نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم ...

درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم که پایِ همه جور دیوونگی بود. کله شق و پرحرف و شیطون بود تا روزی ...

درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم ...

درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم که پایِ همه جور دیوونگی بود. کله شق و پرحرف و شیطون بود تا روزی ...

. این روزا یه بغضی توی گلوم هست که میدونم تا آخر عمر عذابم میده، شاید اگه میدونستم دیگه نمیبینمش بیشتر نگاش میکردم، طولانی‌تر باهاش حرف میزدم، سفت ‌تر بغلش میکردم، اگه میدونستم این خداحافظی ...

. این روزا یه بغضی توی گلوم هست که میدونم تا آخر عمر عذابم میده، شاید اگه میدونستم دیگه نمیبینمش بیشتر نگاش میکردم، طولانی‌تر باهاش حرف میزدم، سفت ‌تر بغلش میکردم، اگه میدونستم این خداحافظی خداحافظیِ آخره یه جور دیگه‌ای بهش میگفتم دوستت دارم شاید پشیمون میشد و نمیرفت، بعضی ...

قشنگه حتما بخونید .دوتا عاشق با هم ازدواج کردن .. وضع پسره زیاد خوب نبود برا همین همیشه کار میکرد تا زنش راحت زندگی کنه گاهی اوقات حتی شبا هم کار میکرد ! اون همه ...

قشنگه حتما بخونید .دوتا عاشق با هم ازدواج کردن .. وضع پسره زیاد خوب نبود برا همین همیشه کار میکرد تا زنش راحت زندگی کنه گاهی اوقات حتی شبا هم کار میکرد ! اون همه کاری میکرد؛ کارگری فروشندگی حمالی و .. سخت کار میکرد اما حلال تا هیچ وقت ...

تا تهش حتما بخون: سلامتی اون پسری که رفت تو پارک به دوس دخترش اس داد گفت کجایی؟؟؟ دختره گفت سرما خوردم رو تخت خوابم... پسره که داشت نگاشون میکرد رو نیمکت نشستن بهش اس ...

تا تهش حتما بخون: سلامتی اون پسری که رفت تو پارک به دوس دخترش اس داد گفت کجایی؟؟؟ دختره گفت سرما خوردم رو تخت خوابم... پسره که داشت نگاشون میکرد رو نیمکت نشستن بهش اس داد: دسته عشقتو ول کن لااقل اون سرما نخوره.. دختره جواب داد چی میگی؟؟؟؟!! پسره ...

پسر قصه ما وقتی که دختره رو دید دلش ریخت و حالش یه جوری شد انگار که این دختره رو یه عمر میشناخته حالش خراب شد اومد بره دنبال دختره ولی نتونست مونده بود سر ...

پسر قصه ما وقتی که دختره رو دید دلش ریخت و حالش یه جوری شد انگار که این دختره رو یه عمر میشناخته حالش خراب شد اومد بره دنبال دختره ولی نتونست مونده بود سر دو راهی تا اینکه دختره ازش دور شد و رفت اون هم همینجوری واسه خودش ...

امروز میخوام یه قصه ای بهتون بگم داستان من نیست ولی یکی از رفیق فابریکامه عاشق یه پسری 24ساله میشه و اون 17 سالشه پسره خیلی دوستش داره ولی به احساسش احترام نمیزاره دختره یه ...

امروز میخوام یه قصه ای بهتون بگم داستان من نیست ولی یکی از رفیق فابریکامه عاشق یه پسری 24ساله میشه و اون 17 سالشه پسره خیلی دوستش داره ولی به احساسش احترام نمیزاره دختره یه دوستی داره که همیشه رازاشو بهش میگفته دختره 18 سالشه اون دختره همیشه بهش میگه ...

یکی از تفریحات دوران کودکیم این بود که یه مگس میگرفتم بهش نخ می بستم بعد یکی دیگه هم میگرفتم بالهاشو میکندم میبستمش اون سر نخ بعد مگس سالمه پرواز میکرد و این یکی رو ...

یکی از تفریحات دوران کودکیم این بود که یه مگس میگرفتم بهش نخ می بستم بعد یکی دیگه هم میگرفتم بالهاشو میکندم میبستمش اون سر نخ بعد مگس سالمه پرواز میکرد و این یکی رو بکسل میکرد میبرد با خودش ، صحنه ی زیبایی بود.روانی هم خودتونید !!!😌 ☝ 🏻 ...

یک داستان عاشقانه و واقعی...!!! پسر قصه ما وقتی که دختره رو دید دلش ریخت و حالش یه جوری شد انگار که این دختره رو یه عمر میشناخته حالش خراب شد اومد بره دنبال دختره ...

یک داستان عاشقانه و واقعی...!!! پسر قصه ما وقتی که دختره رو دید دلش ریخت و حالش یه جوری شد انگار که این دختره رو یه عمر میشناخته حالش خراب شد اومد بره دنبال دختره ولی نتونست مونده بود سر دو راهی تا اینکه دختره ازش دور شد و رفت ...

تو داانشگاه یه استاد داشتیم هرکی زیاد غیبت میکرد جلو اسمشو سوراخ میکرد! بعد اون سوراخا که سه تا میشد طرفو حذف میکرد! یه روز ک بد جور بارون میومد یه دختره دیر رسید سر ...

تو داانشگاه یه استاد داشتیم هرکی زیاد غیبت میکرد جلو اسمشو سوراخ میکرد! بعد اون سوراخا که سه تا میشد طرفو حذف میکرد! یه روز ک بد جور بارون میومد یه دختره دیر رسید سر کلاس‘ استادم نگهش داشت اسمشو پرسید. یه نگاهی به لیست کرد و گفت: خودت بگو‘ ...

نخ آخر بود . . . دیگه میخواستم ترک کنم . . . آخه به یکی قول داده بودم . . . روشنش کردم . . . سه کام حبس گرفتم ازش . . . ...

نخ آخر بود . . . دیگه میخواستم ترک کنم . . . آخه به یکی قول داده بودم . . . روشنش کردم . . . سه کام حبس گرفتم ازش . . . یه نیگا بش کردم . . . دیدم خیلی رفته ازش . . . تو ...

یکی بود یکی نبود یه پسر بود که زندگی ساده و معمولی داشت اصلا نمیدونست عشق چیه عاشق به کی میگن تا حالا هم هیچکس رو بیشتر از خودش دوست نداشته بود و هرکی رو ...

یکی بود یکی نبود یه پسر بود که زندگی ساده و معمولی داشت اصلا نمیدونست عشق چیه عاشق به کی میگن تا حالا هم هیچکس رو بیشتر از خودش دوست نداشته بود و هرکی رو هم که میدید داره به خاطر عشقش گریه میکنه بهش میخندید هرکی که میومد بهش ...

این داستان توی پارک امروز صب اتفاق افتاد ۱_ یه گربه آروم نشسته بود ۲_ یه گربه دیگه داشت از اونجا رد میشد اومد سمت این ۳_ نگاش کرد بدون هیچ حرفی ۴_بازم نگاش کرد ...

این داستان توی پارک امروز صب اتفاق افتاد ۱_ یه گربه آروم نشسته بود ۲_ یه گربه دیگه داشت از اونجا رد میشد اومد سمت این ۳_ نگاش کرد بدون هیچ حرفی ۴_بازم نگاش کرد ۵_بازم نگاش کرد ۶_ جالب بود هیچی نمیگفت فقط نگا میکرد فک کنم عاشق شده ...

. پستایه‌ ولیحا تو فیس بوک ‌در رابطه با اتفاقات اخیر پارت اول خب بیاین به یاد بیاریم وقتی که هری رو زن باز خوندن،کی پاش وایساد؟اون زین بود وقتی‌‌ که پاپارازیا ‌‌سر یه موضوع ...

. پستایه‌ ولیحا تو فیس بوک ‌در رابطه با اتفاقات اخیر پارت اول خب بیاین به یاد بیاریم وقتی که هری رو زن باز خوندن،کی پاش وایساد؟اون زین بود وقتی‌‌ که پاپارازیا ‌‌سر یه موضوع خاصی ریختن سر نایل،کی پاش وایساد؟اون زین‌بود دوباره وقتی که لیام‌رو چاق صدا کردن و ...

تو داانشگاه یه استاد داشتیم هرکی زیاد غیبت میکرد جلو اسمشو سوراخ میکرد! بعد اون سوراخا که سه تا میشد طرفو حذف میکرد! یه روز ک بد جور بارون میومد یه دختره دیر رسید سر ...
عکس بلند

تو داانشگاه یه استاد داشتیم هرکی زیاد غیبت میکرد جلو اسمشو سوراخ میکرد! بعد اون سوراخا که سه تا میشد طرفو حذف میکرد! یه روز ک بد جور بارون میومد یه دختره دیر رسید سر کلاس‘ استادم نگهش داشت اسمشو پرسید. یه نگاهی به لیست کرد و گفت: خودت بگو‘ ...

تو داانشگاه یه استاد داشتیم هرکی زیاد غیبت میکرد جلو اسمشو سوراخ میکرد! بعد اون سوراخا که سه تا میشد طرفو حذف میکرد! یه روز ک بد جور بارون میومد یه دختره دیر رسید سر ...

تو داانشگاه یه استاد داشتیم هرکی زیاد غیبت میکرد جلو اسمشو سوراخ میکرد! بعد اون سوراخا که سه تا میشد طرفو حذف میکرد! یه روز ک بد جور بارون میومد یه دختره دیر رسید سر کلاس‘ استادم نگهش داشت اسمشو پرسید. یه نگاهی به لیست کرد و گفت: خودت بگو‘ ...

شش ماهی میشد که با هم دوست بودن تو این شش ماه خیلی با هم صمیمی شده بودن حتی بعضی شب ها هم خونه هم میخوابیدن یه روز یه دختری از سر کوچه رد شد ...

شش ماهی میشد که با هم دوست بودن تو این شش ماه خیلی با هم صمیمی شده بودن حتی بعضی شب ها هم خونه هم میخوابیدن یه روز یه دختری از سر کوچه رد شد اونم بهش یه تیکه انداخت بهش گفتن میدونی این دختره کیه؟؟؟ گفت :نه..!کیه؟؟ گفتن: این ...