نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

*راز دل* کیهان : با صدای در سرمو بلند کردم ماه وش بودیه لباس عروسکی قرمز پوشیده بود موهاشم بافته بود انداخته بود یه طرف شونه اش - به به گل قشنگم بیا اینجا ببینم ...

*راز دل* کیهان : با صدای در سرمو بلند کردم ماه وش بودیه لباس عروسکی قرمز پوشیده بود موهاشم بافته بود انداخته بود یه طرف شونه اش - به به گل قشنگم بیا اینجا ببینم . دستاشو از پشت سرش اورد ویه باکس مشکی رنگ گرفت مقابلم ازش گرفتم وبازش ...

#پارت162 جلو خونه م ماشین رو نگهداشت، تکونی به مهسا دادم. آرش: مهسا مهسا مهسا ولی جواب نشنیدم سرشو گذاشت رو پشتی صندلی آروم از ماشین پیدا شدم ماشین دور زدم در سمت مهسا رو ...

#پارت162 جلو خونه م ماشین رو نگهداشت، تکونی به مهسا دادم. آرش: مهسا مهسا مهسا ولی جواب نشنیدم سرشو گذاشت رو پشتی صندلی آروم از ماشین پیدا شدم ماشین دور زدم در سمت مهسا رو باز کردم خم شدم یه دستمو از زیر زانوش و دست دیگه مو زیر سرش ...

16 ماهک:با صدایی که از اونور میومد اروم چشمامو باز کردم هیراد:باش عزیزم میام ماهک تنهاس .... هیراد:خانومی درست حرف بزن اون زنمه .... هیراد:به درک باااای صدای زمزمشو شنیدم هیراد:اووق حالمو زد ای بری ...

16 ماهک:با صدایی که از اونور میومد اروم چشمامو باز کردم هیراد:باش عزیزم میام ماهک تنهاس .... هیراد:خانومی درست حرف بزن اون زنمه .... هیراد:به درک باااای صدای زمزمشو شنیدم هیراد:اووق حالمو زد ای بری دیگه بر نگردی ریز خندیدم که دستی نشست رو موهام اروم نوازش میکرد چشمامو بستم ...

امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه من ...

امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردن همه ی اینا تو 3دقیقه با این جاروبرقی ...

رمان پازل عشق به قلم :افسون قسمت دوازدهم ************************************** برگشتم سمت اون پسره که داد زد نههههههههههههههه داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم این.... این که.... این که... همون پسره اس که تو ساحل دیدم اسمش ...

رمان پازل عشق به قلم :افسون قسمت دوازدهم ************************************** برگشتم سمت اون پسره که داد زد نههههههههههههههه داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم این.... این که.... این که... همون پسره اس که تو ساحل دیدم اسمش چی بود؟ امیر؟ ارمان؟ ای بابا اونم با تعجب نگام کرد و باهم گفتیم : ...

روی تخت با چشم‌های بسته دراز کشیده بود ، یک دفعه یه لبخند آروم زد، ازش پرسیدم چیکار می‌کنی ؟ بدون این که چشماش رو باز کنه گفت : تو رویام. بلند خندیدم گفتم : ...

روی تخت با چشم‌های بسته دراز کشیده بود ، یک دفعه یه لبخند آروم زد، ازش پرسیدم چیکار می‌کنی ؟ بدون این که چشماش رو باز کنه گفت : تو رویام. بلند خندیدم گفتم : همه چی خوبه ؟ خوش می‌گذره ؟ گفت : آره، نمیدونی چقدر پیرهن آبی بهش ...

روی تخت با چشم‌های بسته دراز کشیده بود ، یک دفعه یه لبخند آروم زد، ازش پرسیدم چیکار می‌کنی ؟ بدون این که چشماش رو باز کنه گفت : تو رویام. بلند خندیدم گفتم : ...

روی تخت با چشم‌های بسته دراز کشیده بود ، یک دفعه یه لبخند آروم زد، ازش پرسیدم چیکار می‌کنی ؟ بدون این که چشماش رو باز کنه گفت : تو رویام. بلند خندیدم گفتم : همه چی خوبه ؟ خوش می‌گذره ؟ گفت : آره، نمیدونی چقدر پیرهن آبی بهش ...

شب تولدم همه گفتن آرزو بکن شمع فوت کن..... چشمامو بست آرزو کردم و شمع فوت کردم..... مامانم گفتم میدونم چه آرزو کردی پول.... آبجیم گفت ماشین.... دوستام گفتن یه عشق پولدار خوشگل.... من به ...

شب تولدم همه گفتن آرزو بکن شمع فوت کن..... چشمامو بست آرزو کردم و شمع فوت کردم..... مامانم گفتم میدونم چه آرزو کردی پول.... آبجیم گفت ماشین.... دوستام گفتن یه عشق پولدار خوشگل.... من به همشون خندیدم و تو دلم گفتم.... آرزو کردم شمع تولد سال دیگه ام رو روی ...

امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه من ...

امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردن همه ی اینا تو 3دقیقه با این جاروبرقی ...

امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه : یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه ...

امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه : یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردن همه ی اینا تو 3دقیقه با این ...

امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه من ...

امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردن همه ی اینا تو 3دقیقه با این جاروبرقی ...

مردم از خنده امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه : یه کیسه کود گاو خال کرد رو فرشامون بعد ...

مردم از خنده امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه : یه کیسه کود گاو خال کرد رو فرشامون بعد برگشت گفت اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردن همه ی اینا تو ...

امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه : یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه ...

امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه : یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردن همه ی اینا تو 3دقیقه با این ...

امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه :| یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه ...

امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه :| یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردن همه ی اینا تو 3دقیقه با این ...

امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه :| یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه ...

امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه :| یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردن همه ی اینا تو 3دقیقه با این ...

مردم از خنده امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه :| یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد ...

مردم از خنده امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد. تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه :| یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردن همه ی اینا تو ...

یه بازار یاب جاروبرقی اومد در خونمونو زد. تا در و باز کردم پرید تو و سه کیلو آشغال ریخت رو فرش گفت اگه اینارو در عرض سه دقیقه جارو نکردم همشو می خورم. منم ...

یه بازار یاب جاروبرقی اومد در خونمونو زد. تا در و باز کردم پرید تو و سه کیلو آشغال ریخت رو فرش گفت اگه اینارو در عرض سه دقیقه جارو نکردم همشو می خورم. منم بهش گفتم با سس قرمز می خوری یا سفید. گفت چرا؟بهش گفتم چون امروز صبح ...