چقدر زود ،زرد شد، جانِ جوانیمنشسته ای و زخم میزنی به پیشانی ...

چقدر زود ،زرد شد،

جانِ جوانیم نشسته ای و زخم میزنی به پیشانی ام گذاشته ای مرا به حال ِ بدم نشسته ام و زل زدم به آینه ی میزم زدم به سیم آخر نگم چقدر بد حالم شبیه زنی غمدارو بدخوابم چقدر زرد رنگ است صورتِ نازم کاش از این خوابِ پاییزی برخیزم از آن همه شعرِ عاشقانه و کتاب از آن همه رویا بافی در خواب فقط چند کاغذ از من مانده آن هم کنج دیوار اتاق پُر از برگم پُر از حسِ اضطراب مملو از دردم در حال زنده زنده ،بگور شدن کفِ اتاق درست مثل رسوایی بعد از کشف حجاب زنی شدم بی عشق، بی یار زنی که شوق تنش را داد به باد زنی که رابطه اش را خود برده است از یاد کسی شدم که به همه مشکوک است همش دنبال خاطرات مدفون است #پریناز_ارشد

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

Loading...