اين شعرم رو تقديم ميكنم  به تمام دختران سرزمينم ...¤¤¤¤¤¤¤¤¤...

اين شعرم رو تقديم ميكنم به تمام دختران سرزمينم ...

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ( مفهوم زن را از نگاهت خط کشیدند ) . بزم زمین و اسمان را جور کردند خورشید را دف لاله را شیپور کردند دختر شدی تا خاک بی مادر نماند تنها , به این نیت تو را مامور کردند دختر شدی و گیسوانت شال کشمیر عطر تنت را نرگس لاهور کردند دختر شدی ... اما پدر دختر نمی خواست ... . باغ شغالان شد حریم خوشه هایت تا باغبان هایت تو را انگور کردند از خود گذشتی از تمام خاطراتت وقتی که ماشین ها تو را محصور کردند تو تن سپردی تن به تنهایی سپردی تن ها تورا از سرزمینت دور کردند در بولتن ها رد پایت پخش میشد در شهر بد نامی تو را مشهور کردند چشم سیاهت لنز دریا را به خود دید موی سیاهت را سیاهان بور کردند نفرین به من نفرین به ما نفرین به انسان نفرین به انها که تو را مجبور کردند آن دستها که بالهایت را گرفتند شداد هایی که تو را هم حور کردند

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار