نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

🌾 چاره عشق سکوت است که بلوا نشود مشت عاشق ابدا پیش کسی وا نشود درسکوت است که پروانه بماند باشمع گرچه سوزد دهنش باز به شکوا نشود من دلم آتش و لب را زده ...

🌾 چاره عشق سکوت است که بلوا نشود مشت عاشق ابدا پیش کسی وا نشود درسکوت است که پروانه بماند باشمع گرچه سوزد دهنش باز به شکوا نشود من دلم آتش و لب را زده ام مهر سکوت پر گشودم که پرم سوزد و پروا نشود دیشبم گفت خرد فکر ...

#چشم_به_راهم.. چشم به راهِ چه چیزی؟ #مردی که #گل برایم می آورد،،، و حرف های #شیرین؛ مردی که من را می بیند و می فهمد با من حرف می زند و به من گوش می ...

#چشم_به_راهم.. چشم به راهِ چه چیزی؟ #مردی که #گل برایم می آورد،،، و حرف های #شیرین؛ مردی که من را می بیند و می فهمد با من حرف می زند و به من گوش می دهد مردی که برایم #گریه می کند؛ و من #دلم برایش می سوزد و #دوستش_دارم....

بازی ‌می‌کند کودک‌ درون تو در کرانه‌ های قلب من نرم می ‌کند نگاه مست تو شکست دل سخت من چومی‌نگرم‌قوس‌ابروران‌ گم‌شده درگوشه چشم تو گرم می ‌شود تنم و می ‌سوزد دلم به خم ...

بازی ‌می‌کند کودک‌ درون تو در کرانه‌ های قلب من نرم می ‌کند نگاه مست تو شکست دل سخت من چومی‌نگرم‌قوس‌ابروران‌ گم‌شده درگوشه چشم تو گرم می ‌شود تنم و می ‌سوزد دلم به خم مژگان تو اینطورنگاه‌مکن‌که‌منکرشوم‌خداوگم‌شوم‌ درون خود میان‌نگاه‌تو‌نوری‌است ‌که‌می‌کندجان‌مرا برون زخود بس‌کن دگر که نازچشمان تو مرا ...

چشم به راهم، چشم به راهِ چه چیزی؟مردی که گل برایم می آوردو حرف های شیرین مردی که من را می بیند و می فهمد با من حرف می زند و به من گوش می ...

چشم به راهم، چشم به راهِ چه چیزی؟مردی که گل برایم می آوردو حرف های شیرین مردی که من را می بیند و می فهمد با من حرف می زند و به من گوش می دهد مردی که برایم گریه می کند و من دلم برایش می سوزد و دوستش ...

عادتش این بود دیگران را دعا کند. مؤمنان را یک به یک نام می‌برد دعایشان می‌کرد. روزهای آخر اما خودش را هم دعا می کرد: ((یا الهی عجل وفاتی سریعا)) علی را که می بیند ...

عادتش این بود دیگران را دعا کند. مؤمنان را یک به یک نام می‌برد دعایشان می‌کرد. روزهای آخر اما خودش را هم دعا می کرد: ((یا الهی عجل وفاتی سریعا)) علی را که می بیند گریه می کند، حسن را به سینه می چسباند و گریه می کند. گلوی حسین ...

#عادتش این بود دیگران را دعا کند. مؤمنان را یک به یک نام می‌برد دعایشان می‌کرد. روزهای آخر اما خودش را هم دعا می کرد: ((یا الهی عجل وفاتی سریعا)) علی را که می بیند ...

#عادتش این بود دیگران را دعا کند. مؤمنان را یک به یک نام می‌برد دعایشان می‌کرد. روزهای آخر اما خودش را هم دعا می کرد: ((یا الهی عجل وفاتی سریعا)) علی را که می بیند گریه می کند، حسن را به سینه می چسباند و گریه می کند. گلوی حسین ...

روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند! دسته گل غش می کند،پروانه پشتک می زند! کفش در می آوری، قالی علامت می دهد! جامه از تن می کَنی، آیینه چشمک می زند! هر کسی ...

روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند! دسته گل غش می کند،پروانه پشتک می زند! کفش در می آوری، قالی علامت می دهد! جامه از تن می کَنی، آیینه چشمک می زند! هر کسی از ظّنِ خود در خانه یارت می شود گاز آتش می خورد! یخچال برفک می ...

روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند! دسته گل غش می کند، پروانه پشتک می زند! کفش در می آوری، قالی علامت می دهد! جامه از تن می کَنی، آیینه چشمک می زند! هر ...

روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند! دسته گل غش می کند، پروانه پشتک می زند! کفش در می آوری، قالی علامت می دهد! جامه از تن می کَنی، آیینه چشمک می زند! هر کسی از ظّنِ خود در خانه یارت می شود گاز آتش می خورد! یخچال برفک ...

چقدر دلم می خواهد معشوق مردی باشم که لبخندش وسیع و مهربان باشد و آغوشش بوی خودش را بدهد مردی که بی هوا بیاید و بگوید موافقی جمع کنیم و به سفر برویم و من ...

چقدر دلم می خواهد معشوق مردی باشم که لبخندش وسیع و مهربان باشد و آغوشش بوی خودش را بدهد مردی که بی هوا بیاید و بگوید موافقی جمع کنیم و به سفر برویم و من هیجان زده ذوق کنم و بپرم بغلش گاهی نیمه شب هوس خیابان گردی کند و ...

در همسایگی ما دختریست که فکر می کند عاشقانه هایم برای اوست خیال می کند من او را دوست دارم و خیال می کند یادش یک لحظه از ذهنم بیرون نمی رود ... صبح ها ...

در همسایگی ما دختریست که فکر می کند عاشقانه هایم برای اوست خیال می کند من او را دوست دارم و خیال می کند یادش یک لحظه از ذهنم بیرون نمی رود ... صبح ها پله ها را دو تا یکی پایین می دود تا به من سلام گوید... عصرها ...

تو لیلی نیستی من اما مجنون حرف هات می شوم دیوانه ی دست هات مبهوت خنده هات گل قشنگم شیرین نیستی ولی من صخره های شب را آنقدر می تراشم تا خورشیدم طلوع کند و ...

تو لیلی نیستی من اما مجنون حرف هات می شوم دیوانه ی دست هات مبهوت خنده هات گل قشنگم شیرین نیستی ولی من صخره های شب را آنقدر می تراشم تا خورشیدم طلوع کند و تو برایم بخندی...

روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند! دسته گل غش می کند،پروانه پشتک می زند! کفش در می آوری، قالی علامت می دهد! جامه از تن می کَنی، آیینه چشمک می زند! هر کسی ...

روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند! دسته گل غش می کند،پروانه پشتک می زند! کفش در می آوری، قالی علامت می دهد! جامه از تن می کَنی، آیینه چشمک می زند! هر کسی از ظّنِ خود در خانه یارت می شود گاز آتش می خورد! یخچال برفک می ...

هر بامداد جمعه از این جمعه های نور یعنی درست ساعت مستی... زمان شور در من کسی شبیه خودم زار می زند یعنی بساط ندبه ی من گشت جفت و جور شعر است آنچه می ...

هر بامداد جمعه از این جمعه های نور یعنی درست ساعت مستی... زمان شور در من کسی شبیه خودم زار می زند یعنی بساط ندبه ی من گشت جفت و جور شعر است آنچه می چکد از چشم های من اشک است آنچه می کند از دفترم عبور این صبحگاه ...

روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند! دسته گل غش می کند،پروانه پشتک می زند! کفش در می آوری، قالی علامت می دهد! جامه از تن می کَنی، آیینه چشمک می زند! هر کسی ...

روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند! دسته گل غش می کند،پروانه پشتک می زند! کفش در می آوری، قالی علامت می دهد! جامه از تن می کَنی، آیینه چشمک می زند! هر کسی از ظّنِ خود در خانه یارت می شود گاز آتش می خورد! یخچال برفک می ...

دلم کسی را می خواهد که به چشم هایم گوش کند کسی که نگاهم را در باغچه ی خانه اش بکارد و هرروز به بوته های تشنه ی احساسم آب دهد کسی که از نگاهم ...

دلم کسی را می خواهد که به چشم هایم گوش کند کسی که نگاهم را در باغچه ی خانه اش بکارد و هرروز به بوته های تشنه ی احساسم آب دهد کسی که از نگاهم بخواند که امروز هوای دلم آفتابی است یا ابری و سرد . . . کسی ...

تقویم روزهام به هم خورده و گم است بی تو چه فرق می کند امروز چندم است؟ حالا به حرف های دلم گوش می دهد سایه، که سال هاست بدون تکلم است دیگر دلم پس ...

تقویم روزهام به هم خورده و گم است بی تو چه فرق می کند امروز چندم است؟ حالا به حرف های دلم گوش می دهد سایه، که سال هاست بدون تکلم است دیگر دلم پس از تو به دریا نمی زند اینجا که چشم های همه بی تلاطم است "لیلی ...

روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند! دسته گل غش می کند،پروانه پشتک می زند! کفش در می آوری، قالی علامت می دهد! جامه از تن می کَنی، آیینه چشمک می زند! هر کسی ...

روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند! دسته گل غش می کند،پروانه پشتک می زند! کفش در می آوری، قالی علامت می دهد! جامه از تن می کَنی، آیینه چشمک می زند! هر کسی از ظّنِ خود در خانه یارت می شود گاز آتش می خورد! یخچال برفک می ...

تقویم روزهام به هم خورده و گم است بی تو چه فرق می کند امروز چندم است؟ حالا به حرف های دلم گوش می دهد سایه، که سال هاست بدون تکلم است دیگر دلم پس ...

تقویم روزهام به هم خورده و گم است بی تو چه فرق می کند امروز چندم است؟ حالا به حرف های دلم گوش می دهد سایه، که سال هاست بدون تکلم است دیگر دلم پس از تو به دریا نمی زند اینجا که چشم های همه بی تلاطم است "مجنون ...

روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند! دسته گل غش می کند،پروانه پشتک می زند! کفش در می آوری، قالی علامت می دهد! جامه از تن می کَنی، آیینه چشمک می زند! هر کسی ...

روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند! دسته گل غش می کند،پروانه پشتک می زند! کفش در می آوری، قالی علامت می دهد! جامه از تن می کَنی، آیینه چشمک می زند! هر کسی از ظّنِ خود در خانه یارت می شود گاز آتش می خورد! یخچال برفک می ...