ویژه کنید
عکس و تصویر #crazy_stars #ten10 [سوم شخص] {پسرا} همشون دراز کشیده بودن یعن در اصل ولو شده بودن ...

#crazy_stars #ten10
[سوم شخص]
{پسرا}
همشون دراز کشیده بودن یعن در اصل ولو شده بودن .
سوهو : هوووف خسته شدم .
کای : چقد ما بدبختیم با اینهمه زحمتی که میکشیم بازم منحرف نامیده میشیم:(
سهون : غر نزنین حالا .
چان : گشنمههه.
چن : آه یاده مینسوک افتادم .
بک : جیییییغ.
پسرا : چیشدددد.
بک : ناخنم شکستتتتتت. :(
سهون سریع تا این جمله رو شنید بالش رو پرت کرد سمته بک و کای بابالش محکم میزد تو سره بک.
سوهو : بسه.
چان : من گشنمهههه.
کای : یعنی خاااک تو سرتون . از وقتی کیونگ رفته هممون داریم گشنگی میکشیم .
سهون : راستی خوابگاه دنسرا افتاده کجا؟!
سوهو : همین بغل . درست بین ما و ان سی تی!
کای : وا .مگه قرار نبود کنار اف اکس باشن؟
سوهو : نه . سومان گفت کنار اکسو باشن بیشتر باهم آشنامیشن بهتره .
سهون : پسرا یه چیز عجیب .
بک : چیشدههه.
سهون : لی جونگ هو از بوآ خوشش نمیاد.
چن : خب طبیعیه .
سهون : چی طبیعیه؟!
چن : اینکه همه ی سهون لاورا سر قضیه ی اون رقص و بوس ها از بوآ متنفرن ^^
سهون : ها؟ اون مگه ....بایسش منم؟؟؟
بک : تازه فهمیدی؟ اکانت اینستاش کلا عکسای توعه . توی بیوگرافیشم نوشته i'm sehun lover and only love sehun:)
سهون : خخ^^
چان : ایندفعه جلوی خودت ثابت میکنم سهون لاوره . گشنمهههه....
همون لحظه یکی با ریتم کوکوباپ در زد .
 سهون : کیهههههههههههه . چرا اینجوری در میزنییییی.
سوهو بالشت پرت کرد سمت سهون: گمشو ببین کیه .
سهون با یه وضعیت داغون(واقعا داغون . یعنی با شلوار که یه لنگش تا روی زانو رفته بالا موهای به هم ریخته و تیشرت حدودا گشاد ) در رو باز کرد.
جونگهو : سلام ^^
پونی : سیلوم*~* بک ندارین؟
میجو : سلام . لیدرتون نیس آیا؟؟؟
جونگهو*حدودا آروم* : عههه نگید الان میره .
میجو*بلند* : نمیره نترس ^^
سهون : ها؟ چی میگین؟
میجو غذا رو برد جلو : بفرمایین . این برای شماس.....
سوهو از پشت سهون دوید اومد پرید رو کول سهون (فقط محض فوضولی)
دخترا : جییغ.
سهون : هیس . دستتون درد نکنه .
غذا رو گرفت .
سوهو : اهم بفرمایید داخل.
جونگهو : ن...
میجو : نه ممنون بچه ها منتظرن .
بک از اونور داد زد : صبح زود بیاین سالن تمریییین .
پونی : چشمممم^^
بک :>.< *بشکن میزنه*
جونگهو : ها؟ بک دقیقا چیکار کرد؟0_0
پونی : به تو چه .
میجو : بریم . خدافظ^^
پسرا : خدافظ.
در رو بستن و رفتن .
سوهو : بکهیون ، میشه دقیقا بگی چه مرگتههه؟
بکهیون در حال دست و پا زدن گلوشو گرفت .
سهون : گلوت پیشش گیره؟
بک با دست نه نشون داد .
کای : گردنبند؟
چان : چوکر؟؟؟
چن از اون ور اومد : دیوونه ها غذا تو گلوش گیر کرد.
بک تایید کرد.
همه افتادن به جونش و با یه پارچ آب غذا رفت پایین .
سوهو غذا رو آورد و همه حمله ور شدن سمتش . #پایان_پارت

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...