نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

بانوی من! اگر دست من بود، برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم! که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند! مگر آنگاه که دست های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند...

بانوی من! اگر دست من بود، برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم! که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند! مگر آنگاه که دست های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند...

بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آنگاه که دست های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند... #نزار_قبانی

بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آنگاه که دست های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند... #نزار_قبانی

بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ ساختم که ساعت‌ های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آنگاه که دست‌ های کوچک تو در دستان من آرمیده‌ اند

بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ ساختم که ساعت‌ های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آنگاه که دست‌ های کوچک تو در دستان من آرمیده‌ اند

بانوی من💜 اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آنگاه که دست های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند... #نزار_قبانی

بانوی من💜 اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آنگاه که دست های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند... #نزار_قبانی

بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آنگاه که دست های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند... #نزار_قبانی

بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آنگاه که دست های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند... #نزار_قبانی

بانوی من ! اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آن‌گاه که دست‌های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند 😍 🍃 ...

بانوی من ! اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آن‌گاه که دست‌های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند 😍 🍃 #نزار_قبانی

بانوی من! اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آن‌گاه که دست‌های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند... #نزار_قبانی

بانوی من! اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آن‌گاه که دست‌های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند... #نزار_قبانی

بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آنگاه؛ که دست های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند ...

بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آنگاه؛ که دست های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند ...

بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آنگاه که دست‌های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند ...! #نزار_قبانی

بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آنگاه که دست‌های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند ...! #نزار_قبانی

بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آنگاه که دست های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند... 💕

بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آنگاه که دست های کوچک تو در دستان من آرمیده‌اند... 💕

بانوی من اگر دست من بود سالی برای تو می‌ساختم که روزهایش را هرطور دلت خواست کنار هم بچینی به هفته‌هایش تکیه بدهی و آفتاب بگیری و هرطور دلت خواست بر ساحل ماه‌های آن بدوی ...

بانوی من اگر دست من بود سالی برای تو می‌ساختم که روزهایش را هرطور دلت خواست کنار هم بچینی به هفته‌هایش تکیه بدهی و آفتاب بگیری و هرطور دلت خواست بر ساحل ماه‌های آن بدوی بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی ...

بانوی من... اگر دست من بود... سالی برای تو می‌ساختم... که روزهایش را... هرطور دلت خواست کنار هم بچینی... به هفته‌هایش تکیه بدهی... و آفتاب بگیری...! و هرطور دلت خواست... بر ساحل ماه‌های آن بدوی... ...

بانوی من... اگر دست من بود... سالی برای تو می‌ساختم... که روزهایش را... هرطور دلت خواست کنار هم بچینی... به هفته‌هایش تکیه بدهی... و آفتاب بگیری...! و هرطور دلت خواست... بر ساحل ماه‌های آن بدوی... بانوی من... اگر دست من بود... برایت پایتختی... در گوشه‌ی زمان می‌ساختم... که ساعت‌های شنی ...

بانوی من اگر دست من بود سالی برای تو می‌ساختم که روزهایش را هرطور دلت خواست کنار هم بچینی به هفته‌هایش تکیه بدهی و آفتاب بگیری و هرطور دلت خواست بر ساحل ماه‌های آن بدوی ...

بانوی من اگر دست من بود سالی برای تو می‌ساختم که روزهایش را هرطور دلت خواست کنار هم بچینی به هفته‌هایش تکیه بدهی و آفتاب بگیری و هرطور دلت خواست بر ساحل ماه‌های آن بدوی بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی ...

بانوی من اگر دست من بود سالی برای تو می‌ساختم که روزهایش را هرطور دلت خواست کنار هم بچینی به هفته‌هایش تکیه بدهی و آفتاب بگیری! و هرطور دلت خواست بر ساحل ماه‌های آن بدوی ...

بانوی من اگر دست من بود سالی برای تو می‌ساختم که روزهایش را هرطور دلت خواست کنار هم بچینی به هفته‌هایش تکیه بدهی و آفتاب بگیری! و هرطور دلت خواست بر ساحل ماه‌های آن بدوی بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی ...

بانوی من اگر دست من بود سالی برای تو می‌ساختم که روزهایش را هرطور دلت خواست کنار هم بچینی به هفته‌هایش تکیه بدهی و آفتاب بگیری و هرطور دلت خواست بر ساحل ماه‌های آن بدوی ...

بانوی من اگر دست من بود سالی برای تو می‌ساختم که روزهایش را هرطور دلت خواست کنار هم بچینی به هفته‌هایش تکیه بدهی و آفتاب بگیری و هرطور دلت خواست بر ساحل ماه‌های آن بدوی بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی ...

بانوی من اگر دست من بود سالی برای تو می‌ساختم که روزهایش را هرطور دلت خواست کنار هم بچینی به هفته‌هایش تکیه بدهی و آفتاب بگیری! و هرطور دلت خواست بر ساحل ماه‌های آن بدوی ...

بانوی من اگر دست من بود سالی برای تو می‌ساختم که روزهایش را هرطور دلت خواست کنار هم بچینی به هفته‌هایش تکیه بدهی و آفتاب بگیری! و هرطور دلت خواست بر ساحل ماه‌های آن بدوی بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی ...

بانوی من اگر دست من بود سالی برای تو می‌ساختم که روزهایش را هرطور دلت خواست کنار هم بچینی به هفته‌هایش تکیه بدهی و آفتاب بگیری! و هرطور دلت خواست بر ساحل ماه‌های آن بدوی ...

بانوی من اگر دست من بود سالی برای تو می‌ساختم که روزهایش را هرطور دلت خواست کنار هم بچینی به هفته‌هایش تکیه بدهی و آفتاب بگیری! و هرطور دلت خواست بر ساحل ماه‌های آن بدوی بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی ...

بانوی من اگر دست من بود سالی برای تو می‌ساختم که روزهایش را هرطور دلت خواست کنار هم بچینی به هفته‌هایش تکیه بدهی و آفتاب بگیری! و هرطور دلت خواست بر ساحل ماه‌های آن بدوی ...

بانوی من اگر دست من بود سالی برای تو می‌ساختم که روزهایش را هرطور دلت خواست کنار هم بچینی به هفته‌هایش تکیه بدهی و آفتاب بگیری! و هرطور دلت خواست بر ساحل ماه‌های آن بدوی بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشه‌ی زمان می‌ساختم که ساعت‌های شنی ...