#چالش اعتراف میکنم ای بابا اصلا حوصله اعتراف ندارماعتراف میک...

#چالش


اعتراف میکنم ای بابا اصلا حوصله اعتراف ندارم

اعتراف میکنم یه بار یواشکی از جیب بابام کارامل برداشتم

اعتراف میکنم یه بار با پسر خالم شیش تا بستنی پشت سر هم خوردم

اعتراف میکنم یه بار محکم سر دوستامو کوبوندم به هم

اعتراف میکنم یکبار پشت تلفن با دوستم درست یک ساعت صحبت کردم

اعتراف میکنم اون یباری که شیش تا بستنی پشت سر هم خوردم صبحشم بستنی خورده بودم

اعتراف میکنم با یکی از خواهرام حرف نمیزنم چون هر دومون میدونیم اگه حرف بزنیم دعوا میکنیم

اعتراف میکنم یبار به معلمم گفتم پشت کونت یه غازه :| ولی نشنید -___-

اعتراف میکنم یه بار کل لاکم ریخت رو مبل دستمال رو گرفتم مایع زدم بهش عین احمقا هی میمالیدم به مبل بره ولی نرفت هیچی دیگه اخرشم مامانم فهمید بعد گفتش که بیا شامپو فرش بزن اینقدر شامپو فرش رو زیاد ریختم تا یه هفته کف داشت مبل :|

اعتراف میکنم مامانم رو مامان اودو صدا میکنم :|

اعتراف میکنم یه بار با یه شماره ایی زنگ زدم به دوستم ادای مضاحم ها رو در اوردم

هر کی عشقش کشید دعوته

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ادامه‌ی دیدگاه ها