avesnatavesnatدنبال کردن
کپی متن در حافظه موقتکپی آدرس در حافظه موقتگزارش تخلف
#خواننده_ش
avesnat#خواننده_شیطون #پارت53
«چانیول»
من:مدیر این موقع صبح اینجا؟..
نزاشت حرفمو کامل کنم اومد داخل سالن نشست رویی مبل پاکتیم انداخت رومیز برش داشتم بازش کردم پسرا اومدن بالا سرم خدایا این عکسایی منو آنیسا تواون روز رستوران و بالایی کوه که بغلش کرده بودم
مدیر:چان نمیخوایی توضیحی راجبش بهم بدی؟
من:اونطوری که بنظر میرسع نیستش
مدیر:پس چیه میدونی اگه بره رو سر در خبرا چه میشه میدونی چقدر از سودمون میاد پایین هان این میشه فرصت برای کمپانی جزء بیگ هیت میفهمی
من:ماجرا اینطوری نیس میشه فقط منو وشما و آنیسا مدیر بیگ هیت حرف بزنیم
مدیر:آماده شید ماشین دم دره باید ماجرا این عکسارو حل کنیم
وارد کمپانی شدم اولین چیزی که بعد اون شب دنبالش می گشتم آنیسا بود پیداش کردم داشت با یونگی و جیهوپ ادا بازی و میخندید لبخنداش بدجور به دلم.میشست
آنیسا:اوه جناب مدیر و اکسو خوش اومدین
مدیر:ممنون آنیسا میشه چند لحظه همراه چان بیایی داخل دفتر مدیر
آنیسا:اوع باشه حتما
مدیر رفت با مدیر بیگ هیت حرف بزنه
آنیسا:ببینم من فک میکنم امروز این چنگیزخان مغول شده یانه واقعا شده؟
من:هوف نمیدونم بریم ببینیم
آنیسا:چان گرفته ای چیزی شده
خوشحال شدم که تغییرمو سریع حس کردش
من:نه خوبم بریم
آنیسا:اوهوم راستی شلوار دی او روشستم بده بهش
زدم زیر خنده اصلابراش.مهم نیس راجب چی میخوان حرف بزنن باهاش
وارد اتاق شدیم
مدیر آنیسا:آنیسا میشه ماجرا این عکسارو تعریف کنی مطمئن باش از این اتاق بیرون نمیره
با تعجب وبهت به عکسامون خیره شده بود
آنیسا:این عکسا تکیه ازکل ماجراس بعدم کسی.نبود اون موقع
مدیرما:آنیسا لطفا بگو.این ماجرا بره رومجله زرد خیلی سخت میشه درستش کرد
آنیسا تقریبا به جزء درد و دلایی اون شبش همه رو تعریف کرد
مدیرانیسا:از چیزی که فک.میکردم خیلی بده این عکسا مال چندین روزه پیشه پس اگه اپلود کنن نمیتونیم کاری بکنیم
مدیرما:اما میتونیم ازاونا پیش دستی کنیم و هم فروش خودمونو هم فروش شمارو ببریم بالا
آنیسا:فهمیدم میخواید چیکار کنین اما بعید میدونم پدرم راضی بشه
به چهره جدیش زل زدع بودم درست بیشتر اوقات خیلی خینگ بانمکه اما چهره جدیش یه جورایی غریبه اس
من:اونوقت فکری که مدیرا میگن چیه
آنیسا:آسونه دیگه مدیرامون میخوان بعد اولین موزیک ویدیو مون یه برنامه مشترک برگزار کنن واونجا اعلام کنن منوتو باهم قرار میزاریم تا قضیه عکسا نه تنها برای مجله زرد بی ارزش بشه بلکه برایی ما برگ برنده بشه
با تعجب زل زده بودم بهش چه مخی داشت
مدیرانیسا: دقیقا همینو میخواستیم بگیم که آنیسا خیلی تیز از آب دراومد
من:من حرفی ندارم من کمپانی بیگ هیت تو دردسر انداختم پس پاش وامیستم
بیشتر ...
نمایش همه 74 نظر
۷ ماه پیش