روزی مردی نزد طبیب رفت و از غم بزرگی که در دل داشت به طبیبش ...

روزی مردی نزد طبیب رفت و از غم بزرگی که در دل داشت به طبیبش گفت.)))طبیب گفت:((به میدان شهر برو در آنجا دلقکی وجود دارد آنقدر میخندانت که غمت را فراموش کنی.))

مرد لبخند تلخی زد و گفت:((من همان دلقکم..........))

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...