#Part223#آدمای_شرطی:cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind:...

#Part223

#آدمای_شرطی :cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind::cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind::cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind::cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind::cherry_blossom::leaf_fluttering_in_wind::cherry_blossom: حرفی نزدم ولی به وقتش میدونستم سام انتقام این روز رو ازش میگیره به اون یا هر کدوم از اون سه نفر چه ربطی داشت من میخوام چطور زندگی کنم به سربازه اشاره زد که سوار ماشین شاسی بلند سام بشه بازوی سام رو گرفتند و کشیدند سمت ماشین خودشون سام تقلا میکرد ولش کنند ولی عمراً ولش نمیکردند همینکه به من رسید گفت با گوشیم زنگ بزن به یاسمن و بگو سریع با میلاد خودشون رو برسونند اینجا رمز گوشیم هم تاریخ تولد خودته سرم رو به علامت باشه تکون دادم و سوار ماشین شدم و پشت سرشون حرکت کردم گوشی سام رو که رو سینی ماشین بود رو برداشتم که سربازه اومد حرفی بزنه که سریع گفتم _ نگو که حق نداریم به کسی هم زنگ بزنیم! هیچی نگفت که سریع گوشی سام رو باز کردم و رو اسم یاسمن انگشت گذاشتم با استرس رانندگی میکردم داشتم دیوونه میشدم که این بلا رو سر سام آورده بودند که داشت گیج میزد ....... سیلی که یک طرف صورتم رو سوزوند باعث شد سرم رو دیگه نتونم بالا بگیرم همه نشسته بودیم دور میز و یه عاقد اومده بود تا عقدمون کنه تمام تن خونوادم می لرزید یه چادر بو گندو انداخته بودند رو سرمون یا باید عقد میکردیم یا باید شباق میخوردیم نمیتونستم این قانون مزخرف و مسخره رو هضم کنم هیچ حسی نداشتم خالی خالی بودم یه اتفاق یهویی کل زندگیم رو داشت زیر و رو میکرد باورم نمیشد اینجوری دارم مجازات میشم ما که به هر حال میخواستیم ازدواج کنیم

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است