:small_blue_diamond: #او_را ... (۳۹)دستشو بخیه کردن و بهش یه...

:small_blue_diamond: #او_را ... (۳۹)





دستشو بخیه کردن و بهش یه سرم وصل کردن .

علیرضا سرشو انداخته بود پایین و اخماش تو هم بود ...



نمیفهمیدم از دست من عصبانیه یا عرشیا !



دلم میخواست گریه کنم

دلم میخواست زار بزنم



تحمل یه مرد ضعیف برام غیر قابل قبول بود.



- تو چرا اینقدر ضعیفی؟؟



- ترنم ...

نمیفهمی چرا؟؟

بیشعور اینا همش بخاطر توعه !


:diamond_shape_with_a_dot_inside: ادامه در وب #از_جنس_خاک :
az-jense-khak.blog.ir/post/رمان-او-را-قسمت-سی-و-نهم/

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است