نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

**************************************************** رمان گناهکار قسمت بیست و چهارم این کلبه و همه ی اتفاقاتش، برامون بهترین خاطره ها رو رقم زد..جوری که دل کندن ازش برام سخت بود.. ارشام منو رو دست بلند کرد..دیگه هیچ دردی ...

**************************************************** رمان گناهکار قسمت بیست و چهارم این کلبه و همه ی اتفاقاتش، برامون بهترین خاطره ها رو رقم زد..جوری که دل کندن ازش برام سخت بود.. ارشام منو رو دست بلند کرد..دیگه هیچ دردی نداشتم ولی تبم هنوز پایین نیومده بود.. با لبخند نگاش کردم ولی اون با اخم ...

رمان خواهر من برای دوست عزیزم نسترن از اولش تا اخرش: . . . مثل همیشه رو کاناپه لَم داده بودم و داشتم سایت گردی میکردم - آخ که من عاشق این گروهم اصن از ...

رمان خواهر من برای دوست عزیزم نسترن از اولش تا اخرش: . . . مثل همیشه رو کاناپه لَم داده بودم و داشتم سایت گردی میکردم - آخ که من عاشق این گروهم اصن از هر انگشتشون صد تا هنر میباره ..... هوووووووی چته تو رو مثل گراز میزنی تو ...

رمان آی پارا قسمت دهم تا چهاردهم رمان آی پارا قسمت دهم وقت فکر کردن نبود. وقت عوض کردن تصمیم و داشتن تردید نبود . باید پا می ذاشتم تو راهی که نمی دونستم آخرش ...

رمان آی پارا قسمت دهم تا چهاردهم رمان آی پارا قسمت دهم وقت فکر کردن نبود. وقت عوض کردن تصمیم و داشتن تردید نبود . باید پا می ذاشتم تو راهی که نمی دونستم آخرش چیه. باید توکل می کردم . آره همینه باید توکل می کردم به اونی که ...

رمان قرار نبود قسمت9 چشمامو دوخته بودم به سرامیک های مشکی و با پاهام ضربه می زدم روی زمین. بالاخره صدای نخراشیده منشی بلند شد: - خانوم رادمهر ...از جام پریدم و گفتم:- بله ...- ...

رمان قرار نبود قسمت9 چشمامو دوخته بودم به سرامیک های مشکی و با پاهام ضربه می زدم روی زمین. بالاخره صدای نخراشیده منشی بلند شد: - خانوم رادمهر ...از جام پریدم و گفتم:- بله ...- بفرمایید تو ... آقای نیازی منتظرتون هستن ...زیر لب گفتم:- چه عجب!و سریع پریدم توی ...

فصل دوم باصدای ترانه وصحرا چشمامو بازکردم ... همه جا و همه چیزو تار میدیدم ... قیافه های ادمای اطرافم به خوبی مشخص نبود... همش صدای سپهر پیچیده می شد تو گوشم ..._ مهدیس ........ ...

فصل دوم باصدای ترانه وصحرا چشمامو بازکردم ... همه جا و همه چیزو تار میدیدم ... قیافه های ادمای اطرافم به خوبی مشخص نبود... همش صدای سپهر پیچیده می شد تو گوشم ..._ مهدیس ........ مهدیس ........ مهدیس.. !.....کمی طول کشید تا بتونم همه چیزو به خاطر بیارم ... افتادم ...

شرمنده دیشب نبودم که ادامشو بزارم دلیلیم نداره که چون شما از رمانه خوشتون امده دیر به دیر بزارم گوشیمو برداشتم و وارد لیست مخاطبین شدم خب به بابا زنگ بزنم ؟ نوید هم بد ...

شرمنده دیشب نبودم که ادامشو بزارم دلیلیم نداره که چون شما از رمانه خوشتون امده دیر به دیر بزارم گوشیمو برداشتم و وارد لیست مخاطبین شدم خب به بابا زنگ بزنم ؟ نوید هم بد نیست اما بهتره اول به علی زنگ بزنم خیر سرم علی داداش بزرگست ، چیکار ...