:down-pointing_red_triangle:مادر شهید: :small_orange_diamond...

:down-pointing_red_triangle:مادر شهید: 

:small_orange_diamond:محمدرضا فوق‌العاده:ok_hand_sign: از خودش مراقبت می‌کرد، #ظاهر امروزی داشت و اصلا به ظاهرش پایبند نبود. به خاطر پاکی:sparkles: و صداقت درونش #خدا خریدارش شد.

:small_blue_diamond:محمدرضا موقعیت‌های زیادی داشت و می‌توانست #کارهای زیادی که همه جوانان می‌کند را انجام دهد :high_voltage_sign:️اما محمدرضا در چارچوب‌های #مشخص حرکت می‌کرد:heavy_check_mark:️ با تمام وجود می‌گفت من #سرباز امام زمانم و سر این موضوع می‌ایستاد:raised_fist:

:small_orange_diamond:با دوستانش خیلی صمیمی بود:revolving_hearts: و راحت با #همسر یکی دو تا  از دوستانش که نامزد کرده بودندصحبت می‌کرد ولی نگاه و رفتار #حرامی نداشت:cross_mark: یکبار صحبت خواستگاری #محمدرضا شد من گفتم: محمدرضا از فاصله خانه تا دانشگاه:house_buildings: روزی صدتا عروس می‌بیند

:small_blue_diamond:این جمله را که گفتم محمدرضا اینقدر #مسخره‌بازی و بگو بخند کرد و گفت: «صدتا چیه دویست‌تا سیصدتا، بیشتر #مامان چشمات را بستی» به محمدرضا گفتم که وقتی #بیرون می‌روی مگر چشم‌بند:dark_sunglasses: می‌بندی که اینها را نمی‌بینی:exclamation_question_mark:️ اما محمدرضا طفره می‌رفت

:small_orange_diamond:خیلی پیگیر شدم تا آخر گفت: مامان #به_خدا قسم نمی‌بینم:no_entry_sign: اگر من بخواهم سرباز #امام_زمان شوم و با این چشمهایم صورت امام زمان را ببینم:smiling_face_with_heart-shaped_eyes: آیا با این #چشم‌هایم می‌توانم آدمهای اینجوری را ببینم؟» و وقتی این حرف را زد خیلی متعجب شدم:frowning_face_with_open_mouth: و #نتوانستم چیزی به او بگویم.
#شهید_محمدرضا_دهقان_امیری

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...