نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

دیدم که هانیه زوم کرده رو ما ! لبخند ملوسی زدم و گفتم: نه عشقم . دوست دارم . ولی تو دلم غوغایی بود . نفس کشیدن برام سخت شده بود ‌ . مادرش همون ...

دیدم که هانیه زوم کرده رو ما ! لبخند ملوسی زدم و گفتم: نه عشقم . دوست دارم . ولی تو دلم غوغایی بود . نفس کشیدن برام سخت شده بود ‌ . مادرش همون غذای ساده رو هزار بار به هانیه تعارف کرد ! ولی یک بار هم به ...

دستمو رو دستاش که دور شکمم حلقه شده بود گذاشتم و صورتمو به سمتش مایل کردم . سرش رو بالا آورد و خوشگل نگام کرد . دلم براش ضعف رفت . عین پسر بچه هایی ...

دستمو رو دستاش که دور شکمم حلقه شده بود گذاشتم و صورتمو به سمتش مایل کردم . سرش رو بالا آورد و خوشگل نگام کرد . دلم براش ضعف رفت . عین پسر بچه هایی شده بود که کار بدی کردن اما دلشون نمیخواد مامانشون دعواشون کنه! برم گردوند و ...

برومند فکر میکرد چون مامان من دعوتش کرده ، مامان اونم موظفه همین کار رو بکنه ! هر چی بهش میگفتم لازم نیست و این کارا دل بخواهیه، گوشش بدهکار نبود ! دقیقا هفته ی ...

برومند فکر میکرد چون مامان من دعوتش کرده ، مامان اونم موظفه همین کار رو بکنه ! هر چی بهش میگفتم لازم نیست و این کارا دل بخواهیه، گوشش بدهکار نبود ! دقیقا هفته ی بعد پنجشنبه شام خونه ی مادرش دعوت شدم ! انزجارم از رفتن به خونشون به ...

#پارت پنجاه وهفتم رُز: از درد نمی تونستم تکون بخورم جیغ کشیدم وگفتم : مامان جون ...مامان جون دارم می میرم از درد حاجیه با دیدنم که رو زمین نشسته بودم جیغ زد وگفت : ...

#پارت پنجاه وهفتم رُز: از درد نمی تونستم تکون بخورم جیغ کشیدم وگفتم : مامان جون ...مامان جون دارم می میرم از درد حاجیه با دیدنم که رو زمین نشسته بودم جیغ زد وگفت : امیر علی....امیر علی امیر علی خوابالود از اتاقش اومد بیرون وبا دیدن من گفت : ...

*شیلان* #بچگی های شیلان شیلان: عمو دستی به موهام کشید وگفت : رسیدیم دخترم یه خونه روستایی قشنگ زمین گِل بودانگار بارون باریده بودعمو بغلم کرد وگذاشتم رو سکوی سیمانی وخودشم اومد کنارم کفش هاش ...

*شیلان* #بچگی های شیلان شیلان: عمو دستی به موهام کشید وگفت : رسیدیم دخترم یه خونه روستایی قشنگ زمین گِل بودانگار بارون باریده بودعمو بغلم کرد وگذاشتم رو سکوی سیمانی وخودشم اومد کنارم کفش هاش رو دراورد منم خواستم در بیارم اجازه نداد واز پله ها رفتیم بالا در ورودی ...

#Part56 #آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 داشتم زیر لب خودمو سرزنش میکردم که در اتاق به صدا در اومد حوصله ی کسی رو نداشتم جواب ندادم ولی در ...

#Part56 #آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 داشتم زیر لب خودمو سرزنش میکردم که در اتاق به صدا در اومد حوصله ی کسی رو نداشتم جواب ندادم ولی در باز شد با عصبانیت سرم رو آوردم بالا ولی با دیدن شخص روبروم لبخند اومد ...

به مخاطب خاصم زنگ زدم ... اونم با هندزفری حرف میزد که اگه کسی اومد تو اتاقش بگه دارم آهنگ گوش میدم..... گرم حرف بودیم که مامانش در اتاقشو باز کرد اومد تو گف با ...

به مخاطب خاصم زنگ زدم ... اونم با هندزفری حرف میزد که اگه کسی اومد تو اتاقش بگه دارم آهنگ گوش میدم..... گرم حرف بودیم که مامانش در اتاقشو باز کرد اومد تو گف با کی حرف میزنی؟ دختره برگشت گفت با هیشکی، آهنگه مامانش گف بده گوش کنم ببینم.. ...

قسمت74:نذاشتم حرف بزنه کشیدمش تو اتاق سابق ویکی... رفت دراز کشید رو تخت...خوابش برد...این بچه رو نیگا..چه جیگر خوابیده ووووییییییی جیگرم خارید بزنم لپشو کبود کنما....رفتم سمتش بغلش دراز کشیدم روش به من بود...اصا به ...

قسمت74:نذاشتم حرف بزنه کشیدمش تو اتاق سابق ویکی... رفت دراز کشید رو تخت...خوابش برد...این بچه رو نیگا..چه جیگر خوابیده ووووییییییی جیگرم خارید بزنم لپشو کبود کنما....رفتم سمتش بغلش دراز کشیدم روش به من بود...اصا به هوچ وجع رمانتیک نی که اونم درستش میکنم یه وری سمت من خوابیده وبد..دستشو دراز ...

نشسته بودم رو مبل داشتم بادوستم چت میکردم ......بعد من خندیدم (چون دوستم ی جک گفت)کای گفت چیکار میکنی ؟ من گفتم دارم بااین پسر باحال چت میکنم .....(خخخخ الکی گفتما) وقتی این رو گفتم ...

نشسته بودم رو مبل داشتم بادوستم چت میکردم ......بعد من خندیدم (چون دوستم ی جک گفت)کای گفت چیکار میکنی ؟ من گفتم دارم بااین پسر باحال چت میکنم .....(خخخخ الکی گفتما) وقتی این رو گفتم چشمامش گرد شد و گفت گوشیت رو بده ..........گفتم نه اومد ازم بگیرتش فرار کردم ...

روی تخت با چشم‌های بسته دراز کشیده بود ، یک دفعه یه لبخند آروم زد، ازش پرسیدم چیکار می‌کنی ؟ بدون این که چشماش رو باز کنه گفت : تو رویام. بلند خندیدم گفتم : ...

روی تخت با چشم‌های بسته دراز کشیده بود ، یک دفعه یه لبخند آروم زد، ازش پرسیدم چیکار می‌کنی ؟ بدون این که چشماش رو باز کنه گفت : تو رویام. بلند خندیدم گفتم : همه چی خوبه ؟ خوش می‌گذره ؟ گفت : آره، نمیدونی چقدر پیرهن آبی بهش ...

روی تخت با چشم‌های بسته دراز کشیده بود ، یک دفعه یه لبخند آروم زد، ازش پرسیدم چیکار می‌کنی ؟ بدون این که چشماش رو باز کنه گفت : تو رویام. بلند خندیدم گفتم : ...

روی تخت با چشم‌های بسته دراز کشیده بود ، یک دفعه یه لبخند آروم زد، ازش پرسیدم چیکار می‌کنی ؟ بدون این که چشماش رو باز کنه گفت : تو رویام. بلند خندیدم گفتم : همه چی خوبه ؟ خوش می‌گذره ؟ گفت : آره، نمیدونی چقدر پیرهن آبی بهش ...

سلامتی اون پسری که رفت تو پارک به دوست دخترش اس داد کجایی؟ دختره گفت سرما خوردم رو تختم دراز کشیدم، پسره که داشت از پشت اونو با دوست پسرش میدید که رو نیمکت کنار ...

سلامتی اون پسری که رفت تو پارک به دوست دخترش اس داد کجایی؟ دختره گفت سرما خوردم رو تختم دراز کشیدم، پسره که داشت از پشت اونو با دوست پسرش میدید که رو نیمکت کنار هم نشستن بهش اس داد حداقل دست عشقتو ول کن که اون سرما نخوره . ...

سلامتی اون پسری که رفت تو پارک به دوست دخترش اس داد کجایی؟ دختره گفت سرما خوردم رو تختم دراز کشیدم، پسره که داشت از پشت اونو با دوست پسرش میدید که رو نیمکت کنار ...

سلامتی اون پسری که رفت تو پارک به دوست دخترش اس داد کجایی؟ دختره گفت سرما خوردم رو تختم دراز کشیدم، پسره که داشت از پشت اونو با دوست پسرش میدید که رو نیمکت کنار هم نشستن بهش اس داد حداقل دست عشقتو ول کن که اون سرما نخوره . ...

سلامتی اون پسری که رفت تو پارک به دوست دخترش اس داد کجایی؟ دختره گفت سرما خوردم رو تختم دراز کشیدم، پسره که داشت از پشت اونو با دوست پسرش میدید که رو نیمکت کنار ...

سلامتی اون پسری که رفت تو پارک به دوست دخترش اس داد کجایی؟ دختره گفت سرما خوردم رو تختم دراز کشیدم، پسره که داشت از پشت اونو با دوست پسرش میدید که رو نیمکت کنار هم نشستن بهش اس داد حداقل دست عشقتو ول کن که اون سرما نخوره . ...

خیلی غمگینه.. دختر از دوستت دارم های پسر خسته شده بود. یه شب وقتی اس اومد بدون اینکه اونو باز کنه موبایلشو گذاشت زیر بالشتشو خوابید. صبح مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت ...

خیلی غمگینه.. دختر از دوستت دارم های پسر خسته شده بود. یه شب وقتی اس اومد بدون اینکه اونو باز کنه موبایلشو گذاشت زیر بالشتشو خوابید. صبح مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت پسرم مرده. دختره شوکه شد چشماش پر از اشک شد بلافاصله دنبال گوشیش رفت و ...