نداند که کجا و چه طور همه چیز تمام شده و نداند که برای کدام ...

نداند که کجا و چه طور همه چیز تمام شده و نداند که برای کدام سنگ تکه تکه شده باید اشک بریزد، وقتی خاطره ای نمانده باشد که شب و روز تکرار شود به یادت بیاورد همه چیز را، نبودن دیگر معنا ندارد، مثل انتظار و اشتیاق دیدن و حرف زدن با سنگی شکسته...!