#Doubles_of_love  #دوراهی_عشق پارت سی و هشتم(۳۸) *آچا* ÷واو....

#Doubles_of_love

#دوراهی_عشق

پارت سی و هشتم(۳۸)

*آچا*

÷واو... چه خونه قشنگی داری
_قشنگی از خودته البته اشتباه گفتی... کجاشو؟ اونجایی که گفتی داری باید میگفتی: چه خونه قشنگی داریم
× از کجا خونه منم حساب میشه؟
_چون دیگه تو مال منی و هر کسی که مال من باشه همه چیز من مال اونه
× ببین واسه من از این لوس بازیا در نیار من دلم با این کارا نرم نمیشه فکر نکن من از این دخترای کره ایم که با دوست دارم و عاشقتم و این کار را عاشقت بشم سیکس پکم دیگه واسه دخترا مهم نیست...
کمرشو صاف کرد و لباشو جمع کرد انگار می خواست ادای منو در بیاره:
_بله شما اینجوری عاشق نمیشید شما ها ناز دارین باید نازتونو خرید ولی حیف که به جای خریدن اون نازتون با اون همه پول میشه یه خونه جدید خرید...
سرشو خم کرد:_تو از کجا میدونی من سیکس پک دارم؟
× نداری؟
_میخواستی داشته باشم؟
فهمیدم سرکارم گذاشته و با خنده موزی جوابشو دادم...
_حالا بیا تو کارت دارم
وای خدا یعنی چی کارم داشت که چشمک زد؟ وای خدا این پسره چرا انقدر عجیبه البته کنار عجیب بودن ش خیلی هم جیگره والا راستش بچه که بودم با خودم می گفتم: این دوست من پیدا کردم؟ اون نباید دوست من باشه اون باید عاشقم باشه.راستش از خودش که پنهون نیست از شما چه پنهون بچه که بود خیلی جیگر بود چند بار بردمش خونمون کارشو تموم کنم ولی چون قبلنا خیلی دعوا میکردیم یه بارم تنهامون نذاشتن(بچن بچه^_^)...ولی حالا که بهش فکر می کنم این من با این وضع و اوضاع زندگیم البته واقعیتش هیچی ندارم یه کار داشتم اونم که از دست دادم واسه خاطر کی؟این عوضیه بیشعور

^فلش بک^

+کار اصلی یک حسابدار چیه؟محاسباتو درست انجام بده و تو چیکار می کنی محاسبات و تماماً اشتباه انجام میدی و اگه من این کارا رو بدم دست پسر ۱۱ سالم بهتر انجامش میده ولی تو چی کار میکنی؟
×قربان من چند وقته که فکرم مشغوله...
+فکرت مشغوله که مشغوله واسه کارت باید همیشه حواستو جمع کنی چند روزه که فقط مرخصی میگیری سرکار نمیای و وقتی هم که میای این وضع کار کردنته. دیگه نمیخوام اینجا کار کنی تو اخراجی

^پایان فلش بک^

اینم از وضع زندگی من موندم تو بیکاری.واقعیتش تا حالا به این فکر نکرده بودم ولی حالا فکر میکنم این پسره جیگر بشه شوهر من هم پزشو پیش همه میدم که خوش تیپ و هم دکتره هم لازم نیست خودم کار کنم میشم زن خونه و زندگی و...
_به چی فکر میکنی؟
×منننن؟ هیچی هیچی...
تلفنم زنگ خورد. هه جونگ بود
×الو؟ چیشده این وقت روز زنگ زدی؟سرم مشغوله نمیتو...
÷آچااا...من حالم خوب نیست
×چی شده؟ کجایی الان؟
÷من من خونم
×همونجا بشین الان میام
تلفنو قطع کردم...
×من باید برم فعلا
_فکرنمیکنی یه چیزی یادت رفت؟
×اوه.راست میگی
بوسیدمشو سریع از خونه خارج شدم...

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ادامه‌ی دیدگاه ها