تا قبل از اینکه آدما برای خودشون زندان بسازن،بهشون یه امیدی ...

تا قبل از اینکه آدما برای خودشون زندان بسازن،

بهشون یه امیدی هست، آخه آدمارو رو نمیشه از زندانی که واسه خودشون ساختن کشید بیرون؛
در واقع رفتاری که آدما از یه جایی به بعد
و بعد از یه سری اتفاقات تو زندگیشون انجام میدن،
مثل تلاش یه بچه سر گرفتن خرس عروسکیش از دست کسی ای که تصمیم گرفته سر به سرش بذاره،
اولش میپرن، چنگ های محکمی به سمت هدف پرت میکنن،سعی میکنن چهار چشمی عروسکو دنبال کنن تا یه جایی گیرش بندازن،اما بعد از چند دقیقه از تلاش خسته میشن و اینو باور میکنن اگه اونی که عروسک دستشه نخواد،نمیتونن عروسکو بگیرن.
پس آروم میشن و ساکت یه گوشه میشینن،
بغض میکنن یا شاید به گریه متوسل بشن؛
آدما هم وقتی عاشق میشن،اگه اونی که دوسش دارن مدام تغییر وضعیت بده،برای بدست آوردنش خودشونو به آب و آتیش میزنن،ساعت ها فکر میکنن،هزارتا راه رو امتحان میکن،اما خیلی زود به این باور میرسن که تا اون نخواد،به هیچ شکلی  ممکن نیست این عشق به ثمر برسه و گوشه گیر میشن،میرن تو خودشون و دنیایی رو میسازن که هر کسی قادر به درکش نیست.
اونا معمولن تو این بخش از زندگیشون منتظر یه قهرمانن که باور های از دست رفتشون رو برگردونه؛
اگه دیدی کسی که تو رابطه ای باهاش،هر کاری از دستش بر میاد رو برات انجام میده،مطمئن باش این همون قهرمان زندگیته؛
با تمام وجود ازش مراقبت کن و از دستش نده چون زندگی فرصت های خوبش رو فقط یکبار در اختیارت میذاره...

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است