ای جان جانان آقا...بعضی روزا که دلم تنگ میشه جلو آینه با تو ...

ای جان جانان آقا...

بعضی روزا که دلم تنگ میشه جلو آینه با تو صحبت می کنم به همین دیوانگی ها انگاری آروم آروم دارم عادت می کنم  بالی که باهاش میشه پر وا کرد یه چیزیه تو دنیامون اونم دعاست بغض دارم و باید بشکنمش گریه واسه ی این موقع هاست  واسه حال من جنون بی ضرره هرکی مجنونه رو عاقلش نکن نمی گم بیا دستم رو بگیر حالا که گرفتی پس ولش نکن خیلی دردا توی دنیا هستن که یه کم طول می کشه که عادی شه درد من تویی فقط تورو می خوام دوست دارم تو بغلم کنی میشه؟  بعضی شب ها که یه احساس عجیبی تو نگام قابل تشخیص میشه  شبایی که خسته ام از آدما شبایی که بالشم خیس میشه  شبایی که بوی سیب تو میاد عطر تو از ته دل بو می کشم شبایی که تو خیالم روی بوم یه چشم و ابرو می کشم یه سرم به من بزن فکر نکنم سایت رو از سرم کم کردی مگه غیر از اینه از کوچیکی با غمت منو بزرگم کردی مگه غیر از اینه که خیلی شبا با خیالت شدم یهویی رو به رو مگه غیر از اینه که عاشقتم مگه غیر از اینه ... ها؟؟ خودت بگو کارم اینه که دوستت داشته باشم به تو افتاده سر و کارم حسسسسین ... تو بهم عاشقی رو یادم دادی خدایی خیلی دوستت دارم ♡حسین♡

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ادامه‌ی دیدگاه ها