#Part149#آدمای_شرطی :cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind...

#Part149

#آدمای_شرطی :cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind::cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind::cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind::cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind::cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind::cherry_blossom: یه ابهت خاص داشت، یه جوری که با سر بالا و با افتخار پیشش قدم بر میداشتم سام هیچی کم نداشت ، هیچی! مردی خود ساخته که آرزوی هر دختری بود! بشقابمون رو برداشتیم هیچ وعده ای مثل صبحونه ی مفصل به من انرژی نمیداد با دوتا ظرف پر رفتیم روی میز نشستیم انگار با هم مسابقه گذاشته بودیم سام بهترین خصلتش اینه با من البته فقط با من انقدر بی شیله پیله و خاکی رفتار میکنه که معذب نبودم تو غذا خوردن وسط اون همه آدم با کلاس و با پرستیژی که تو اون رستوران بودند شیطنت ما خیلی تو چشم بود، سام لقمه ای گرفت و جلوم نگه داشت _ بخور + بسه سامی ترکیدم دیگه هی من عقب رفتم هی اون دستش و جلو آورد یه لحظه حس کردم صندلیم رفت عقب داشتم میوفتادم جیغ کوتاهی کشیدم که سریع سام منو صندلی رو گرفت تا منو گرفت من برگشتم سمت میز و پایه های جلویی صندلی محکم به زمین خورد هر دو به چشم هم نگاه کردیم و شروع کردیم به ریز ریز خندیدن این خوب بود وقتی پیش من بود از پرستیژ و کلاسش دست میکشید میز کناری دوتا خانم سانتی مانتال بودند که خیلی شیک و اروم داشتند غذا میخوردند انقدر چپ چپ نگامون کردند که صداشون رو هم من هم سام شنیدیم که رسماً بهمون توهین کردند یکیشون برگشت گفت _ وای نازی جون هر در و دهاتی گوسفنداشو میفروشه میاد اینجور جاها میشینه مزاحم آرامش مردم میشه، فرهنگ ندارند بیان جاهایی که آدمای درست حسابی هستند

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...