نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

💖 💖 عشــــــق💖 💖 پارت 206 نیلوفر: مهرداد : اینی که زیر این خاک خوابیده گفت اولین مرد زندگی اش من بودم من تو عالم مستی نفهمیدم چیکار کردم ...تو هیچی نگفتی محسن فقط گفتی ...

💖 💖 عشــــــق💖 💖 پارت 206 نیلوفر: مهرداد : اینی که زیر این خاک خوابیده گفت اولین مرد زندگی اش من بودم من تو عالم مستی نفهمیدم چیکار کردم ...تو هیچی نگفتی محسن فقط گفتی لیلی رو بزار کنار ...نگفتی ونمی دونم چرا ؟؟؟!!!!! محسن : من دوسش داشتم مهرداد ...

💖 💖 عشـــــــــق💖 💖 پارت 205 نیلوفر: مراسم زیاد شلوغ نبود ولی همه ناراحت بودن مخصوصا مهرداد دلم براش می سوخت همه چی باهم به سرش اومده بود لیلا خانم گریه می کرد وگاهی هم ...

💖 💖 عشـــــــــق💖 💖 پارت 205 نیلوفر: مراسم زیاد شلوغ نبود ولی همه ناراحت بودن مخصوصا مهرداد دلم براش می سوخت همه چی باهم به سرش اومده بود لیلا خانم گریه می کرد وگاهی هم جیغ می رد ودخترش رو صدا می زد هنوزم تو شوک بودم نه من تنها ...

💖 💖 عشــــــــق💖 💖 پارت 202 نیلوفر: - چی ؟! فرشته لبشو گزید وگفت : می خواست محسن رو تو خواب بکشه مهردادشوکه شده بود محسن بیدار میشه وانگار با هم بحث کردن ...چیزی نگفتن ...

💖 💖 عشــــــــق💖 💖 پارت 202 نیلوفر: - چی ؟! فرشته لبشو گزید وگفت : می خواست محسن رو تو خواب بکشه مهردادشوکه شده بود محسن بیدار میشه وانگار با هم بحث کردن ...چیزی نگفتن فقط لیلی خودشو کشته - یعنی چی ؟ چرا محسن رو بکشه مگه دیونه بوده ...

💖 💖 عشـــــــــق💖 💖 پارت 195 مهرداد: مامان داشت پشت سر هم به بابا حرف می زد که چراکاری نمی کنه محسن داشت از غصه دق میکرد منم نمی تونستم این حال محسن رو ببینم ...

💖 💖 عشـــــــــق💖 💖 پارت 195 مهرداد: مامان داشت پشت سر هم به بابا حرف می زد که چراکاری نمی کنه محسن داشت از غصه دق میکرد منم نمی تونستم این حال محسن رو ببینم واقعا سخت بودو باورم نمی شد محسن انقد نیلوفر رو دوس داشته باشه مامان برگشت ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق.... پارت 183 نیلوفر: قلبم داشت وایمیساد با عجله رفتم تو خونه لیلی روبه روی مهرداد بود وداشت داد می زد با ترس رفتم جلو محسن کنار مهرداد وایساده بود نگاهشون ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق.... پارت 183 نیلوفر: قلبم داشت وایمیساد با عجله رفتم تو خونه لیلی روبه روی مهرداد بود وداشت داد می زد با ترس رفتم جلو محسن کنار مهرداد وایساده بود نگاهشون رو من افتاد لیلی برگشت طرفم ویهو حمله کرد طرفم نمی دونستم چیکار کنم عکس ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــق... پارت 173 نیلوفر : محسن : معذرت می خوام عزیزم سرمو بالا گرفت ولبشو گذاشت رو لبم وبوسیدم همراهیش کردم بغلم کرد گرفتم رو دستاش وبرد گذاشت رو تخت که ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــق... پارت 173 نیلوفر : محسن : معذرت می خوام عزیزم سرمو بالا گرفت ولبشو گذاشت رو لبم وبوسیدم همراهیش کردم بغلم کرد گرفتم رو دستاش وبرد گذاشت رو تخت که مثله فنر از جا پریدم محسن متعجب نگام کرد - زشته محسن بقیه بیرونن محسن ...

💜 💜 💜 💜 عشـــــــق... پارت 170 نیلوفر : عمه سرمحسن داد زدوگفت : چه غلطی کردی محسن مهرداد: مهم نیست واسه من دیگه لیلی مرده محسن آروم گفت : مهرداد من که ... مهرداد ...

💜 💜 💜 💜 عشـــــــق... پارت 170 نیلوفر : عمه سرمحسن داد زدوگفت : چه غلطی کردی محسن مهرداد: مهم نیست واسه من دیگه لیلی مرده محسن آروم گفت : مهرداد من که ... مهرداد برگشت نگاش کردوگفت : تو چی ؟ تو چی محسن .بگو دیشب چه غلطی کردی ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق... پارت 169 نیلوفر: صبح جمعه بود وهمه تو سالن نشسته بودن مهرداد اخم کرده بود ومحسن سرش تو گوشی اش گرم بود آقا حسام وعمه داشتن آروم حرف می زدن ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق... پارت 169 نیلوفر: صبح جمعه بود وهمه تو سالن نشسته بودن مهرداد اخم کرده بود ومحسن سرش تو گوشی اش گرم بود آقا حسام وعمه داشتن آروم حرف می زدن ومامان داشت تلویزیون می دید لیلی اما نگاهش رو مهرداد بود که زل زده بود ...

💜 💜 💜 💜 عشـــــق... پارت 159 مهرداد: بی تفاوت نگاش کردم وگفتم: می خواست الانم نیایی خونه بی حوصله گفت : حالم خوب نیست مهرداد سربه سرم نزار چیزی بهش نگفتم از کمدم لباس ...

💜 💜 💜 💜 عشـــــق... پارت 159 مهرداد: بی تفاوت نگاش کردم وگفتم: می خواست الانم نیایی خونه بی حوصله گفت : حالم خوب نیست مهرداد سربه سرم نزار چیزی بهش نگفتم از کمدم لباس درآوردم - مهرداد برگشتم طرفش با بغض گفت : میشه بغلم کنی به محبتت نیاز ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــق... پارت 125 مهرداد: رویاازم فاصله گرفت ونگاهم کرد محسن اومد ورو مبل نشستت ونگاهمون کرد - اینجا چیکار می کنی ؟ محسن : اومدم دوست دخترت رو ببینم رویا اخم ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــق... پارت 125 مهرداد: رویاازم فاصله گرفت ونگاهم کرد محسن اومد ورو مبل نشستت ونگاهمون کرد - اینجا چیکار می کنی ؟ محسن : اومدم دوست دخترت رو ببینم رویا اخم کرد وگفت : من دوس دخترش نیستم محسن بلند شد ورفت کنار رویا وگفت : ...

💜 💜 💜 💜 عشـــــــــق... پارت 123 نیلوفر : معذب سرمو انداختم پایین محسن که کنارم نشسته بود برام غذا کشید عمه : محسن از این نخودا نزار واسه نیلوفر براش خوب نیست لیلی زد ...

💜 💜 💜 💜 عشـــــــــق... پارت 123 نیلوفر : معذب سرمو انداختم پایین محسن که کنارم نشسته بود برام غذا کشید عمه : محسن از این نخودا نزار واسه نیلوفر براش خوب نیست لیلی زد زیر خنده همه متعجب نگاش کردن محسن : به چی می خندی - به تازه ...

💜 💜 💜 💜 عشـــــــــــق.... ادامه پارت 122 آقا حسام : عروس عزیزم بیا اینجا کنار آقا حسام نشستم محسنم با فاصله از لیلی کنارش نشست اما مهرداد بی توجه داشت با موبایلش ور می ...

💜 💜 💜 💜 عشـــــــــــق.... ادامه پارت 122 آقا حسام : عروس عزیزم بیا اینجا کنار آقا حسام نشستم محسنم با فاصله از لیلی کنارش نشست اما مهرداد بی توجه داشت با موبایلش ور می رفت نکنه جدی بگه که یکی تو زندگیشه لیلی داشت دقیق نگاش می کرد محسن ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق... پارت 107 نیلوفر : خدا رو شکر تو امتحان رانندگی قبول شدم وگواهی نامه ام رو برام فرستاده بودن آقا حسام قول داده بود یه ماشین خوشگل برام بخره ومحسن ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق... پارت 107 نیلوفر : خدا رو شکر تو امتحان رانندگی قبول شدم وگواهی نامه ام رو برام فرستاده بودن آقا حسام قول داده بود یه ماشین خوشگل برام بخره ومحسن اسرار داشت همه شام بریم بیرون که بزرگترا مخالفت کردن لیلی ومهرداد باهامون همراه شدن ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق.... پارت 88 نیلوفر: آخرین امتحانم رو دادم وبرگشتم خونه خیلی خسته بودم ودلم می خواست بخوابم ولی قبلش باید نهار می خوردم رفتم اتاقم ولباس عوض کردم ورفتم پایین اجیب ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق.... پارت 88 نیلوفر: آخرین امتحانم رو دادم وبرگشتم خونه خیلی خسته بودم ودلم می خواست بخوابم ولی قبلش باید نهار می خوردم رفتم اتاقم ولباس عوض کردم ورفتم پایین اجیب این بوددکه محسنم خونه بود عمه داشت به المیراکمک می کرد میز رو بچینه منم ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشــــــق.... پارت 79 نیلوفر: محسن بطری رو نشونم داد وگفت : نمی دونی ..نمی دونی اشک از چشام سرازیر شد - نمی دونم محسن : خودکشی کرده - نه ...مهرداد این ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشــــــق.... پارت 79 نیلوفر: محسن بطری رو نشونم داد وگفت : نمی دونی ..نمی دونی اشک از چشام سرازیر شد - نمی دونم محسن : خودکشی کرده - نه ...مهرداد این کارو نمی کنه خدا رو شکر زودآمبولانس اومد ومهرداد رو بردیم بیمارستان ولی من ومحسن ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشـــــــق پارت 77 نیلوفر : شب قشنگی بود همه شاد بودن هر بار مهرداد بهم نزدیک می شد ویا نگاهم می کردازش فرار می کردم - نیلوفر بیا بلند شدم وبامحسن ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشـــــــق پارت 77 نیلوفر : شب قشنگی بود همه شاد بودن هر بار مهرداد بهم نزدیک می شد ویا نگاهم می کردازش فرار می کردم - نیلوفر بیا بلند شدم وبامحسن رفتم طرف خانم ها گفت : بیا برو مامان رو صدابزن کارش دارم - چیکار ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشق.... پارت ۱۳ لیلی متعجب گفت : مشکی که خیلی به مهرداد میاد ؟! مونا : راس میگه بگو ببینم چی بهش گفتی محیا : خیلی فضولید برید نگاه کنید ببینید ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشق.... پارت ۱۳ لیلی متعجب گفت : مشکی که خیلی به مهرداد میاد ؟! مونا : راس میگه بگو ببینم چی بهش گفتی محیا : خیلی فضولید برید نگاه کنید ببینید چرا لیلی با اخم محیا رو نگاه کرد واونم رفت بالا محیا : حیا رو ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشق.... پارت ۱۲ - چرا ؟ محیا : از لیلی خوشش نمیاد یکم مشکل داره فهمیدم منظورش چیه لبخندی زدم محیا : تو هم فکر می کنی مهرداد بداخلاقه . اگه ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشق.... پارت ۱۲ - چرا ؟ محیا : از لیلی خوشش نمیاد یکم مشکل داره فهمیدم منظورش چیه لبخندی زدم محیا : تو هم فکر می کنی مهرداد بداخلاقه . اگه بهت برنخوره اره محیا : ولی اون کلا اخلاقش اینجوریه اونم به مرور زمان می ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشق.... پارت ۱۱ لیلی : برم بردارم مهرداد : نه نمی خواد لیلی : کجا بودی بنشین مهرداد : لباس عوض می کنم میام لیلی: لباست که خوبه بنشین پیشمون محیا ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشق.... پارت ۱۱ لیلی : برم بردارم مهرداد : نه نمی خواد لیلی : کجا بودی بنشین مهرداد : لباس عوض می کنم میام لیلی: لباست که خوبه بنشین پیشمون محیا خندش گرفت منو نگاه کرد انگار این لیلی بدجوری دل وچشمش پیش بچه های عمه ...