نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

*راز دل* ماه وش: به تخت نگاه کردم وگفتم : وای چقدر خ... کیهان از پشت بغلم کرد وگفت : کاش از خدا یه چیز دیگه می خواستم برام جورش کرد - چی می خواستی ...

*راز دل* ماه وش: به تخت نگاه کردم وگفتم : وای چقدر خ... کیهان از پشت بغلم کرد وگفت : کاش از خدا یه چیز دیگه می خواستم برام جورش کرد - چی می خواستی مثلا ؟؟؟!!!! کیهان : تو رو دیگه می دونی چند روزه پیشم نیستی متحیر گفتم ...

تلخ تر از جمله ی

تلخ تر از جمله ی "دلم برات تنگ می شه" هم وجود داره؟ نه نداره چون می دونی کسی که این جمله رو می گه می خواد دمش رو بذاره رو کولش و بره و مطمئنا فقط با کوچک شدن دنیا قد یه پرتغال بتونی شانس دیدنش رو داشته باشی. ...

سلام دوستان من یه تخم کبوتر پیدا کردم که مادرش رفته بوده و دیگه برنگشته حالا زندس و داره تکون میخوره می خواد از تو تخم دربیاد فکر کنم . تحقیق که کردم متوجه شدم ...

سلام دوستان من یه تخم کبوتر پیدا کردم که مادرش رفته بوده و دیگه برنگشته حالا زندس و داره تکون میخوره می خواد از تو تخم دربیاد فکر کنم . تحقیق که کردم متوجه شدم که باید حتما شیره ی چینه دان مادرشو بخوره یه نفر که بلده لطفا بگه ...

وقت غروب هر وقت توی بالکن می ایستاد و دعا می کرد می دونستم به کجا خیره شده‌؛می دونستم داره با کی حرف می زنه.همیشه آرزو می کردم هم قدش بشم تا منم بتونم ببینم.خودمو ...

وقت غروب هر وقت توی بالکن می ایستاد و دعا می کرد می دونستم به کجا خیره شده‌؛می دونستم داره با کی حرف می زنه.همیشه آرزو می کردم هم قدش بشم تا منم بتونم ببینم.خودمو به زور می کشیدم بالا و روی پنجه پاهام می ایستادم شااید بتونم چیزی ببینم.یه ...

تا دستگیره ی در پایین رفت، کتابی که الکی توی دستم گرفته بودمو پرت کردم کناری و با سرعتی که ازم بعید بود بلند شدم و نشستم رو تخت. دزد ناشیِ من درو آروم پشت ...

تا دستگیره ی در پایین رفت، کتابی که الکی توی دستم گرفته بودمو پرت کردم کناری و با سرعتی که ازم بعید بود بلند شدم و نشستم رو تخت. دزد ناشیِ من درو آروم پشت سرش بست و توی تاریکی کیسه های توی دستشو گذاشت روی ترالیِ نزدیکش، سعی می‌کرد ...

از امروز تا یه ماه دیگه هر کس هر جا ادمو گیر بیاره عیدی می خواد...از پمپ بنزینی و ارایشگر بگیر تا مرده شور رو تخت غسال خونه...همه ی رسم و رسومو به گه کشیدیم ...

از امروز تا یه ماه دیگه هر کس هر جا ادمو گیر بیاره عیدی می خواد...از پمپ بنزینی و ارایشگر بگیر تا مرده شور رو تخت غسال خونه...همه ی رسم و رسومو به گه کشیدیم رسما...

هه یه روزی واسه کسی مهم بودم ولی الان حتی جوابمو نمیده نمیدونم چرا حتما یه دلیلی داره که داره این رفتارا رو انجام میده ازدستم ناراحته ولی خودشم میدونه که منظوری نداشتم ولی اشکالی ...

هه یه روزی واسه کسی مهم بودم ولی الان حتی جوابمو نمیده نمیدونم چرا حتما یه دلیلی داره که داره این رفتارا رو انجام میده ازدستم ناراحته ولی خودشم میدونه که منظوری نداشتم ولی اشکالی نداره من توی سخت ترین روزای زندگیم تنها بودم دردهایی کشیدم درد دوری کشیدم...... بازم ...

آبجی کوچیکه گفت: زودی یه آرزو کن، زودی یه آرزو کن آبجی بزرگه چشماشو بست و آرزو کرد آبجی کوچیکه گفت: چپ یا راست؟ چپ یا راست؟ آبجی بزرگه گفت: م م م راست آبجی ...

آبجی کوچیکه گفت: زودی یه آرزو کن، زودی یه آرزو کن آبجی بزرگه چشماشو بست و آرزو کرد آبجی کوچیکه گفت: چپ یا راست؟ چپ یا راست؟ آبجی بزرگه گفت: م م م راست آبجی کوچیکه گفت: درسته، درسته، آرزوت برآورده میشه، هورا … بعد دستشو دراز کرد و از ...

از بس قبلا می رفتم در یخچال رو باز می کردم و نگاه می کردم و می بستم . . . . . . . الان دیگه یخچال برای تلافی میاد در اتاقمو باز میکنه ...

از بس قبلا می رفتم در یخچال رو باز می کردم و نگاه می کردم و می بستم . . . . . . . الان دیگه یخچال برای تلافی میاد در اتاقمو باز میکنه یه نگاه بهم میکنه و درو میبنده :-)

چند روزه دل دیوونه میگیره همش بهونه آی آتیشم میزنه هرشب جای خالیت توی خونه دله من!هواتو داره دیگه طاقت نمیاره این!این دل همیشه گریون مثل ابرای بهاره کی تورو دوست داره قد یه دنیا؟ ...

چند روزه دل دیوونه میگیره همش بهونه آی آتیشم میزنه هرشب جای خالیت توی خونه دله من!هواتو داره دیگه طاقت نمیاره این!این دل همیشه گریون مثل ابرای بهاره کی تورو دوست داره قد یه دنیا؟ کی می خواد با تو باشه حتی تو رویا؟ دنباله جای پاهات روی شن های ...

( قسمت بیست و سوم: خانه من ) . رئیس تعمیرگاه حقوقم رو بیشتر کرد ... از کار و پشتکارم خیلی راضی بود ... می گفت خیلی زود ماهر شدم ... دیگه حقوق بخور و ...

( قسمت بیست و سوم: خانه من ) . رئیس تعمیرگاه حقوقم رو بیشتر کرد ... از کار و پشتکارم خیلی راضی بود ... می گفت خیلی زود ماهر شدم ... دیگه حقوق بخور و نمیر کارگری نبود ... خیلی کمتر از پول مواد بود اما حس فوق العاده ای ...

چند روزه دل دیوونه میگیره همش بهونه آی آتیشم میزنه هرشب جای خالیت توی خونه دله من!هواتو داره دیگه طاقت نمیاره این!این دل همیشه گریون مثل ابرای بهاره . . . کی تورو دوست داره ...

چند روزه دل دیوونه میگیره همش بهونه آی آتیشم میزنه هرشب جای خالیت توی خونه دله من!هواتو داره دیگه طاقت نمیاره این!این دل همیشه گریون مثل ابرای بهاره . . . کی تورو دوست داره قد یه دنیا؟ کی می خواد با تو باشه حتی تو رویا؟ دنباله جای پاهات ...

هیچ چیزی تو دنیا حالم تغییر نمیده خنده داره میدونم نمیخوایم ولی من فقط با حس تو نفس میکشم خنده دار فقط بخاطر تو سفرم کنسل کردم که هر جونی ارزوشه ولی تو با دیگری ...

هیچ چیزی تو دنیا حالم تغییر نمیده خنده داره میدونم نمیخوایم ولی من فقط با حس تو نفس میکشم خنده دار فقط بخاطر تو سفرم کنسل کردم که هر جونی ارزوشه ولی تو با دیگری خوشی خنده داره الان فراری باشی ولی باز فکرت نزاره از اینجا برم ولی تو ...

یه بار تو گوگل سرچ کردم نیمه گم شده من، برام عکس یه بزغاله رو اورد که داره نوشابه میخوره، هیچی دیگه الان 1 سال میشه که نوشابه نخوردم. گوگل کصافططططططططط

یه بار تو گوگل سرچ کردم نیمه گم شده من، برام عکس یه بزغاله رو اورد که داره نوشابه میخوره، هیچی دیگه الان 1 سال میشه که نوشابه نخوردم. گوگل کصافططططططططط

دلم می خواد یه روزی...یه جایی...همونی که الان نیست...برگرده و بیاد و بگه:انقدر زیر فشار مشکلات بوده که نمی تونه قد راست کنه...بگه داغون شده،بگه دیگه ادعای قبل رو نداره...بگه فهمیدم فقط تو برام میمونی ...

دلم می خواد یه روزی...یه جایی...همونی که الان نیست...برگرده و بیاد و بگه:انقدر زیر فشار مشکلات بوده که نمی تونه قد راست کنه...بگه داغون شده،بگه دیگه ادعای قبل رو نداره...بگه فهمیدم فقط تو برام میمونی و تویی که همیشه باهام بودی...!!! سرشو که بلند کرد اول اشک تو چشمام جمع ...

آبجی کوچیکه گفت: زودی یه آرزو کن، زودی یه آرزو کن آبجی بزرگه چشماشو بست و آرزو کرد آبجی کوچیکه گفت: چپ یا راست؟ چپ یا راست؟ آبجی بزرگه گفت: م م م راست آبجی ...

آبجی کوچیکه گفت: زودی یه آرزو کن، زودی یه آرزو کن آبجی بزرگه چشماشو بست و آرزو کرد آبجی کوچیکه گفت: چپ یا راست؟ چپ یا راست؟ آبجی بزرگه گفت: م م م راست آبجی کوچیکه گفت: درسته، درسته، آرزوت برآورده میشه، هورا بعد دستشو دراز کرد و از زیر ...

آبجی کوچیکه گفت: زودی یه آرزو کن، زودی یه آرزو کن آبجی بزرگه چشماشو بست و آرزو کرد آبجی کوچیکه گفت: چپ یا راست؟ چپ یا راست؟ آبجی بزرگه گفت: م م م راست آبجی ...

آبجی کوچیکه گفت: زودی یه آرزو کن، زودی یه آرزو کن آبجی بزرگه چشماشو بست و آرزو کرد آبجی کوچیکه گفت: چپ یا راست؟ چپ یا راست؟ آبجی بزرگه گفت: م م م راست آبجی کوچیکه گفت: درسته، درسته، آرزوت برآورده میشه، هورا بعد دستشو دراز کرد و از زیر ...

تو یه پاساژ راه میرفتم که خوردم به یه نفر افتاد زمین سریع بلندش کردم و گفتم ببخشید. وقتی دستشو گرفتم دیدم از این مجسمه های مانکنه. دیدم یه یارو داره نگاه میکنه و یه ...

تو یه پاساژ راه میرفتم که خوردم به یه نفر افتاد زمین سریع بلندش کردم و گفتم ببخشید. وقتی دستشو گرفتم دیدم از این مجسمه های مانکنه. دیدم یه یارو داره نگاه میکنه و یه لبخند هم رو لباشه بهش گفتم خنده داره فکر کردم آدمه. خوب که دیدم اونم ...