۱۹ و ۲۰ مردادجمعه بعدازظهر گفتی بریم بیرون دور بزنیم  میام د...

۱۹ و ۲۰ مرداد

جمعه بعدازظهر گفتی بریم بیرون دور بزنیم میام دنبالت. اما برنامه مون بهم خورد و مامان باید میرفت به خاله ستاره سر میزد. رفتی که مامان رو برسونی. منم آماده شدم برم شب خونه مینا اینا و قرار شد خوابیدن بمونم.آماده شدم و smsدادم عزیزم من دارم میرم.. همینکه اومدم اون طرف خیابون :smiling_face_with_heart-shaped_eyes::smiling_face_with_heart-shaped_eyes::smiling_face_with_heart-shaped_eyes: یهویی دیدمت.. وووووی:smiling_face_with_halo::smiling_face_with_heart-shaped_eyes::smiling_face_with_heart-shaped_eyes::smiling_face_with_heart-shaped_eyes: اومدم سمتت.. خودتم ذوق زده شدی:smiling_face_with_open_mouth_and_smiling_eyes::smiling_face_with_halo::hugging_face: گفتی الان داری میری؟؟ من فکر کردم خیلی وقته رفتی. بشین تو ماشین که برسونمت..دوستت اومد و با اون سلام علیک کردی منم رفتم تو ماشین منتظرت موندم. عزیزدلممممممم:smiling_face_with_heart-shaped_eyes::smiling_face_with_heart-shaped_eyes::smiling_face_with_heart-shaped_eyes: ماشین جدیدش:smiling_face_with_smiling_eyes::smiling_face_with_smiling_eyes::smiling_face_with_smiling_eyes: کلی برات ذوق میکنم. اومدی پیشم مدام نگام میکنی میگی خوشگله کی بودی تو آخه:face_with_tears_of_joy: جفت مون کلی از دیدن یهویی هم ذوق میکنیم. میگم عزیزم بریم شیرینی فروشی تا من برای تولد مینا و مینو کیک بخرم. میریم و خودت یه کیک خوشگل انتخاب میکنی و میخری و منو میرسونی دم خونه مینا اینا. بخدا می ترسم آخر چشمت کنند. هرجا میریم کلی زیر نگاه های مردم هستیم. چون آدم سرشناسی هستی. خودت موقعیتت حتی همین ماشین زیر پات. اما خدا میدونه چقدر دلت پاک و بی ریاست. خدا میدونه قلبت طلاست. من چقدر حس خوبی دارم که قلبت مال منه.. متعلق به منه و میدونم قلبت فقط منو میخواد:heavy_black_heart: وای شب بهم smsمیدی اصلا متوجه نشدم آخرش به فامیلی صدام کردی. خوندم انقدر خندیدم که نگو:face_with_tears_of_joy::face_with_tears_of_joy::face_with_tears_of_joy: صبح ساعت یک ربع به ده میای دفتر... دیگه کاملا ساعت اومدنت رو میدونم:smiling_face_with_smiling_eyes: وووووی امروز کلی جفت مون پر انرژی بودیم. با نگاه ها و حرفامون شیطنت میکردیم:face_with_tears_of_joy: چون خداروشکر همه چی خوب بود و فقط در حال فروش بودیم. گاهی اوقات حواسم به کارم بود سرمو بالا میاوردم میبینم داری نگام میکنی:see-no-evil_monkey: خجالت میکشیدم. اوووووخ بمیرم برای مهربونیات. امروز اومدی کلی پشت میزم و حواسم بهم بود.. یه عالمه یادداشت و کاغذای خط خطی چسبوندم به مانیتورم:face_with_tears_of_joy::face_with_tears_of_joy::face_with_tears_of_joy: تو دلم گفتم الان میگی چیزی از کاغذاش سر در میاره که چسبونده:grinning_face_with_smiling_eyes: من تموم دلخوشیهام تویی... زندگی مو کردی بهشت. مثل یه رویا می مونی.. هر ثانیه دلتنگتم حتی اگه هر روز کنارت باشم:heavy_black_heart::heavy_black_heart::heavy_black_heart:

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار