Mr_DayanMr_Dayanدنبال کردن
کپی متن در حافظه موقتکپی آدرس در حافظه موقتگزارش تخلف
#بخونید :)

Mr_Dayan

#بخونید :)
فکر میکنم اگه از من فقط یه "ذره" مونده بود توی یه فضای خیلی وسیع، یه چیزی شبیه کهکشان، شبیه یه خلا ِ عمیق، اون یه ذره تو رو دوست داره یا تورو نمی بخشه؟ اگه از من فقط یه ذره مونده بود و نمیتونست صداتو بشنوه، نمیتونست دستتو بگیره، نمیتونست خنده هاتو ببینه، نمیتونست استخوناتو توو بغلش مچاله کنه و نمیتونست حتی تو رو با جزئیات به یاد بیاره، که تورو نداره و فقط توی همون یه ذرگیش تورو داره، اون یه ذره تو رو دوست داره یا ازت عصبانیه؟ اگه از من فقط یه ذره مونده بود که تو نمیدیدیش، تو نمیدونستی کجاست، تو فکر میکردی تموم شده، تو فکر میکردی محو شده، اگه من اون ذره ای بودم که فقط یه نقطه بود برای دوست داشتنت و نداشتنت، یه نقطه که کسی نمی دیدش پس وجود نداشت، اون یه نقطه تو رو دوست داره یا سعی میکنه ازت فرار کنه؟
اگه من یه ذره بودم لای رنگ خشک شده ی دیوار اتاقت، اگه من یه ذره بودم لای مولکولای عطرت، اگه من یه ذره بودم لای تار موهات؛ نه اصلا چرا انقدر خودخواهانه؟ اگه من یه ذره بودم کف دریایی که تو هیچوقت حتی از کنارشم ممکن نیس رد شی، نمی شناسیش، حتی توو هیچ اطلسی دنبالشم نگشتی، اگه من یه ذره بودم از خودِ الانم، اون یه ذره، چی از خودش داشت غیرِ دوست داشتنت؟ غیرِ با تمامِ وجود دوست داشتنت؟
من همون ذره ام. نزدیک به تموم شدن. خیلی دور از تموم کردنت.
#نازنین_هاتفی

پی نوشت: 👇

من تو را جور خاصی دوست دارم ، تو مرا یاد هیچکس نمی اندازی!(:)
بیشتر ...
نمایش همه 13 نظر
۹ ماه پیش