ویژه کنید
عکس و تصویر قسمتی از کتاب: _ این ریسمان ها و زنجیرها چیست که روی دوشت انداخته ای ...

قسمتی از کتاب:
_ این ریسمان ها و زنجیرها چیست که روی دوشت انداخته ای ملعون؟
_ برای بستن به گردن این و آن است؛ شبیه آنچه تو در گردنت داری!
شیطان یک قدم به جلو برداشت. ریسمان کشیده شد و مرد جوان روی دست هایش به زمین افتاد و تا آرنج در گنداب فرو رفت.

_ لعنت به تو... اینجا چه می کنی؟ چه کسی تو را به این حریم راه داده؟! اینجا وادی السلام است، جولانگاه تو نیست. گفته بودند شیطان را به این حریم راه نمی دهند.

_ تو اکنون در قلمرو من وارد شده ای؛ ملکوت سفلی قلمروی من است. جز آن وقت که گهگاه بعد از درس شیخ به حرم علی می روی، الباقی اوقاتت در قلمرو من هستی. ریسمانی که به گردن داری راببین که چگونه با پوست و گوشتت عجین شده، ریسمان از بدن خودت روییده، قلمرو من برای روییدن ریسمان حاصلخیز است.
ابلیس به شکل تنفرانگیزی خندید. جوان بار دیگر وحشت زده به طناب نگاه کرد.

_ برای همهء هم درس هایت که در درس شیخ می نشینند، ریسمان هایی دارم، برای همه آن ها که می شناسی و نمی شناسی. از کسانی چون شما چشم نخواهم پوشید، درحالی که ممکن است چند روز دیگر چون شیخ مایه رنج من شوید!

_ مگر شیخ با تو چه کرده؟
شیطان زنجیر ضخیم شکافته شده ای را روی زمین انداخت.
_ دیروز با این زنجیر گردن شیخ را گرفتم و تا میدان بازار کشیدم؛ ناگهان تکانی خورد و حلقه های زنجیر را شکافت. تمام اهل این شهر را با ریسمان های پوسیده ای مثل آنچه تو در گردن داری به این سو و آن سو کشانده ام، ولی برای صید شیخ همهء این ها ناتوان است.

«نخل و نارنج» روایت شور و شوق شیخ اعظم، مرتضی انصاری است که همچنان به عنوان نگین درخشان علم و تقوا ستایش می شود...
#معرفی_کتاب #کتاب_نخل_و_نارنج #شیخ‌_مرتضی_انصاری #کتاب_بخوانیم

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...