ویژه کنید
عکس و تصویر #شاهنامه # #۹۶ #اسفندیار #هفت_خوان_اسفندیار #خوان_چهارم اسفندیار و زن جادو را ) اسفندیار ، گرگسار ...

#شاهنامه # #۹۶ #اسفندیار #هفت_خوان_اسفندیار #خوان_چهارم اسفند...

#شاهنامه # #۹۶ #اسفندیار #هفت_خوان_اسفندیار #خوان_چهارم
اسفندیار و زن جادو را )

اسفندیار ، گرگسار را فراخواند و سه جام می به او داد و منزل بعدی را پرسید . گرگسار گفت : در منزل بعد با زن جادوگر روبرو می‌شوی . او اگر بخواهد بیابان را چون دریا می‌کند و شاهان او را غول می‌نامند . بهتر است برگردی و به جوانی خودت رحم کنی اما اسفندیار نپذیرفت و وقتی شب شد سپاه حرکت کرد و صبحگاه اسفندیار سپاه را به پشوتن سپرد و خود حرکت کرد و با خود جام می و تنبور برد . بیشه‌ای چون بهشت دید که درختان بسیار داشت و در جوی‌هایش گلاب روان بود پس لب چشمه نشست و به تنبور زدن مشغول شد و خواند : از شر ببر و اژدها خلاصی ندارم و پریچهره‌ای نمی‌یابم . زن جادوگر صدایش را شنید و با همه زشت‌رویی خود را به‌صورت زیبایی درآورد و به نزد اسفندیار رفت. اسفندیار به بازویش زنجیری داشت که زردشت از بهشت آورده بود ، آن را به گردن انداخت و به زن جادوگر گفت : تو بر من چیره نمی‌شوی پس صورت اصلیت را نشان بده . ناگاه پیرزنی سیاه چهره دید پس خنجر را بر سرش فرود آورد و او را هلاک کرد . وقتی او مرد آسمان تیره شد و ابروباد سیاهی به وجود آمد که خورشید هم دیده نمی‌شد . پس از مدتی پشوتن و سپاهیان رسیدند و از پیروزی او شاد شدند و اسفندیار به سپاسگزاری از یزدان پرداخت .

@hakimtoosi
@simorq_e_toos

Loading...