#Part139#آدمای_شرطی :cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind...

#Part139

#آدمای_شرطی :cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind::cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind::cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind::cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind::cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind::cherry_blossom: "شیرین" کم کم اون تصاویر مبهم اون بوی آشنای سام برای من بیشتر معنا دار میشد آره بوی تن سام همون بوی مردونه ای بود که روی تختم جا خوش میکرد و من بدون دونستن اینکه کسی اینجا بوده از بویی که بعضی شبها به تختم میچسبید لذت میبردم الان یادم میاد چرا اون روز صبح زیر دلم درد میکرد الان میفهمم چرا یه مدتی بود یه حس خاص یه حس متفاوت و مجهولی که داشتم چی بود نه ناراحت بودم نه عصبانی نمیتونم حسم رو تعریف کنم بهتره بگم بهم برخورده بود، نمیدونم این حسی که به سام داشت کم کم شکل میگرفت باعث شده بود که زیاد از حد عکسل العمل نشون ندم درسته خواب بودم درسته حواسم نبود ولی شاید اگه خودم ادامه باهاش همکاری نمیکردم به اینجا نمیکشید یه حس عجیبی داشتم ولی این هم درست نبود انگار از خدا خواسته خودمو بندازم تو بغل سام و بگم وای سامی مرسی که باهام بودی حداقل به خاطر غرور خودم هم که شده باید یکم موضعم رو نگه میداشتم ولی قبل از هرچیزی باید فیلم رو میدیدم لبام رو تر کردم و به سام که خیلی وقت بود حرفش تموم شده بود و شرمنده سرش رو انداخته بود پایین نیم نگاهیی انداختم _ میخوام فیلم رو ببینم سرش رو آروم تکون داد و رفت داخل اتاقی که درش بسته بود تقریباً٥ دقیقه بعد اومد بیرون از اول انقدر استرس داشتم که حتی به دکوراسیون خونه نگاه نکرده بودم وقتی رفت سمت تلویزیون صفحه بزرگه روبرومون بود تازه متوجه تلویزیون شدم رفت سمت دی وی دی و سی دی که دستش بود رو گذاشت داخلش و اومد سمتم متوجه شدم زیر زیرکی داشت نگام میکرد ولی اصلاً نگاش نکردم

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...