درکودکی به همراه پدرم به باغ رفته بودیم جهت چیدن گندم دیدیم ...

درکودکی به همراه پدرم به باغ رفته بودیم جهت چیدن گندم دیدیم که زنبوری دانه ی گندمی را برداشت ورفت چندی بعد دو مرتبه زنبور گندمی دیگر برداشت و رفت کنجکاو شدیم که خوراک زنیور گندم نیست پس گندمها را کجا میبرد به دنبال زنبور رفتیم تا به دیوار گلی رسیدیم که در شکاف ان دیوار کبوتری کور بود که زنبور گندمها را برای او میبرد (بعد از دقیقه ای گریه...)

حالا در مورد رزق من وشما ایا خداوند بیخیال است؟؟!! آیت الله ناصری اصفهانی

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است