها و .... میان مزدبگیران آن نهادها ، بخش (تقسیم) بشود ، و به این روش ، مزدبگیران ایران به خویشفرمایان دگرش یابند (تبدیل شوند) . اندازهء رسهء (سهم) هر «مزدبگیر پیشین» ، رهمندی (رابطه) خواهد داشت با تراز (سطح) «گواهیشناسهء دانش آموختگی» (مدرک تحصیلی) ، و اندازهء «آروین کاری» (تجربهء کاری) او ؛ ولی به هر روی ، بخشامد (نسبت) بیشترین رسه (سهم) به کمترین رسه ، نباید از 10 به 1 بیشتر باشد . دارندهء (مالک) پیشین هر نهاد سودآورشی ، میتواند از دارندهء بیشترین رسهء (سهم) همان نهاد سودآورشی ، کمی بیشتر دارای رسه (سهم) باشد.

2
همهء «نو خویشفرمایان» یا «نو رسه داران» (نو سهامداران) ، و همچنین دارندهء (مالک) پیشین هر نهاد سودآورشی ، برای داشتن درآمد ، تنها باید به کار خود پشتنهی (تکیه) داشته باشند ؛ بواژگانی دیگر ، اگر «نو خویشفرمایان» و نیز«دارندهء (مالک) پیشین نهاد سودآورشی» کار نکنند ، سود رسهء آنها ، میان دیگر رسه داران بخش (تقسیم) خواهد شد ؛ مگر اینکه رهائی (مرخصی) از کار گرفته باشند ، و یا بازنشسته شده باشند . دارندهء (مالک) پیشین هر نهاد سودآورشی ، میتواند در بخش راهبری (اداری) آن نهاد کار کند ؛ ولی باید دانست که سرپرستی (مدیریت) هر نهاد سودآورشی ، به شیوهء گروهی است و با نگره گیری (رای گیری) از همهء رسه داران (سهامداران) یا همان «خویشفرمایان» آن نهاد ، انجام خواهد گرفت . باید رونهش (توجه) داشت که کسی نمیتواند رسه های (سهم های) خود را بفروشد و با پول آن ، بنمونه (مثلا) به گشت و گزار (سفر تفریحی) برود ؛ چون هر خویشفرمائی باید تنها با سود رسه هایش ، هزینه های گوناگون خود را بپردازد ؛ گرچه بخشی از سود رسه های (سهم های) هر خویشفرمائی ، باید برای افزایش سرمایهء خود آن خویشفرما ، هزینه شود . با اینچگونی (با این حال) ، بیرون آمدن از یک «رسه داری» و «تک خویشفرما» شدن ، یا رفتن از یک رسه داری (شرکت) ، به یک رسه داری دیگر ، کارهائی شدنی (ممکن) خواهند بود.

3
برای فراهم کردن سرمایه برای بیکاران ، و دگرش دادن (تبدیل کردن) آنها به «خویشفرما» ، باید از سرمایه های کشورها برداشت شود . این دسته از خویشفرمایان ، دو راه در پیش روی خود خواهند داشت : آنها هم میتوانند از راه همکاری با دیگر خویشفرمایان ، «همیاریه» (تعاونی) خود را پدید بیاورند ، و یا «تک خویشفرما» شوند و بتنهائی کار کنند ؛ مانند تاکسی داران گرامی . آن ویژگی های خویشفرمائیگرائی ، که در بالا از آنها یاد کرده ام ، در اینجا نیز برپا (برقرار) خواهد بود . برای دیدن پژوهشپایه های (منابع) نوشتارهء (مقالهء) بالا ، نشانی زیر را باز کنید:
http://wisgoon.com/pin/25078046/



پ - دو راهکار برپا شدن «تنددگرش (انقلاب) خویشفرمائی»



نخستین راهکار
____________________________________________
نبود (فقدان) ترازش (تعادل) در پخش (توزیع) «دارائی ها» و «سرمایه ها» در هنگامهء «بهره کش سالاری» {برده دارسالاری ، رعیت دارسالاری ، مزدبگیردارسالاری (سرمایه داری)} ؛ نانیکبودشی های (ناسلامتی های) «روان» ، «تن» ، «اندیشه و شناخت» ، «کردار» و «زیست بوم (محیط زیست)» را بهمراه آورده است ؛ جوریکه امروزه این نانیکبودشی ها (ناسلامتی ها) ، ستاره گرد (سیارهء) زمین را به لبهء بیچارگی کشانده است ؛ با اینکه میدانیم ، در هنگامی که «خویشفرمائیگرائی» برپا (برقرار) بود ، مردم و «زیست بوم (محیط زیست)» ، از نیکبودش (سلامتی) بسیار بالائی برخوردار بوده اند.

از سوی دیگر ، همه می دانیم که «دارائی ها» و «سرمایه هائی» که در نزد «بهره کشان» ، انباشته شده اند ؛ نه از راه انجام دادن «کارهای آبرومندانه» از سوی آنها ، بلکه از راه های نادرست و نادادگرایانه (ناعادلانه) بدست آمده اند.

پس برای باززنده سازی (احیای) آن نیکبودش (سلامتی) هنگامهء «خویشفرمائیگرائی» ، باید «دارائی ها» و «سرمایه های» «بهره کشان» ، میان «بهره دهندگان» یا همان مردم «بی دارائی» و «بی سرمایه» ، یا میان مردم «کم دارائی» و «کم سرمایه» پخش شود ، و دوباره «خویشفرمائیگرائی» برپا شود ؛ ولی این کار به این آسانی ها نیست.

این کار ، یا باید از «کشور آمریکا» آغاز شود ؛ و یا همگاهانه (بطور همزمان) از سوی دستکم (حداقل) هفتاد درصد کشورهای جهان بجز «کشور آمریکا» آغاز شود . اگر تنها یک کشور ، بخواهد «خویشفرمائیگرائی» را در سرزمین خود ، برپا کند ؛ با سخت ترین کیفر دهی ها از سوی «کشور آمریکا» ، روبرو خواهد شد ؛ که نداری (فقر) و بیچارگی را برای مردم آن کشور ببار خواهد آورد.

دشواری دیگری که بر سر راه به سرانجام رسیدن این کار هست ، اینستکه : این شایدگی (احتمال) هست که پس از پخش شدن «دارائی ها» و «سرمایه ها» ، مردم «سرمایه های» تازه بدست آورده را برای خوشگذرانی های خود ، هزینه کنند ؛ و نه برای فرآوری (تولید) کردن کالاها و یاری ها (خدمات) . برای گذر کردن از این دشواری ، باید «دارائی ها» و «سرمایه های» تازه پخش شده را برای چندین دهه ، «نافروختنی» کرد . به این مینو (معنی) که کسی نتواند این دارائی ها یا سرمایه ها را بفروشد و یا در راه خوشگذرانی ، هزینه کند . روش های دیگری هم برای این کار در دست هستند ؛ مانند اینکه:

پیش از پخش کردن «سرمایه ها» ، با راه انداختن یک دورهء آموزشی ، «سپاه نوخویشفرمایاران» را پدید آورد . هر «نوخویشفرمایار» باید پایش (کنترل) چند «نوخویشفرما» را بپذیرد ، و آنها را یاری کند تا بتوانند سودآورش (اقتصاد) خویشفرمائیگرایانهء خود را آغاز کنند و دنبال کنند . یادآوری میشود که در سال 1341 هجری خورشیدی ، محمدرضاشاه پهلوی ، به رعیت ها زمین داد ، و آنها را خویشفرما ساخت ؛ ولی چون آنها به فرمانبری از ارباب یا همان «رعیت دار» خو گرفته بودند ، نمیتوانستند در کار فرآوری (تولید) ، بر روی پاهای خودشان بیایستند ؛ پایابراین (بنابراین) ، زمینهایشان را میفروختند و به شهرها می آمدند ، تا بتوانند در بجاماندهء (باقیماندهء) عمرشان ، از خوبی های (مواهب) شهرها ، مانند «سینماها» ، «کاباره ها» ، «پارک ها» و .... بهره ببرند . برای پایان بخشیدن به این پدیده ، «سپاه ترویج و آبادانی» برپا شد ، و پس از آن ، این پدیدهء فروش زمین ها و کوچ کردن به شهرهای بزرگ از میان رفت . بجز پدید آوردن «سپاه نوخویشفرمایاران» ، یک راهکار دیگر اینستکه ، تا صد یا دویست سال ، دادآورد (حق) فروش «سرمایهء» ناپولی (غیر پولی) مانند زمین ، یا رسهء (سهام) کارخانه ، از نوخویشفرمایان گرفته شود ؛ و سرمایهء پولی با پایشی (کنترلی) ویژه به ایشان داده شود.

بیگمان (البته) بخش بسیار بسیار کوچکی از «دارائی ها» و «سرمایه های» «بهره کشان» ، از «کارهای آبرومندانه» خودشان بدست آمده اند ؛ ولی چون «سرمایه های» این «کارهای آبرومندانه» ، از راه نادرست و نادادگرایانه بدست آمده اند ، پس تنها میتوان دستبیش (حداکثر) ، بالاترین «دارائی» و «درآمد» یک خویشفرما را دادآورد (حق) «بهره کشان» دانست.




دومین راهکار
________________
دومین راهکار برپا شدن «تنددگرش خویشفرمائی» آنستکه : مردمان جهان ، رهبرادهای «خویشفرمائیگرا» را پدید بیاورند ، و همهء این رهبرادها را همپیمان هم کنند ؛ تا بتوانند کوشش های خود را سامان دهند . بیگمان ، افزون بر «خویشفرمائیگرائی خواهی» ، «دانشگرائی» نیز باید درونمایهء (محتوای) دیگر این رهبرادها (احزاب) باشد ، چون بیش از یک سده است که انگارگرائی (ایدئولوژی گرائی) ، ناروا (باطل) بودن و ناتوانمند بودن خود را پااستوار (اثبات) کرده است.

خواسته های (اهداف) این رهبرادها (احزاب) :

1- آشنا کردن مزدبگیران (کارمندان ، کارگران ، و کشاورزان مزدبگیر) و خرده مزدبگیرداران (خرده سرمایه داران) جهان با «خویشفرمائیگرائی» و راهکارهای باززنده سازی (احیای) آن
2- پدید آوردن آمادگی های (امکانات) گامبرداری (اقدام) همگاهانه (همزمان) و هماهنگ
3- پدید آوردن آمادگی های (امکانات) ، هم اندیشی «خویشفرمائیگرائی خواهان»
4- دگر و دگر (غیره و غیره)

http://wisgoon.com/pin/27450489/
http://wisgoon.com/pin/27105006/

واژه نامه :
رهبراد (زبر نخستین "ر" و "ب") : حزب
رسه (زیر "ر" و "س") : سهم



تاریخ کوتاه ایران و جهان – 07
_________________________________________________
آغاز فرآوریشیوهء «برده دار سالاری» با فناوری میانسنگی ، از پیرامون سال 11740 پ. {پیشازادروز}(قبل میلاد)
________________________________________________

امروزه ، همهء باستانشناسان به این دانش رسیده اند که نخستین برده ها ، همان بندیان (اسیران) آن جنگی بوده اند که در پیرامون (حدود) سال 11740 پ. در فراز (شمال) آفریقا رخ داده است (1). اگر دربارهء جای روی دادن این جنگ ، بخواهم ریزبین تر (دقیق تر) باشم ، باید بگویم که این جنگ ، در جائی روی داده است که امروزه مرز دو کشور مصر و سودان است . این جنگ ، میان مردم "قدن" (2) با «فناوری» میانسنگی ، و همسایگان پدفرازی (جنوبی) ایشان روی داده است . این همسایگان پدفرازی ، به شایدگی (احتمال) فراوان ، دارای «فناوری» کهن سنگی بوده اند.

مردم "قدن" گرچه دارای «فناوری» میانسنگی بودند ، و هنوز به «فناوری» نوسنگی دست نیافته بودند ، ولی توانسته بودند به فناوری "داشت" گندمزارهای خودرو ، دست بیابند (1) ؛ و گندم فراوانی را بدست بیاورند . بواژگانی دیگر ، آنها در هنگام "داشت" گندمزارهای خودرو ، از ریزفناوری های «آبیاری» ، «بریدن علف های هرز» ، «آسیبارزدائی» (دفع آفت) ، و «دور نگه داشتن جانوران از این گندمزارهای خودرو» ، بهره می برده اند . ولی آشکار است که همسایگان پدفرازی "قدن ها" ، دارای این فناوری "داشت" گندمزارهای خودرو نبوده اند.

پیامد همسایگی این دو مردم ، با دو «فناوری» ناهمسان ، تازش (حملهء) "همسایگان پدفرازی" به مردم "قدن" ، برای بدست آوردن گندم فراوان ایشان بود ؛ که با پیروزی مردم "قدن"، و کشته و بندی (اسیر) شدن شمار زیادی از این "همسایگان پدفرازی (جنوبی)" ، پایان یافت . و اینگونه ، با آغاز بهره کشی (استثمار) مردم "قدن" از این بندیان (اسیران) ، در کار بسیار دشوار "داشت" گندمزارهای خودرو ، فرآوریشیوهء برده دارسالاری نیز ، برای نخستین بار در جهان ، جوانه زد ؛ تا اینکه پس از گذشت چند هزار سال ، این فرآوریشیوهء "برده دارسالاری" {1} توانست خود را در جائی که امروز آنرا «مصر» می نامیم ، بگستراند.


پژوهشپایه ها (منابع تحقیق):

(1)
https://en.wikipedia.org/wiki/Jebel_Sahaba
اینکه جایگاه جنگ سال 11740 پ. ، دارای یک نام عربی است ؛ به این چرائی (دلیل) است که عرب ها پس از تازش خودشان به ایران و فراز (شمال) آفریقا (از سال 639 تا 655 زادروزی) ؛ بر همهء شهرها ، روستاها ، رودها ، و دیگر جاهای سرزمین های زورگیری شده ، نام عربی گذاشتند . رونهیدنی (قابل توجه) است که تبار عرب از پیرامون (حدود) سال 1400 پ. پدید آمده است . همچنین باید دانست که ، ترک های سلجوقی و بدنبال آنها ترکان عثمانی نیز ، پس از اینکه به هاتیا (آناتولی یا آسیای صغیر) تاختند و آنرا زورگیری کردند ، بر همهء شهرها ، روستاها ، رودها ، و دیگر جاهای هاتیا (آناتولی یا آسیای صغیر) ، نام ترکی گذاشتند . امروزه حتی اگر نامهای پیشین {نامهای پایه ای (اصلی)} این شهرها ، روستاها ، رودها ، و دیگر جاهای خاورمیانه و فراز (شمال) آفریقا در دسترس دانشمندان باشند ، باز همچنان این نام های عربی و ترکی بکار برده میشوند ؛ چون عرب ها و ترک ها ، همپیمانان باختریان (غربی ها) هستند ؛ و " کشورهای باختری (غربی) ، عربی ، ترکی" ؛ برنمی تابند (تحمل نمی کنند) که نامهای پایه ای (اصلی) ، که بیشترشان نامهائی ایرانی و پارسی هستند ، بکار بروند.

(2)
https://en.wikipedia.org/wiki/Qadan_culture




گسترده گوئی های (توضیحات) بیشتر:

{1}
همهء «فرآوریشیوه ها» (شیوه های تولید) ، با دو ویژگی خودشان مینو (معنی) میشوند:


1- الگوی دارایش (مالکیت) همایوندان (اعضای جامعه) از همهء «سرمایهء» همایه (جامعه)
_________________________________________________
بواژگانی ساده تر ، این ویژگی به ما می گوید که از میان مردم ، چند درصد دارای سرمایه هستند و چند درصد دارای سرمایه نیستند . همانگونه که همه می دانند ؛ هر دارائی ای ، سرمایه بشمار نمی آید . بنمونه (مثلا) خانه ای که ما خریداری می کنیم تا در آن زندگی کنیم ، دارائی ما هست ، ولی سرمایهء ما نیست . اگر کسی ، خانه ای را بخرد و کرایه دهد ، این خانه را میتوان به سرنام (به عنوان) «سرمایه» پذیرفت ؛ ولی برونانه (در واقع) ، به آن دارائی که در روند فرآوری (تولید) ، بکار می رود ، «سرمایه» گفته می شود . بنمونه (مثلا) اگر کسی یک آپارتمان بخرد و در آن به کار جواهرسازی بپردازد ، آن آپارتمان ، بخشی از سرمایهء آن کس است.



2- الگوی بهره مندی همایوندان (اعضای جامعه) از همهء کارآوردهای (محصولات کار) همایه (جامعه)
__________________________________________________
بواژگانی ساده تر ، این ویژگی به ما می گوید که گونه های (انواع) لایه های (طبقات ) مردم ، چه اندازه درآمد دارند


تاکنون سه «فرآوریشیوه» (شیوهء تولید) در جهان برپا شده اند که برابرند با:


1- فرآوریشیوه (شیوهء تولید) برابری گرائی {از 2650000 پ. (پیشازادروز : قبل میلاد) تا 11000 پ.}


2- فرآوریشیوه (شیوهء تولید) خویشفرمائی گرائی {از 11000 پ. تا 330 پ.}


3- فرآوریشیوه (شیوهء تولید) بهره کشی گرائی {از 330 پ. تا کنون}


در فرآوریشیوهء برابری گرائی ، دارایش (مالکیت) همهء سرمایهء همایه (جامعه) ، همگانی (عمومی) بوده است ، و بواژگانی دیگر ، همهء سرمایه ، از آن همهء هموندان (اعضای) همایه (جامعه) بوده است ، و پدیدهء «دارایش (مالکیت) خودین (خصوصی)» ، هنوز پدید نیامده بود ، و پایابراین ، هرکس به اندازهء توانش کار می کرده است ، ولی به اندازهء نیازش از کارآوردها (محصولات کار) بهره مند می شده است.

از آغاز پدید آمدن «فرآوریشیوه» (شیوهء تولید) خویشفرمائی گرائی ، دارایش (مالکیت) «سرمایه» ، «خودین» (خصوصی) شد ، و از اینگاه (این زمان) ، هرکس درخور با جایگاهش در همایه (جامعه) ، دارای «سرمایه» شد . بنمونه (مثلا) کسانی که از «توان اندیشیدن» و «توان بازوئی» بیشتری برخوردار بودند ، از «سرمایهء» بیشتری برخوردار شدند ؛ و پس از این ، هرکس به اندازهء کاری که میکرد ، از کارآوردها (محصولات کار) بهره مند می شد ؛ و نه به اندازهء نیازش.

در «فرآوریشیوهء» (شیوهء تولید) بهره کشی گرائی ، دارایش (مالکیت) «سرمایه» ، در دست شمار بسیار بسیار اندکی است ؛ و 99 درصد از همایه (جامعه) ، «بی سرمایه» هستند . دربارهء اندازهء بهره مندی همایوندان (اعضای جامعه) از کارآوردها (محصولات کار) نیز باید گفت که در فرآوریشیوهء بهره کشی گرائی ، «مردم بی سرمایه شده» ، به آن اندازه از کارآوردها (محصولات کار) بهره مند میشوند ، که برای زنده ماندن بایدی (ضروری) است . بواژگانی دیگر ، تنها کوشش بهره کشان اینستکه : «بهره دهندگان» از میان نروند و زنده بمانند ، تا بتوانند به بهره کشان بهره برسانند.

در پایان یادآوری میشود که «فرآوریشیوهء» (شیوهء تولید) بهره کشی گرائی ، سه «فرآوریشیوهء» زیر را در دل خود دارد:

الف- فرآوریشیوهء برده دارسالاری

ب- فرآوریشیوهء رعیتدارسالاری

پ- فرآوریشیوهء مزدبگیردارسالاری {یا همان سرمایه داری}





_________________________________________________
یکدستی مردم ایران ، پس از تازش عرب ها و ترک ها به ایران ، از میان رفت ؛ و چنددستگی پدید آمد (ویرایش 7)
---------------------------------------------------------------------
پیشگفتار::::::::::::::
رونهش (توجه) داشته باشید که سی و چهار درصد از خوزستانی های ما ، ایرانیان عرب زبان شده هستند ، که از میهن پرست ترین و دوستداشتنی ترین ایرانیان هستند . همچنین ، هم میهنان آتورپاتگانی (آذربایجانی) ما ، ترک نیستند ؛ بلکه «ایرانیان به زور ترک زبان شده» هستند . این دگرش (تغییر) زبان از سال 1407 ، که سال آغازین فرمانروائی «ترک های قره قویونلو» بر ایران است ، آغاز شده است.
--------------------------------------------------------------
عرب ها پس از براه انداختن 17 جنگ ، از سال 633 تا 652 زادروزی (میلادی) (1) ، و زورگیری کردن (غصب) ایران ، در اندازهء بسیار زیادی ، با دختران و بانوان ایرانی آمیزش کردند ، و دارای فرزندانی دورگه شدند . با گذشت سالها و سده ها ، اندازهء ژن عرب در خون این فرزندان دورگه ، کمتر و کمتر گردید ، چون شمار (تعداد) ایرانیان زیاد و شمار عرب ها کم بوده است . ولی باید دانست که از همان سال 652 زادروزی ، این مردان عرب ، فرزندان دورگهء خود را با فرهنگ «عربی – اسلامی» پروراندند (تربیت کردند) ، و این پرورش (تربیت) ، که بسیار هم سختگیرانه بوده است ، در میان خانواده های دو رگه ، زاد در زاد (نسل اندر نسل) ، تا به امروز دنبال شده است.

در سال 935 زادروزی ، خاندان بویه (آل بویه) که از نوادگان ساسانیان و از سرزمین پهلوان خیز دیلم (در استان گیلان) بودند ، با جنگهائی که کردند ، توانستند بخش بزرگی از ایران را از چنگ خلافت بنی عباس در بیاورند و فرمانروائی خود را در آن برپا کنند (2) . سپس در روز 28 آذر ماه (19 دسامبر) سال 945 زادروزی (میلادی) ، جوانترین پسر بویه ، که احمد معزالدوله نام داشت ، با دلاوری های خود ، خلافت عباسیان را برانداخت (3) و در میاندورود دجله فرات ، به پایتختی بغداد ، فرمانروائی (حکومت) ایرانی خود را برپا کرد . عرب ها و امپراتوری بیزانس (امپراتوری روم شرقی) که این شکست را نمی توانستند تاب بیاورند ، «ترک های غزنوی و سلجوقی» را بجای (به نیابت از) خود ، به جنگ با ایران آزاد شده فرستادند ؛ و این ترک ها ، ایران را زورگیری (غصب) کردند ، و بهمراه دیگر ترک ها ، تا سال 1925 زادروزی (میلادی) ، بر ایران فرمانروائی کردند ؛ گرچه همانجور که میدانید ، از سال 1255 تا 1405 زادروزی ، مغول ها بر ایران فرمانروائی داشته اند . در اینجا بد نیست یادآوری شود که این همپیمانی باختریان (غربی ها) با عرب ها و ترک ها ، هنوز هم پابرجا مانده است.

بمانند «عرب ها» ، «ترک ها» که پیش از تاختن به ایران ، بدست عرب ها مسلمان شده بودند ، پس از زورگیری (غصب) کردن ایران ، به آمیزش با دختران و بانوان ایرانی روی آوردند ، و دارای فرزندانی دو رگه شدند . «ترک ها» این فرزندان دورگهء خود را با فرهنگ «ترکی – اسلامی» پروراندند (تربیت کردند) ، ولی در این باره (مورد) نیز ، بمانند فرزندان دورگهء «عرب – ایرانی» ، اندازهء ژن ترک در این فرزندان دورگه «ایرانی – ترک» ، رفته رفته کمتر و کمتر شد ، چون شمار (تعداد) ایرانیان زیاد و شمار ترک ها کم بوده است.

این کمتر شدن ژن عرب و ترک در فرزندان دورگه ، تا به امروز بگونه ای پیش رفته است که چهرهء این فرزندان دورگه ، بیکاستانه (کاملا) مانند چهرهء «ایرانیان نیامیخته با عربها و ترکها» گردیده است ، پایابراین (بنابراین) امروزه ، بازشناسی (تشخیص) «ایرانیان دورگه» از «ایرانیان نیامیخته با عربها و ترکها» ، بویژه دربارهء (در مورد) دورگه های «ایرانی – عرب» ، ناشدنی (غیرممکن) شده است ؛ ولی به چرائی (به دلیل) همین پرورش های (تربیت های) بسیار سختگیرانهء «عربی – اسلامی» و «ترکی – اسلامی» ، این انسانهای دورگه ، با پافشاری بسیار بسیار زیادی ، خود را «مسلمان دو آتیشه» و یا «ترک مسلمان دو آتیشه» میدانند ، گرچه اندازهء ژن های ایرانی آنها ، کمتر از 99 درصد نیست . در پایان میتوان فزبندی (جمعبندی) کرد که امروزه در ایران ، دو دستهء زیر ، زندگی می کنند:


1- ایرانیان نیامیخته با عرب ها و ترک ها
---------------------------------------

2- دو رگه ها و سه رگه ها
{ اسلامگرایان ، مارکسیست ها ، مارکسیست های اسلامی ، باخترگرایان (غرب گرایان) ، و جدائی خواهان (تجزیه طلبان)}
--------------------------------------------------------

2-1 دورگه های «عرب – ایرانی»
2-2 دورگه های «ترک – ایرانی»
2-3 سه رگه های «عرب – ترک – ایرانی »




ویژگی های «کرداری – پنداری» دورگه های «عرب-ایرانی اسلامگرا»
---------------------------------------------------------------

دورگه های «عرب – ایرانی» از پرداختن به تاریخ «ایران باستان» (ایران پیش از تازش عرب ها) خوششان نمی آید ، و آنرا «هنگامهء نادانی» (عصر جهالت) ارزیابی می کنند ؛ ولی دربارهء همهء گاهبرش های (مقاطع زمانی) «تاریخ اسلام» ، شمار زیادی سریال تلویزیونی و فیلم سینمائی بسیار پرهزینه می سازند . آنها همچنین بسیار دوست دارند که در هنگام سخن گفتن ، بجای واژه های فارسی ، واژه های عربی را بکار ببرند و به فراگیر (رایج) کردن فرهنگ اسلامی بپردازند .


ویژگی های «کرداری – پنداری» دورگه های «ترک-ایرانی اسلامگرا»
---------------------------------------------------------------

دورگه های «ترک – ایرانی اسلامگرا» نیز از پرداختن به تاریخ «ایران باستان» خوششان نمی آید ، و همچنین بسیار دوست دارند که فرهنگ اسلامی را فراگیر کنند و به زبان ترکی سخن بگویند .



ویژگی های «کرداری – پنداری» «مارکسیست ها» (بخشی از دورگه ها و سه رگه ها)
---------------------------------------------------------------
در ویرایش سپسین (بعدی) ، بدست داده خواهند شد (ارائه خواهند شد).



ویژگی های «کرداری – پنداری» «مارکسیست های اسلامی» (بخشی از دورگه ها و سه رگه ها)
----------------------------------------------------------------------

در ویرایش سپسین (بعدی) ، بدست داده خواهند شد (ارائه خواهند شد).



ویژگی های «کرداری – پنداری» «باخترگرایان» (غرب گرایان) (بخشی از دورگه ها و سه رگه ها)
------------------------------------------------------------------
در ویرایش سپسین (بعدی) ، بدست داده خواهند شد (ارائه خواهند شد).


فزبندی (جمعبندی) ویژگی های «کرداری – پنداری» دورگه ها و سه رگه ها
---------------------------------
ولی از آنجا که هم عرب ها و هم ترک ها ، دارای یک «تاریخ و فرهنگ سرافرازساز (افتخار کردنی)» نیستند ، پایابراین (بنابراین) برخی از آنها ، برای هماوردی (رقابت) کردن با «ایرانیان نیامیخته با عرب ها و ترک ها» که به فرهنگ و تاریخ باستان خود سرافرازند (مفتخرند) ، به دلیریداستانهای (حماسه های) «یونان باستان» روی می آورند ، و هر از چند گاهی از آنها یاد می کنند ، ولی یاد کردن از دلیریداستانهای (حماسه های) ایرانی و «تاریخ باستان» ایران ، یک کار ناروا (حرام) بشمار می آید . همین گروه از دورگه های «عرب – ایرانی» و «ترک – ایرانی» و «سه رگه ها» ، به همان چرائی بالایادشده (فوق الذکر) به فرهنگ باختری (غربی) امروزی بسیار گرایش پیدا کرده اند {2}.



گرایش ها و ویژگی های «ایرانیان نیامیخته با عرب ها و ترک ها»
----------------------------------------------------------
«ایرانیان نیامیخته با عرب ها و ترک ها» می خواهند که دنبال کنندگان و زنده نگهداران راه و روش و باورهای شاهنشاهی های ایران باستان باشند ، و بویژه خواهان نابود شدن فراوریشیوهء مزدبگیردارسالاری {سرمایه داری} و برپاشدن فراوریشیوهء (شیوهء تولید) خویشفرمائیگرائی هستند ؛ گرچه به چرائی هائی (به دلایلی) این پروانه (اجازه) را می دهند که فرآوریشیوهء مزدبگیرداری {سرمایه داری} ، برای گاهبازه ای (مدت زمانی) برپا بماند ؛ ولی به هر روی ، این مزدبگیرداری {سرمایه داری} باید بیکاستانه (کاملا) مردمی باشد . هنگامه های (دوره های) ایران باستان برابرند با:

1- هنگامهء روستائی ایران (از 11000 تا 5500 پیشازادروز)
2- شهر-کشورهای جدا از هم (از 5500 تا 4500 پیشازادروز)
3- پادشاهی های جدا از هم (از 4500 تا 3400 پیشازادروز)
4- شاهنشاهی ایران (شاهیخاندان ایلامیان) 3400 تا 614 پیشازادروز
5- شاهنشاهی ایران (شاهیخاندان ماد) 614 تا 559 پیشازادروز
6- شاهنشاهی ایران (شاهیخاندان هخامنشیان) 559 تا 330 پیشازادروز
7- شاهنشاهی ایران (شاهیخاندان اشکانیان) 250 پیشازادروز تا 224 زادروزی
8- شاهنشاهی ایران (شاهیخاندان ساسانیان) 224 تا 645 زادروزی


برای دیدن پژوهشپایه ها (منابع تحقیق) و «گسترده گوئی های (توضیحات) بیشتر» این نوشتاره (مقاله) ، نشانی زیر را باز کنید:
http://wisgoon.com/pin/25550027/


________________________________________________


تیره‌های (طایفه‌های) بدون کگرد (بیضی) سرخ‌رنگ ، یمنی هستند
۱

تیره‌های (طایفه‌های) بدون کگرد (بیضی) سرخ‌رنگ ، یمنی هستند

نام و جای تیره‌های عرب پناه برده به قلمروی یمنی‌تبارها ، در پی تازش سلیمان ، شاه یهودی‌ها

نام و جای تیره‌های عرب پناه برده به قلمروی یمنی‌تبارها ، در پی تازش سلیمان ، شاه یهودی‌ها

پنجمین ویرایش «تاریخ کوتاه ایران و جهان-155»
۴

پنجمین ویرایش «تاریخ کوتاه ایران و جهان-155»

ویرایش سوم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-151»
۲

ویرایش سوم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-151»

ویرایش هفتم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-145»
۴

ویرایش هفتم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-145»

ویرایش چهارم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-119»

ویرایش چهارم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-119»

ویرایش دوم «تاریخ کوتاه ایران و جهان -88» زاده شدن نخستین عرب جهان

ویرایش دوم «تاریخ کوتاه ایران و جهان -88» زاده شدن نخستین عرب جهان

ویرایش پنجم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-87»

ویرایش پنجم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-87»

پیوست سوم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-940»
عکس بلند

پیوست سوم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-940»

پیوست دوم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-940» پدید آمدن عربها
عکس بلند
۱

پیوست دوم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-940» پدید آمدن عربها

پیوست یکم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-940»

پیوست یکم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-940»

تاریخ کوتاه ایران و جهان-940 : پایان کار ساخت مسجد قبة الصخرة (691 ز.)

تاریخ کوتاه ایران و جهان-940 : پایان کار ساخت مسجد قبة الصخرة (691 ز.)

تاریخ کوتاه ایران و جهان-939 (ویرایش 2)
۲

تاریخ کوتاه ایران و جهان-939 (ویرایش 2)

تاریخ کوتاه ایران و جهان-938

تاریخ کوتاه ایران و جهان-938

تاریخ کوتاه ایران و جهان-937

تاریخ کوتاه ایران و جهان-937

تاریخ  کوتاه ایران و جهان-936 (ویرایش 2)

تاریخ کوتاه ایران و جهان-936 (ویرایش 2)

تاریخ کوتاه ایران و جهان-935

تاریخ کوتاه ایران و جهان-935

افزودهء ویرایش دوم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-927»

افزودهء ویرایش دوم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-927»

تاریخ کوتاه ایران و جهان-934
عکس بلند

تاریخ کوتاه ایران و جهان-934

تاریخ کوتاه ایران و جهان-933

تاریخ کوتاه ایران و جهان-933