چند بار، وقتی میرسیدم خونه میدیدم این آهنگ رو گذاشته با صدای...

چند بار، وقتی میرسیدم خونه میدیدم این آهنگ رو گذاشته با صدای بلند...

وقتی میای صدای پات ،از همه جـاده ها مـیـاد انگـار نه از یه شهر دور، کـه از همـه دنیـا مـیــاد تا وقتی که در وا میشه،لحظه ی دیدن می رسه هر چی که جاده س رو زمین،به سینه ی من می رسه ، آه ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسـم اگـه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم... بعدها میگفت... صدای پات رو میشناختم وقتی وارد راهرو میشدی... صبحها از بوی ادکلنت توو راهرو میفهمیدم که رفتی و.... اینهمه توجه خاص،مقاومت هر کسی رو در مقابل عاشق شدن میشکنه! منم گاهی وقتا که خونه بودم و صدای غزل رو توو راهرو می‌شنیدم این آهنگ رو با صدای بلند میذاشتم... تا با غم عشق تو مرا کار افتاد بیچاره دلم در غم بسیار افتاد بسیار فتاده بود، هم در غم عشق اما نه چنین زار که این بار افتاد هر روز دلم در غم تو زارتر است... خلاصه، با زبون بی زبونی، به هم میگفتیم دوستت دارم... عاشقتم... اما هنوز جرات به زبون آوردنش رو نداشتیم!

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است